ناظر محترم خواهش میکنم منتشر کن مرسی گایز ممنون میشم یکم بیشتر حمایت کنید مرسب
£حالشوننن خوبههههه فقط بایدد استراحت کنن{فقط یکم داد:/}_صداتو روی من بلند نکن{دادددد}£وای_ته مین رو میبریم خونه£ولی...باشه_سریع...{چن می بعد}_باشه خداحافظ میبینمون بعدا...{تهیونگ ویو}بقیه رفتن خیلی نگران (((((((((ته مینم)))))))))) بودم( همه چی داره درست میشههه)رفتم پیشش آروم دستشو گرفتم کاملا بغض کرده بودم ک دستش تکون خورد_ته مین؟+ت..تهیو...تهیونگ_حالت خوبه؟+قطعا ....خوب...نیستم_متاسفم واقعا متاسفم اگه تنها...+تو مقصر نیسی خودتو سرزنش نکن_دیگه هیچوقت تنهات نمیذارم+هنوز تو مهمونیم؟_نه چرا؟:/+چرا اینجوری رفتار میکنی پس_چه ربطی داره ته مین؟+خیلی خب...من خستم_استراحت کن.
{تهیونگ ویو}سردرد داشتم و اعصابم خورد بود من چیکار کردم! بغض کردم ک بی اختیار اشک ریختم همه ی خ*د*م*ت*ک*ا*ر ها و نگهبانا نگاهممیکردن هیچوقت خدمو اینجوری ندیده بودم از عمارت رفتم بیرون و داخل حیاط قدم زدم بلکه آروم تر بشم هوا سرد بود که تصمیم گرفتم برگردم داخل رفتم داخل ک چند مین بعد ملودی اومد داخل هیچکدوم ازنگهبان ها همنمیدونستن چطوری
؟سلام ته ته_تو اینجا چیکار میکنی{داد}؟وای آروم باش دیگه باید برای اومدن به خونه خدم هم اجازه بگیرم_خونه ی تو؟ اینجا خونه ی تو نیست برو بیرون حصله ندارم؟وای تهیونگ یعنی چی تو داری با منی ک ع*ا*ش*ق*م*ی اینجوری حرف میزنی_من؟؟؟؟چی میگی ملودیی{داد}+چرا دارم اینارو میشنوم!!{تهیونگ ویو}ته مین رو با یه لباس ساده بالای پله ها دیدم_ته مین+البته تعجبی هم نداره_ته مین واقعا اینجو...+بیخیال باشه؟خوبه اون هم خبر داره_اصلا اینجوری نیس ملودی تو هیچ اهمیتی برای من نداری
_من هیچوقت اون رو با تو عوض نمیکنم این دور و بر نبینمت{داد}ملودی با گریه رفت بیرون _ته مین بهم گوش کن
عالیعزیزمممم
فدات
😍🖤نایسس
:)
عررر:))
جیخ
غمگینش نکنننن ببین منوووو گناه دالم
_ حالا میگه پایان هیچ چپتری خوب نیست 🗿🗿🗿🗿
جیخخخخخ داستانو نوشتم نمیشه تغییرش بدم ولی یکم سعی میکنم آروم باشههه
ایشششششششششش ایششش
میشه ۵۰۰ تایی بشم؟ :))
:/
:/