
اینم از پارت پنجم امیدوارم خوشتون بیاد .پسلایک و کامنت هم یادتون نره💞💞
÷.یکم راه رفتم تا بیاد که یه نفر از پشت سر منو صدا زد =سلام سویان خانم÷فکر کردم شاید جیهوپ باشه برگشتم اما با کسی که دیدم خشکم زد÷تو....تو اینجا چیکار میکنی?= دوست داشتم دوباره ببینمت اشکالی داره?÷آره اشکالی داره حالا زود از اینجا برو تا به پلیس زنگ نزدم.=هه..نگاه کن اینجا کی داره امر و نهی میکنه?گوش کن تو حق نداری هرجور دلت میخواد باهام حرف بزنی،فهمیدی?×ببینم آقا با این خانم چیکار داری?=ببینم تو به ما چیکار داری?نکنه دوست پسر سویانی?÷نه خیر ما فقط با هم دوستیم حالا تو هم از اینجا برو وگرنه?=وگرنه چی?گوش کن تو حق نداری با من اینجوری حرف بزنی ها?(با داد)÷خواستم جوابشو بدم که پلیس ها خودشون رسیدن.(علامت پلیس^)^هی اینجا چه خبره پسرا?÷آقای پلیس تقصیر ما نبود این پسره بزور می خواست دعوا راه بندازه=هی تو?^بس کن دیگه.می خوای بری زندان.خانم شماو این آقای جوان باید با ما بیایید تا ما قضیهرو بررسی کنیم÷باشه چشم
×سویان می خوای با ماشین من دنبالشون بریم?÷هرجور که راحتی جیهوپ من مشکلی ندارم×پس سوار شو.÷ پس صبر کن بهشون بگم و بیام×باشه÷آقای پلیس ما می تونیم با ماشین خودمون بیایم?^بله .پس همراهمون بیایید.÷بله.رفتم سوار ماشین جیهوپ شدم و خیلی ناراحت بودم.همش به خاطر اون پسره ،من جیهوپ نمی تونستیم با هم بریم.×میگم سویان چرا چیزی نمیگی پس?÷من واقعا شرمنده توئم جیهوپ من رو ببخش که روزتو خراب کردم×نه این چه حرفیه اصلا حرفشو نزن.تقصیر تو نبود که.حالا اون پسره رو از کجا میشناسی?
÷وقتی میرفتم دبیرستان همکلاسیم بود و همش اذیتم می کرد.فکر نمی کردم دوباره ببینمش اما امروز یهو دیدمش×آهان من فکر کردم دوست پسر قبلیته÷نه بابا اون اصلا پسر خوبی نیست و منم ازش متنفرم.رسیدیم به مرکز پلیس و پیاده شدیم.از ظهر تاحالا که داشت شب می شدما رو نگه داشتند تا بررسی شون رو بکنن.هم من و هم جیهوپ خسته شده بودیم اما فقط صبر می کردیم
÷بعد از اینهمه صبر کردن دیگه خسته شدم و رفتم از اون مامور پرسیدم÷ببخشید آقا من و دوستم خسته شدیم پس کی میتونیم بریم?^آ... میتونید برید توی این اتاق تا بهتون بگن.من و جیهوپ رفتیم تو اتاق اونجا یه اقایی که ظاهرا رئیس اونجا بود گفت^ببخشید که اینهمه معطل شدین میشه بگین شما این آقا رو از کجا میشناسین?÷بله.قبلنا همکلاسیم بود البته خیلی من نمیشناسمش یعنی دوستش نیستم^بله پس فقط همکلاسی اش هستین?÷ بله.میشه بگین برای چی اینا رو میپرسین?^بله.ظاهرا این آقا یه جرم هایی انجام داده که داشتیم بررسیش می کردیم و به شما احتیاج داشتیم.اما الان دیگه کاری باهاتون نداریم شما میتونید برید.÷خیلی ممنونم.خدانگهدار.ما ازونجا اومدیم بیرون و دیگه کم کم داشت شب میشدمن به جیهوپ گفتم÷جیهوپ میگم دیگه پس نمیشه جایی بریم می خوای تو برو خونه منم میرم خونم×باشه پس بزار برسونمت?÷نه نه نمی خواد خودم میرم×سویان اینقدر تعارف نکن منم که میدونم خونت از اینجا دوره پس سوار شو تا بریم÷باشه ممنونم.جیهوپ منو رسوند و رفت منم لباسام رو عوض کردم و از بس خسته بودم زود خوابم برد.
انگار این بارم کم نوشتم ببخشیدبچه ها✨✨✨
خدافظ🌈🌈
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییییییییییییی آجی لطفا پارت بعدی 💜💜💜💜💜💜💜💜💜
زیادی گشنگ بودددد🥺💕
چشمات قشنگ میبینه عزیزم.ممنون🎄🎄🎄
ممنونم✨✨✨
سلام عزیزم میتونی نویسنده ی فیلم های تیدرمای ما باشی🌸
عالی🌸