ناظر می تونی پونصد بار بخونی هیچ کلمه ی بدی جر دوست دارم نداره ب قرن راست می گم منتشر نکنی عذاب وجدان میگیری😐✌
سلام می دونم دلتون برام تنگ نشسته بود ولی با یه تک پارتی قشنگ اومدم امید وارم خوسطتون بیاد خواهشن نظر واقعیتون رو بگید بخدا ناظر نمیشم اینم تبلیغ تست💐
دخترک گردونه ی شانس را بالا انداخت و همچی به حالت عادی برگشت دوید به پسرک که پسرک دختری را ب٫_٫_غ٫_٫_٫_ل کرد و با عش،،،،ق به چشمان دختر نگاه کرد رو به سمت دخترک قصه کرد رو گفت : تو لایلا رو برسون و پرشی کرد و در بین ساختمان ها محو شد دخترک اون نگاه پسرک را می شناخت (چرا اینقدر کتابی می نویسم😐😂؟)*ناظر منتشر کن 😐🤞🥺* پسرک وقتی بهش نگاه میکرد اون برق ع*٫*٫شق را می زد اهی کشید و رو به لایلا کرد : به نظرم پات بهتره می تونی خودت بری؟ لایلا گفت : البته لیدی باگ گردونه ی خوش شانسی تو باعثش شد دخترک لبخندی مصنوعی زد و پرید و از روی ساختمان ها رد شد و پشت یکی از دودکش ها مخفی شد و کلمه ی معجزه اسا رو به زبان اورد (تیکی اسپانساف(تیکی خال ها ناپدید😐 فارسیش مزخرفه )) به کوامیش یکی از همون ماکرون هایی که خودش درست کرده بود رو داد و بهش گفت : زود بخور بهت نیاز دارم😊 تیکی کوامی شانس دخترک سوالی بهش نگاه کرد ولی چیزی نگفت
استراحتی کردن و مرینت دخترک قصه کلمه ی تبدیل رو به زبان اورد (تیکی اسپانسان(تیکی دختر کفشدوزکی اماده) *همون طور که گفتم فارسیش مزخرفه**منتشر🥺* و به سمت مدرسه رفت تمرین شمشیر بازی شروع شده بود و معش*_*_*وقه ی دخترک داشت با دشمنش ولی در عین حال دوستش مبارزه میکرد وقتی مبارزه تموم دختر لب باز کرد و گفت : کارت خوب بود ادرین🙂 پسرک جواب داد : دارم سعی می کنم لایق تو بشم 😊*بسم الله خدا اون روز رو نیاره 😐 با اینکه خودم فن کاگامیم ولی شیرشون خوب نیست😐✌**ناظر خواهش منتشر کن * دخترک به وضوح صدای خورد شدن قلبش رو شنید نمی تونست تحمل کنه با حرف می زد : چ. چی ا.. ادرین می. میخواد ل. لا. لایق کا. کاگامی شه ؟ نمی تونست تحمل کنه نمی تونست جلوی اشک های مروارید شکلش را بگیرد با هر سرعتی که داشت از اونجا رفت پسرک قصه ادرین حس کرد کسی دارد نگاهشان می کند به اطراف نگاه کرد و ناگهان مروارید هایی که روی زمین می چکید رو دید سرش را بلند کرد تا صاحب اون مروارید های زیبا را ببیند ولی تنها چیزی که دید کیف صورتی و کت خاکستری رنگ مرینت را دید با خود به فکر فرو رفت که چرا داشت اشک میریخت می خواست دنبالش برود ولی دیر شده بود اون رفته بود
دخترک ناراحت به اتاقش بازگشت وقتی رسید نتها صدای هق هق بود که در اتاق پیچیده بود هرچی مادر و پدرش در می زدند و صداش می کردن جوابی جز گریه و هق هق های دخرشان نمی شنیدند بالاخره دخترک از گریه دست برداشت به گوشیش نگاهی کرد و پوزخندی زد هیچ کس از حالش خبر دار نبود .... هیچ کسی نه پیام نه زنگی بهش نداده بود * الان انتظار داشتید بگم ادرین بهش زنگ زده؟ خوب اشتباه کردید😐😂✌**منتشر کن*حس می کرد دیگه هیچ عش*»*»قی درونش وجود نداره البته حق داشت فکر کردن به اینکه مع٬٫&شو٬_&قش کسه دیگه رو دوس💌ت داره ازار دهنده بود قلبش برای ادرین سیاه شده بود تمام عکس هایی که روی بیلبورده کناره تخت رو کند تنها عکسی که نکند عکس دسته جمعیه دوستاش بود با خودش گفت یه دونه اشکال نداره و با عکس های در دستش به سمت صندوقچه ای رفت و تمام اون عکس ها رو درون اون گذاشت یا خودش فکر کرد کاگامی تو مدرسه ی ما درس می خونه و یه فکر عالی به سرش زد دفترچه خاطرات رو برداشت و نوشت ارزو و هدفام : طراح مد شدن 💓 رسوندن ادرین به کاگامی
فردا امتحان ریاضی داشت و معلمش فول داده بود هرکی بهترین نمره رو بیاره یکی از خواسته هاش انجام میشه یا به یاد اوردن این حرف شب خندیدن زد و مشغول خوندن ریاضی شد * فردا صبح * صبح زود بلند شد و سریع لباسش رو عوض کرد یه لباس نیم ت، ن، ه ی سیاه پوشید با یه دامن کرم حوصله ی بستن مو هاش رو نداشت پس فقط شونشون زد و کناره سرش گذاشت به سمت مدرسه دوید... دوید.... دوید تا رسید با تعجب به اون نگاه می کردن حتی بعضی از پسرا جذب مو و چشم های اقیانویش شده بودن ولی دخترک اصلا حواسش نبود و داشت برای باز اخر ریاضی رو مرور می کرد وقتی که رسید هنوز کسی نرسیده بود لبخند رضایت بخش روی لبش اومد و سر جاش نشست و شروع به خوندن کرد *۱۰دقیقه بعد * میشه گفت همه به کلاس اومده بودن و صندلی ها پر شده بود جز یکی اونم صندلیه *واقعل فک می کنید می گم ادرین😐😂✌؟ * الیا بود *😂🤞*
بعد از مدتی الیا هم سر رسید هیچ کس هواسش به دخترک نبود حتما می خواستن دخترک دیر بیا پوزخند کم رنگی زد که کلویی از روی صندلی پاشد و به سمتش اومد اینقدر با شتاب بود که موهای ابریشمین روی صورتش ریخت کلویی داد زد : هی دوپن چنگ اینجا فقط حق منه که زیبا باشم حالا هم پاشو برو خونه و مثل همیشه اون لباس های مزخرف رو بپوش همه حیرت زده به دخترک و کلویی نگاه می کردن که دختری که با معش%©®وغه اش بود *کاگامی* به سمتشان امد و گفت بس کن کلویی مرینت همیشه خوشگل بوده تویی که هیچی نداری کلویی اومد جواب بده که همه ی بچه ها اومدن و جلوی کلویی وایسادن حتی معش،.،. وغه ی دخترک دخترک حرصش گرفته بود *وا ما ارزو مونه یکی بیاد طرفداری مون رو بکنه😂😐✌* بلند، شو و کتابش رو به دست گرفت و به سمت کتاب خونه رفت جایی که مبین تونست در سکوت درس بخونه که خانم روسیه رو اون ته دید به سمتش رفت و ازش خواهش کرد که الان جلوی چشمش امتحان بده خانم بوست یه می تونست مرینت به دلیلی این حرف رو می زنه پس قبول کرد درضمن ۳۰ دقیقه مونده بود تا امتحان و مرینت بیست دقیقه ایی امتحان رو تموم کرد و با معلمش به سمت کلاس رفتن مرینت رفت سر جاش نشست و به خانم بوستیه نگاه کرد اصلا براش مهم نبود که بقیه دارن نگاش می کنن و با دست زدن خانم بوستیه به خودشون اومدن و دست از نگاه کردن به مرینت برداشتن *فردا *
فردای اون روز مرینت به اجبار تیکی یه لباس زیبا تر پوشید و موهاش رو شونه کرد و پشت گوشش داد *جز نگار همش استایل مرینت* و به سمت مدرسه رفت دوباره نگاه همه بهش افتاد ولی اهمیتی نداد و با مارتین حرف زد * فک کنید دوستشه* به کلاس که رسید هنسویریش رو در اورد و به اهنگ و اهنگ رو پلی کرد چون می دونست کسی اونجا نیست بلند با اهنگ خوند ولی خبر نداشت کسی داره به صداش گوش می ده *بازم ادرین نیست😂✌😁* 🎶remember when we broke up, the first time اولین باری که به هم زدیمو یادمه🎶 🎶Saying this is it, I’ve had enough, ’cause like گفتم همینه ٬ به اندازه کافی سختی کشیدم ٬ چون🎶 🎶We haven’t seen each other in a month ما یک ماه همدیگرو ندیده بودیم🎶 🎶When you, said you, needed space, what ? وقتی تو گفتی به فضا نیاز داریچی🎶 🎶Then you come around again and say بعدش دوباره اومدی و گفتی🎶 🎶Baby, I miss you and I swear I’m gonna change عزیزم ٬ دلم برات تنگ شده و بهت قول میدم تغییر کنم🎶 🎶Trust me, remember how that lasted for a day بهم اعتماد کن٬ به یاد بیار اون روز چطور تموم شد🎶 🎶I say, I hate you, we break up, you call me, I love you من گفتم :ازت متنفرم ٬ و بازم به هم زدیم ٬ تو بهم گفتی: دوست دارم🎶 🎶Oooh we called it off again last night اوه٬ ما دیشب دوباره به هم زدیم🎶 🎶But Oooh, this time I’m telling you, I’m telling you اما اوه٬ این بار من بهت میگم٬ من بهت میگم🎶 🎶We are never ever ever getting back together ما هیچوقت هیچوقت هیچوقت به هم برنمیگردیم🎶 🎶To my friends talk to me برو با دوستات حرف بزنم با دوستای من حرف بزن با من حرف بزن🎶 🎶But we are never ever ever ever getting back together اما ما هیچوقت هیچوقت هیچوقت به هم برنمیگردیم🎶 🎶…Like ever هیچوقت🎶 🎶I’m really gonna miss you picking fights واقعا دلم برای عواهامون تنگ میشه🎶 🎶And me, falling for it screaming that I’m rit و من٬ داد بکشم و بگم حق با من🎶 And you, will hide away and find your piece of mind, with some indie🎶 record و تو میزنی بیرون تا یکم به ذهنت استراحت بدی با موسیقی های ایندی که🎶 🎶That’s much cooler than mine فکر میکنی از آهنگ های مم بهترن 🎶
نتیجه 1
همه رو صحیح بزن
نتیجه 2
همه رو صحیح بزن
نتیجه 3
همه رو صحیح بزن
نتیجه 4
بعد از اهنگ کلاس پر شد خانم بوسیله اومد و گفت همتون بهترین نمره رو گرفتین ولی مرینت از همه بهترین بود و باید یه خواسته بهم بگه با خوشحالی به سمتش رفت و کاغذی بهش داد و دم گوشش گفت میشه ترتیب کلاس اینطوری باشه خانم بوستیه یه هم اروم جوری که فقط اون بشنوه گفت باشه ولی اگه همه موافق نباشن برمیگردیم به جای اصلی و با خوشحالی سرش رو تکون و گفت من می رم دستشویی و وقتی اومد دید همه خوشحالن جز قلب خودش لبخندی زد و به سمت اخرین نیمکت ها رفت و نشست بعد کلاس به سمت کتاب خونه رفت روی صندلی نشست ولی دریغ از اینکه بدونه کسی دنبالشه *فکنم بدونید می خوام چی بگم😐😁🤞* رفتم روی یکی از صندلی ها نشست و تیکی از کیفش بیرون اومد و ازش پرسید چرا همچین کاری کرده مرینت بغضی که چند روز توی گلوش بود رو دیگه نتونست تحمل کنه و با گریه همچی رو برای کوامیه عزیزش گفت 🥺 نمی خواست صداش بلند سه پس سرش رو روی دستاش گذاشت و شروع به گریه به کردن کرد اون شخص که اینا رو شنیده و از همچی با خبر شده بود گفت : چرا اینکارو کردی.... مای لیدی *گفتم گناه دارید* پرینت که صدای هق هق همجا را پرکرده بود با بهت هق هقش قط شد به سمت صدا سرش را چرخواند و با دیدن صاحب صدا در بهت به سر برد ادرین.... ادرین صاحب صدا بود ادرین لبخند کوچکی زد و به سمت پرینت رفتم روی دو زانو روی زمین نشست و اشکای مرینت را پاک کرد و دوباره حرفش رو تکرار کرد چرا اینکار رو کردی مای لیدی مرینت دهن باز کرد و گفت : ک. کت ن. نوار ادرین به ارومی سرش رو تکون داد و مرینت را به اغوشت دعوت کرد همون لحضه صدایی از بلند گو ها شنیده شد : می دونم تعجب می کنی ولی خواهش کلم رو نکن😅 و صدای اهنگ خواندن مرینت همجا پخش شد صدای الیا بود که این حرف رو می زد ولی زوج ادرینت ما کنار هم خوشبخت بود عشق.... کلمه ی عجیبی هست ولی همیشه همه رو به هم وصل می کنه.... گاهی دختر قدم بر می داره گاهی پسر ولی مهم حسی هست که پیدا می کنی... عشق هیچ وقت ساده نیست همیشه سختی های خودش رو داره..... ولی اینو باید بدونیم که عشق چیزی هست که این دنیا رو زیبا تر می کنه💖
آنیوگایز-!🗿🤝🏻
مایهگروهبهنامکرکسیتشکیلدادیماماههجیننداریم-!🗿🤝🏻
ههجینمونمیشی؟🗿💕🤝🏻
ادمینمایلبهپین؟🗿🤝🏻
عالیییییی بود
مرسی😊
وای آجی
چنگنه ناز
چقدر رمانتیک
مرسی اجو💐
عالی بود ولی متنش رو مخم بود😐چون خیلی کتابی بوددد😐🗿
من اولین شیپ مورد علاقم مرینت و ادرین هسن بعدش لیدی باگ و کت نوار بعدشم کاگامی و ادرین بعدش لوکا و مرینت
مرسی اره رو مخ منم هست
منم🌺😍
کاگامی چی شد ؟
با لوکا😁
آها
عالی 😢☺❤
مرسی💓
افرین ج
تنکس د
عالی بود آجی
مرسی💕
ولی عالی بودد
مرسی😍
ولی چرا انقد کتابی خاهرم😭
نمی دونم😅