سلام چطورین؟ اینم از پارت جدید الان ساعت ۲۲:۳۵دقیقه هست امیدوارم زود بنویسم و منتشر بشه
از زبان نویسنده:..به در آهنی مشت میزد و داد میزد تا نگهبانی بیاد پیشش اشک از چشماش سرازیر بود دست زخم شده اش را پایین آورد و به در تکیه داد و آروم پشت در نشست مچ دستش زخمی شده بود و خون از او سرازیر بود به ساعد دستش که پاکیزه بود روی چشم هایش کشید توی خودش جمع شد او مرگ مادر یونگی را با چشمای خودش دیده بود مادر یونگی خودش را برای یون سو فدا کرده بود مادرش بخاطر فراری دادن یونگی و یون سو از دنیا رفت و او الان یه پدری که نمیدونه کجای این آزمایشگاه یا کشور بزرگ هست پنهان شده تنها چیزی که از ذهنش رد میشد آن بود که نباید جونگ کوک بمیرد پس بلند شد و دوباره محکم به در آهنی مشت زد و گاهی اوقات لگد میزد .......تهیونگ با سر پایین و درونی ترسیده به سمت دستشویی آنجا میرفت از واحد های هیبرید ها رد میشد که صدای گریه و داد و بیداد را شنید سرش را با تعجب به دور و اطراف چرخاند تعجب کرده بود که نگهبان های این منطقه رو ندیده بود آب دهنش را قورت دادو به سمت اون اتاق رفت
...پشت در اتاق ایستاده بود آروم گفت:میشه گریه نکنی الان میان..یون سو با شنیدن صدای کسی پشت در با ترس بلند شد.. محفظه آهنی که درون در بود باز شد با تعجب به محفظه نگاه کرد دستش را به میله های درون در گرفت روی نکو پایش وایستاد و خودش را جلو کشید تا کمی اون مرد را ببیند دهنش را باز کرد که شروع به التماس کردن کند که با دیدن عشق جونگ کوک دوست پاک و مظلومش شوکه شد تهیونگ با چشمای معصوم اش به دختری که بهش خیره و شوکه نگاه اش میکرد نگاه کرد دستش را از پشت میله تکون داد و با صدای لرزونی گفت:گربه ای خانم خوبین؟...یون سو برای لحظه ای غم اش را فراموش کرد و از ته قلبش بخاطر لقب تهیونگ لبخند زد از در فاصله گرفت پسر چشماشو به درون اتاق چرخاند چرا این اتاق براش آشنا بود؟ از در فاصله گرفت و به عدد حکاکی شده روی آن نگاه کرد*واحد ۲۷* چشماش درشت شد سریع به میله های محفظه چسبید
...یون سو جلو اومد با صدایی که انگار از ته چاه اومده بود گفت:تو..تو .تهیونگی؟..تهیونگ ابرویی بالا داد اون دختر میشناختش ..یون سو خودش رو به محکم به در کوبید که باعث شد تهیونگ بترسه یون سو با گریه گفت:لطفا..التماست میکنم..منو نجات بده...جونگ کوک...کوکیم.در خطره..دارن میکشنش....خاطرات تهیونگ با آهنگی ملیح در ذهنش از جلوی چشمانش رد میشد ..اون دختر گربه ای راجب جونگ کوک گفته بود..یون سو دوباره به حرف اومد :اون اون دوست داره..التماس میکنم حتی..اگه یکم هم دوستش داری کمکم ..کن تا نجاتش بدم...هرکاری که بگی میکنم....لطفا....تهیونگ مکثی کرد که با صدای جیغ خفیف دختر از روی درد به خودش آمد با سرعت بدون فکر کردن قفل در رو کنار کشید دو لگد به در زد و در باز شد یون سو دست تهیونگ را محکم گرفت و به دنبال خودش کشاند...
_____هر سه مرد به همراه هیبرید گربه کنار هم نشسته بودن و به نقشه هوشمندانه دستیار آقای پارک که روی تخته نوشته شده بود نگاه میکردند آقای جانسون لبش را خیس کرد و عینک اش را بروی چشمانش گذاشت و با نگاه جدی دندون قروچه ای برای هیبرید گربه و هوسوک رفت به سمت تخته قدم برداشت لب باز کرد:ما به عنوان مدیر یک شرکت بزرگ میریم که دنبال دانشمند های عاقل و بزرگ هست آدم هایی که کارهای زیادی ازشون بر میاد اون روز تو و تو...با دستش به نامجون و هوسوک اشاره کرد...:شما دوتا برای بازدید کردن از تارهای اون دانشمند ها به سلول ها و آزمایشگاه های جدا میرین و سعی میکنین از کار اونا سر در بیارین. تو هم به عنوان نمونه آزمایشگاهی تحویل میدیم و سعی میکنیم تا روش شون رو بفهمیم و به پلیش گزارش کنیم...و تو..به جیمین نگاه کرد جیمین آب دهنشو قورت داد ...:تو قراره مخفیانه وارد اونجا بشی و با اطلاعاتی که آقای جانگ و کیم میدن واحد اون هیبرید رو پیدا کنی....
نتیجه 1
سلام چطورین ساعت ۱۲ :۵۲ هست و من مغزم شدیدا خواب هست بچه ها حتما توی اسپاتیفای لطفا استریم بزنین و اینکه این پارت واقعا بد بود اصلا نفهمیدم چطور نوشتمش فکت این پارت*از اول قرار بود اسمم کاتسومی بزارم ولی اشتباهی نوشتم تاکومی که تاکومی اسم یه یوتیوبر ژاپنی هست و من کاتسومی و تاکومی رو باهم قاطی کرده بودم *همین دیگه فعلا خداحافظ
نتیجه 2
سلام چطورین ساعت ۱۲ :۵۲ هست و من مغزم شدیدا خواب هست بچه ها حتما توی اسپاتیفای لطفا استریم بزنین و اینکه این پارت واقعا بد بود اصلا نفهمیدم چطور نوشتمش فکت این پارت*از اول قرار بود اسمم کاتسومی بزارم ولی اشتباهی نوشتم تاکومی که تاکومی اسم یه یوتیوبر ژاپنی هست و من کاتسومی و تاکومی رو باهم قاطی کرده بودم *همین دیگه فعلا خداحافظ
نتیجه 3
سلام چطورین ساعت ۱۲ :۵۲ هست و من مغزم شدیدا خواب هست بچه ها حتما توی اسپاتیفای لطفا استریم بزنین و اینکه این پارت واقعا بد بود اصلا نفهمیدم چطور نوشتمش فکت این پارت*از اول قرار بود اسمم کاتسومی بزارم ولی اشتباهی نوشتم تاکومی که تاکومی اسم یه یوتیوبر ژاپنی هست و من کاتسومی و تاکومی رو باهم قاطی کرده بودم *همین دیگه فعلا خداحافظ
نتیجه 4
سلام چطورین ساعت ۱۲ :۵۲ هست و من مغزم شدیدا خواب هست بچه ها حتما توی اسپاتیفای لطفا استریم بزنین و اینکه این پارت واقعا بد بود اصلا نفهمیدم چطور نوشتمش فکت این پارت*از اول قرار بود اسمم کاتسومی بزارم ولی اشتباهی نوشتم تاکومی که تاکومی اسم یه یوتیوبر ژاپنی هست و من کاتسومی و تاکومی رو باهم قاطی کرده بودم *همین دیگه فعلا خداحافظ
کاتسومی سیلام
مایل ب بک؟
راستش تاکومی بهتره🤭💕
الی جونم🥺💔
الی گشنگمممم🥺💔
الیه نانازممممم🥺💔
گلبونت اون چشمات که تاحالا ندیدمشون برممممم🥺💔
میش پارت بعدی لطفا🥺💔😐
و اینکه این پارت به شدت محشرررر بووددددد🙂🎀
عا یادم رف بگم😌
عررررررررررررررررررررررررررررررررررررر😅
😂😂😂
با اون تیکه چشم خیلی حال کردم 😂
الییی بزار دیگههههه😔😂
گناه داریمااااا😔😂
😅👍
والا ما گونا دریم🤭🤏
😂😂😂😂خدا نکنه آخه چشمام آدم حسابی😂😂اوکی اوکی خر شرم
اره چشمات ادم ناحسابی😂💔
هوراااا خر شدیییی😁
برم فک کنم دفعه بعدی چجوری مختو بزنم😌
گریمگرفچطومیگیخوبنیس؟༎ຶ‿༎ຶ
واقعا؟این پارت واقعا ناراحت کننده نبود ایم ساری گرل
وییی گلبم نه اون همه یون سو گریه میکرد من گریم نگیره:/🤧💔
پس از این به بعد یون سو غلط میقوله گریه کنه تا اشک عزیز دل من دربیاد
اوقییی🤧💓
گلببببببببببببم اکلیلی میشود
تاکومییییییییییی
داستانات حرف ندارن
آجی؟🥺
جونمم ممنونننن 😂😂اره حتما خواهر ۴ بار کامنت دادی اجی خودت را معرفی کن
خوبه به روم نیار 😂
روناک 12
رونی صدا بکن
😂😂
وای خدا یه دونسنگ کیوت دیگه به اسم رونی خودااا
شوما؟
می دونم باید ٱنی صدات کنم
بنده رو الی الیانا یا تاکومی یا اونی هرچی دل تنگت بخواهد
الی جان سیلام😂
خداحافظ دونی
😂😂😂
سلام
تاکومی...
اینم قشنگه هاااااااااا🥲❤
ولی من اشکم در اومده😢💔
الهی قربون مرواریدات برم
اونیی باری دیگر تستت رفت تو محبوباا:)💖💖گودرتتت
ولی من مطمئنم حالت خوب بوده و کاملاااا حواست جمع بوده چون هنوزم تو این پارت داشتی کرم میریختی
عه😂😂نچ نچ
سیلاااام اورین همین جوری ادامه بده اورین گود تو داستان بعدیت کوک و زجر نمیدیاااااا دارم میگم زجر نده بچه روووووووو اهههه جواب کامنتامم نادیده میگیرم حوصله ندارم برم شمشیر یونگی رو بیارم سرش شلوغه بچه😂
یا اونی
جوابمو بده
جانم
تو پینترست😑😐
اهان ببخشید
نیازی به معذرت خواهی نیست
فقط جوابمو بده اونی ♡