
(بچه ها ببخشید اولش اسم رو اشتباه نوشتم )ملودی : وقتی تموم کردیم سعی کردم با اریک چشم تو چشم نشم ولی اون بهم زل زده بود . به بچه ها اشاره کرد که برن بیرون و بعد به من زل زد و گفت : بیا تو این 3 ماه مثل م.ر.د.ه ها زندگی کنیم ! گفتم : منظورت چیه ؟ ♤ بیا وانمود کنیم از وجود اون یکی خبر نداریم اینطوری بهتره ♡ ا..اریک ! ♤ملودی تو مایه عذاب منی ! وقتی تو پیش من هستی سردردهای بی معنی میگیرم ! لبخندت حالم رو بد میکنه ! اینکه میبینم جای لورا اسم تو داخل شناسنامه ام هست بدنم رو سست میکنه ! ♡من متاسفم اریک ! ♤وقای ط.ل.ا.ق بگیریم همه چیز تمومه ولی این 3 ماه.... بیا اینجوری زندگی کنیم ! و اینکه اتاق هامون هم جدا کنیم ♡ من منظورت کامل متوجه شدم!♤ خوبه که میفهمی ....♡ سوالم رو جواب بده ! ♤ چه سوالی ؟ ♡ یادم هست یه بار یکی به جان گفت ملودی از لورا زیباتر نیست ولی از لورا باهوش تره ! کیفم رو برداشتم و از اتاق خارج شدم. منو باش که میخواستم از این 3 ماه رو لذت ببرم اما الان باید تو بدبختی زندگی کنم !
احساسات بخش بزرگی از زندگی همه ی ماست و راهی برای جلوگیریش نیست . 《l fall in love with him 》وقتی این جمله رو قبلا می شنیدم، یک لبخند مضحک میزدم و میگم ع.ش.ق وجود نداره اما الان ..... بار ها این جمله رو وقتی با اریک بودم به خودم گفتم اما الان این جمله دروغه احساسات من برای اون بی معنیه. جلوی دفتر ایستادم. مثل اینکه این وکیل معتبری هست و تو پرونده های خانوادگی موفق بوده . وارد شدم و گفتم : سلام ! منشی پشت میز داشت با یک سری ورقه کار میکرد . گفت : وقت قبلی ؟ اصلا نگاهم نکرد . گفتم : ندارم ولی کارم..... سرش آورد بالا و گفت : خانم محترم کار همه مهمه وقتی قبلی نداری بفرما برو . گفتم : اما خانم.... از جاش بلند شد و گفت : بفرمایید بیرون گفتم: لطفا بگذارید فقط یک دقیقه حرف بزنم ● بفرمایید بیرون خانم! گفتم : التماستون میکنم خانم ●گفتم نمیشه دیگه ! چرا هرچی سلبریتی و خواننده و بازیگر فکر میکنه میتونه زودتر بقیه بره تو ؟ این دفتر رو نگاه کن خانم ! پرههههههههههههههه! دفتر رو محکم زد تو صورتم ! افتادم به پاش و گفتم : خانم التماستون میکنم! خانم به پاتون میفتم! خانم جان هرکی که دوست دارید ! داد زد : خفه شو یا خفه ات میکنم زنیکه ، دختره ی........ ■ اینجا چه خبر خانم واتسون ؟
● آقای مارسی این دختره اومده اینجا اصرار داره بدوم قرار قبلی باهاتون ملاقات کنه . اومد جلو و گفت : کی ؟ از جان بلند شد و با گریه گفتم : آقا التماستون میکنم کمکم کنید به خدا به کمکتون نیاز دارم ! ■می....میلدرد میرکیز؟ ♡ شما....شما مادرم رو می شناسید ؟ ● تو دختر میلدردی؟ واقعا؟ ♡ ب..بله ● خانم واتسون حساب این دختر از همه موکل هام جداست.....لطفا یک اسپرسو بیارید دفتر ! خانم واتسون زیر لب گفت : این آدم پولدارا فکر می کنند به هرجا می تونند برسند ! ■ چیزی گفتید خانم واتسون ؟ ● ن..نه . تو دفتر نشسته بودیم. وقتی خانم واتسون اسپرسو ها رو آورد . آقای مارسی نشست و گفت : ازم پرسیدی مادرت رو میشناسم یا نه ! خب آره می شناختم ......من دوستش بودم. تو یک دبیرستان بودیم. میلدرد دختر زیبا و شیطونی بود ! البته من از دبستان می شناختمش ، وقتی وارد دبیرستان شدیم اون اصلا پیش پسرا نمیومد . اون خیلی طرفدار حق بود ! یک بار چون پسرا های دانشگاهی اومدند تو استخر دخترونه یه جور تهدیدشون کرد که تا مدت ها براش خبردار می ایستادن. ♡ وای مامانم خیلی رک بوده ■ دقیقا میدونی من یک دوستی داشتم به اسم جیکو.... تام ♡قضیه جیکوب میرکیز یا دقیقتر بگم پدرم رو می دونم
■ خوبه که میدونی . من اون موقع یک دوست داشتم به اسم جیکوب میرکیز اون اولین بار که حماسه میلدرد رو تو استخر دید گفت : دختره ی مزخرف ! 99 درصد دختر های دبیرستان خاطرخواه جیک بودند . میلی همیشه از حق خیلی ها دفاع می کرد و جیک همیشه میگفت : دختره ی مزخرف! بعد یک مدت گفت : دختره ی زشت ! کم کم این الفاظ تغییر می کرد و حقیقتا من ترسیدم ! من از دبستان ع.ا.ش.ق میلی بودم . اون بخشی از وجود من بود و اون روزی که جیک گفت : دختره ی جالب ! آژیر خطر زده زد و روزی که گفت : ع.ا.ش.ق.ش شدم قلبم سوخت با خودم گفتم : شاید میلی ع.ل.ا.ق. ه ای نداشته باشه بهش ولی وقتی اون دو تا رو با هم دیدم از خودم متنفر شد هر اتفاقی که بین اونا میفتاد برای دردناک بود تا اینکه قضیه تام پیش اومد خودت که بهتر میدونی! من اون موقع تنها رابط بین جیک و میلی بودم ، تا زمان م.ر.گ هر دوتاشون من باهاشون بودم . من قسم خوردم هر طور شده انتقامشون رو از تام بگیرم . ♡ الان میتونی ! ■چی؟ ♡من میخوام انتقامم رو از تام بگیرم ! این نوار ویدیو ها یک مدرک محکم برای محکوم کردنش هست ! نوار ها رو روی میز گذاشتم ! ممنون میشم کمکم کنید! ■اینا.... ♡ وصیت نامه مادرم رو تا چند روز دیگه هرطور شده پیدا میکنم ■ این خیلی خیلی خیلی خوبه ! من تا آخرش باهاتم
میراندا :○بله بفرمایید ☆خانم همه چیز آمادست ○ خیلی خوبه یه تیلا بگو قراره غوغا کنیم ! ☆چشم خانم . مری : رو به رو جک نشسته بودم. گفتم : خب چیکار داری ؟ گفت : معذرت خواهی ♢بی خیال جک! ما نمی تونیم کاری کنیم!رابطه من و تو پایدار نیست ♧ مری ! ♢منم پرنسس تو هستم مگه نه؟ ♧منظورت چیه ؟ ♢ تو قبلا با نامزد داشتی ♧ بیین توضیح میدم ♢ یک دقیقه اوت اینستاگرام کوفتی رو باز کن ! کلش شده عکس های تو و اریکا ! ♧مری ایم قضیه مال....♢ تو به اریکا گفتی پرنسس ! این دو رو بازی رو بذار برای یکی دیگه نه دختری که مثل گرگ ها وحشی بزرگ شده ! خود سره و اگه بخواد میتونه یکی رام کنه ! جک من مثل تو ناز و نعمت بزرگ نشدم که بتونم برنده باشم! الان من میخوام با آرامش زندگی کنم. بیخیال من شو ! من حوصله ع.ش.ق ناپایدار ندارم . از کافه خارج شدم. ¤کارت خوب بود ! ♢ فقط بخاطر مامان و بابام بود!ملودی: از دفتر خارج شدم، لبخند زدم اگه مادرم می تونست قوی باشه منم میتونم ! پیاده رو تند قدم برمیداشتم. بخاطر کلاه و و لباسم کسی منو نمی شناخت . ⊙ قسمت میدم ملودی ! وایسا، به پشت سرم نگاه کردم ! ♡کلویی!

آنچه خواهید خواند : نمی تونم ........ گذشته ی من قابل گفتن نیست.......داری میری؟ ......لورا من اشتباه کردم.......میخوام سکوت کنم.......زندگیم داره نابود میشه !......کار اونه ؟(همه موافقید من نمیخواهم پرنسس باشم رو بذارم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
زود تر پارت بعد رو بزار
همین الان اسلاید 4 رو تموم کردم دارم میرم 5
عالیییییییییییییی😍
منتظر پلزا بعد هستم😉
مرسی💖💖💖💖
عالیییییییی بعدیییییی
مرسییییییی چشم
عالی اجی😄
مرسیییییی
زیبا بود:)💕
من برای پرنسس باشم موافقم.:)💕
مرسییی
پس همین رو میذارم
اسمو اشتباه گفتم ولی خب مرسی😹💕
اره من نمیخوام پرنسس باشم رو بذار
چشم
روشن:)
میگم من وابسته من دختر خودم شدم، شدممم نمیشه بازم بذاریی عرر😭
برو بیوگرافی من نمیخواهم پرنسس باشم رو بخون اگه به من دخنر خودم شدم وابسته ای
عیشش باشههه
خیلی عالیییی بود پارت بعد
مرسیییییییی
ببخشید دیر به دیر میخونم
ایول پارت بعد
نه مشکلی نیست !
(: