
ناظر جونم منتشر کن🥺
از زبان مرینت:تو هواپیما بودم که ی چیز تو کیفم تکون خورد کیفم رو باز کردم دیدم تیکی با گوشواره ها تو کیفمن 😨با صدای آروم❤️ت ت تی تیک تیکی🥺😨 ⭐بعداً همه چیز رو میگم🥺 از زبان آدرین:🧀 آدرین مرینت هنوز عاشقت هست 🖤ولی انگار نیست..🧀بهش زنگ بزن شاید جواب داد.... 🖤باشه... ، به مرینت زنگ زدم جواب داد [❤️سلام 🖤س سلام فکر نمیکردم جواب بدی...❤️فعلا که دادم 🖤ب بان❤️من گوشم از این حرف ها پره تو هر چی بگی دوستت دارم بجز تکرار چیزه دیگه ای نیست خسته شدم از این تکرار ها مثل طوطی همش داری تکرار میکنی 🖤تو داری منو از خودت دور میکنی نه من . من دوست دارم باهات باشم یارت باشم ولی سربارت نه داری میری تا من بگم بمون باز ازت خواهش میکنم ولی اسرار نمیکنم ❤️تو منو پس زدی چند بار هم کردی این کارو کردی و باز هم گفتی برگرد برگشتم ولی ولی این بار نه 🖤ی چیز بگم اون چیزی که دادم دستت اسمش دله نه افسار که تو باهاش منو کنترل کنی میری ولی خودت میدونی تو گاهی وقتا منو فراموش میکنی انگار نه انگار من وجود دارم ولی انکار نمیکنی ❤️تو داری به من سخت میگیری با این همه کار ها که کردی آره دل گیر میشم ولی بیزار نمیشم چون عاشقتم 🖤اگر بودی منو پس نمیزدی ❤️تو کردی که من کردم 🖤هرکس خواست ی چیز بگه من نذاشتم چون غیرت دارم و عاشقتم ❤️اسم حسی که تو به من دارید عشق نیست هر وقت عاشق بودی بیا سراغم با عشق جنگ نکن عاشق باش خداحافظ]
🖤😔💔 نمیخواد قبول کنه ع_ا_ش_ق_ش_م💔 🧀درست میشه از زبان مایکل:رفتم دم در اتاق آدرینا در زدم 💛آدرین اگر تویی من باهات قهرم تا وقتی که مرینت برگرده 💙چیزه آدرینا منم مایکل 💛اااا بیا داخل ، رفتم داخل و آدرینا رو تو حالت پری شون دیدم 💙چیشده زرد جوبه خانم؟💛برای بار هزارم به من نگو زرد جوبه😑 💙خب چیشده تو که میدونی من ع`ا`ش`ق`ت نیستم ولی تورو آبجی نداشتم میدونم و ناراحتیت رو نمیخوام ببینم پس بگو چی شده!!!💛مرینت رفته منم اینطوری شدم حالم بده 💙 میخوای بریم دکتر ازت آزمایش بگیره؟💛آره بریم مارسل هم گفت تا همه چیز درست بشه نباید هم دیگه رو ببینیم 💙بهش زنگ بزن بهش بگو ما رو ی موقعه باهم دید فکر بد نکنه 💛باشه ، آدرینا زنگ زد و به مارسل گفت 💛بریم؟💙بریم ، رفتیم آدرینا آزمایش بده ، از زبان آدرینا:رفتم ازم آزمایش گرفتن رفتم پیش مایکل چشمام سیاهی رفت داشتم میوفتادم که مایکل منو گرفت 💙بیا بشین ، نشستم 💙من برم برات ی آب میوه بگیرم بیام 💛باشه ، مایکل رفت اومد 💙بفرما 💛مرسی ، «چند دقیقه بعد»جواب آزمایش رو گرفتیم رفتیم پیشه دکتر «علامت دکتر👩⚕️»👩⚕️خببب تبریک میگم شما ه_ل-م_ا-ح{💕 برعکس بخونید}هستین 💛چ چ چی؟؟؟؟💙چ چیییییی؟؟؟؟؟ از زبان مارسل:آدرینا زنگ زد {💛سلام مارسل 🍃سلام خورشید خانمم 💛مارسل م م من 🍃چیشده تو چی آدرینا چیشده؟💛م من م_ل-م_ا-ح «💕 برعکس بخونید» 🍃چییییییی از من یا مایکل 💛.....🍃چیییییییییییی}
از زبان مرینت:رسیدم لندن از هواپیما پیاده شدم ، ❤️برم خونه ی خالم یا عمم؟خالم رو که نمیتونم تحمل کنم میرم خونه ی عمه الناز . خونه ی عمه با اینجا فاصله ی کمی داره پس پیاده میرم ، راه افتادم تو راه زنگ زدم به عمه همه چیز رو گفتم «5 دقیقه بعد رسیدم خونه ی عمه زنگ زدم «علامت عمه مرینت🌸شوهر عمه ی مرینت🍀دختر عمه بزرگ مرینت❣️دختر عمه کوچیک مرینت💖 پسر عمه ی مرینت🧡»🌸سلام مرینت خوش اومدی عزیزم ❤️سلام عمه 🍀سلام مرینت جان خوش اومدی 💖دختل دایی ملینت😍😍😍 ، ماریان بدو بدو اومد بغلم❣️🧡سلام مرینت ❤️سلام سلام 🌸بیا تو ، رفتم داخل رفتیم نشستیم 💖ملینت❤️جانم؟وروجک چقدر بزرگ شدی😍 💖😁😁😁 ❤️لیندا خوبی؟❣️خوبم مرسی 🧡دختر دایی گل چه خبر خوبی؟چیشده اومدی اینجا؟ ،سرم رو انداختم پایین ❤️ عاشق بودن منو داغون کرد مجبور شدم بیان لندن🧡اووو
💕 توضیح در مورد 5 شخصیت= {💕الناز عمه ی مرینت:سن 34 ،مهربون ، لج باز💕}[💕لیندا دختر عمه بزرگه مری=سن 13 ،شیطون ،لج باز ، مهربون💕]«💕ماریان دختر عمه کوچولو مری:سن 4 ،شیطون شیطون،ترسو ، شیرین💕»(💕جک پسر عمه مرینت:سن 14 ،عصبی ، مهربون ،حسود💕){💕مایک شوهر عمه مرینت:سن 39 ،عصبی، بی حس ،حسود💕}
🌸خب عشق شما کیه؟❤️آدرین آگراست 🍀🌸🧡❣️چیییییییی؟ 🍀مدل معروف پاریس؟❤️آره 💖ملینت تو دختل کفجدوزکی لو میشناجی؟❤️🤭بله میشناسم 💖خیلی دوست دالم از نزدیک ببینمج ❤️دوست داری ببینیش؟ ❣️ دخترکفشدوزکی وجود ندارن ماریان آخر دست ازش برنداشتی ؟❤️چرا داره ❣️😑تا با چشمای خودم نبینمش باور نمیکنم ❤️🤭{🐞تیکی دخترکفشدوزکی آماده 🐞}💖ملینت تو دختل کفجدوزکی هستی😍؟؟؟❤️آره وروجک😁 تیکی خال ها خاموش 💖حالا شما دوتا بجید وجود نداره 🧡❣️😨😨😨 ❤️😅 ، در پاریس از زبان گابریل:رفتم سر میز ناهار داشتیم غذا میخوردیم 💛اممم من باید ی چیز بگم 💥بگو دخترم 💛م من من ملماح«💛حرف منو برعکس بخونید ناظر جان منتشر کن این داستان ما رو🥺»💓🖤💥چیییی ،همه ی نگاه به مایکل کردیم🖤💓💥تبریک میگیم💙ممنون ، از زبان مایکل:غذا مون که تموم شد با آدرینا رفتیم اتاق من💛چرا!!؟؟؟؟💙تا وقتی که این موضوع ما تموم نشده نمیشه بگیم 💛امروز نمیشه؟مایکل مثلا قرار بود سر میز همه چیز رو بگیم بگیم ما به زور....ای خدا چرا آخه این کار رو کردی💙اولا امروز من میرم فردا باهاش میام میریم پیش بابام با مامان و بابات و داداشت و مارسل 💛 باشه باشه «یکم بعد» 💙من میرم آدرینا مواظب خودت و بچت باش تو الان ی نفر نیستی دو نفری 💛 باشه فردا اینجایی باهاش دیگه؟💙آره زرد جوبه خانم خداحافظ 💙 خداحافظ {💕 شخصیت هایی که میگم مارسل،مایکل،آدرینا،آدرین موافق هستیم بریم فردا یا بمونه پارت بعدی؟🍃💙💛🖤تو همین پارت این پارت باید از همه لحاظ خوب باشه💕من نمیدونم خوبه یانه که 🖤پس خوانندگان گرامی تو کامنت ها بگید خوبه یا نه مهتا سر کچل ما رو خورد💕😐😐}
«فردا صبح»از زبان آدرینا در فرودگاه:💛 مایکل مایکل مایکل ای خدا چرا نمیاید ،که مایکل رو دیم با ی دختر پشت سرش داره میاد 💙سلام «💕😁علامت دختر خانم💘»💛سلام سلام 💘سلام 💙اممم آدرینا ایشون عشق من هستن تینا خانم و پرنسس ایشون آدرینا هست.........من 💘خوشبختم 💛 همچنین 💛 مایکل الان چیکار کنیم؟ 💙 نقشه یادت رفت کلا؟الان میریم با مامان و بابات و داداشت و مارسل پیش بابام💘امم شاهزاده میشه بگی چه خبره؟💙پرنسسم تو راه میگم بهتره فعلا راه بیوفتیم «💕در لندن »از زبان مرینت:❤️الفرااااررررررررررررررررررررر 🧡وایسا ببینم ،فرار کردم جک هم دنبالم 💖ععع ملم اومدم ، ماریان هم با جک همراه شد و افتادن دنبال من ❣️🍀🌸ما هم اومدیممممم ،رفتم تو اتاقم در رو قفل کردم گوشیم زنگ خورد برداشتم {❤️بله آقای آگراست 🖤 بانو توروخدا به من رحم نمیکنی به به❤️به چی؟🖤به بچه مون رحم کن🙁❤️ب بچه؟🖤یادت رفته؟❤️😞 خداحافظ}نشستم گریه کردم 😭از زبان آدرین: مایکل ،آدرینا و ی دختر اومدن گفتن باید بریم ی جایی رفتیم دنبال مارسل بعد رفتیم به خارج از شهر ی زیر زمین بود رفتیم اونجا 🖤چرا اومدیم اینجا؟؟؟
💕خب خب این پارت تموم شد😉 🖤چالش ❤️بچه ی آدرینا از کیه!؟❤️🖤ما که میگیم مایکل 💕جواب رو نگید عععع
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ج چ مارسل داستانت عالیه سیسی
عاجی پارت بعدیو نمیدی؟🥺♥
عزیزم پارت بعد رو کی میدی
چند وقت دیگه
مرسی
ج چ:مایکل
...
عالییییی🤍🌄
مرسی
عالی بود 😘
مرسی
عالییییییه
مرسی عزیزم 😍
عالی بود اجییییییییییییییی
ج چ : مارسل😁😁
مرسی عزیزم😍
....
اولین کامنت عالی بود آجی 😘
مرسی عزیزم 😍