سلامچطورین اینم از پارت جدید امیدوارم لذت ببرین
از زبان نویسنده:با صدای یونگی آه کلافه ای کشید و از روی تخت اون بلند شد ترجیح میداد که شب رو توی ساختمون اونم روی سرامیک های یخ و خاکی بخوابه ولی صبح همچین جایی بیدار نشه ولی بعضی وقتا شانس با ما یار نیست همینطور که تو راه رو راه میرفت تا اشپزخونه رو پیدا کنه به خونه یونگی نگاه میکرد دکوراسیون خونه ی یونگی مدرن بود و رنگ دیوار ها و بیشتر وسایلا مشکی بود هاری پشت به آشپزخونه وایستاده بود زیر لب غرید:افسردگی نمیگیره همه جا سیاه ..یونگی تو گلویی خندیدوبا صدای رسا یی گفت:اگر ناراضی هستی رنگ خونه رو عوض کنم....هاری با صدای یونگی تو جا پرید فحشی زیر لب نثار خودش کرد چون بازم سوتی داده بود به سمت میزی که یونگی اشاره کرده بود رفت و روش نشست سر دردش خفیف شده بود ولی یکم اذیتش میکرد سرش پایین بود و دعا میکرد که کاش همه چیز مثل قبل بشه هیچ وقت فکر نمیکرد خونه یونگی رو ببینه چه برسه که صبح توی اتاق یونگی بیدار بشه
...یونگی آروم بود و گوگی هارو توی ظرف هاری میگذاشت و هاری فقط با غذاش بازی میکرد توجهی نکرد و مشغول غدا خوردن خودش شد هاری سرشو بالا کرد و به یونگی که غذا اش رو میخورد خیره شد =ببخشید ..با حرف هاری یونگی سرشو بالا آورد و به هاری نگاه کرد_هان؟...هاری صرفه تو گلویی کرد وگفت:ببخشید اگر دیشب براتون مزاحمت درست کردم از خرید هاتون معلوم بود که دیشب مهمون داشتین و بخاطر من اذیت شدین...از روی صندلی بلند شد و به غذایی که لب بخش نزده بود اشاره کرد =و بابت بولگوگی ممنون ..یونگی لب هاشو خیس کردو از روی صندلی بلند شد و رو به روی هاری وایستاد_مشکلی نیست قرار دیشب ام رو کنسل کردم و اینکه شما چیزی نخور دید ...حین اینکه هاری حرف میزد به سمت در میرفتند=خیلی ممنون سیر شدم ممنون باز هم ببخشید وقتتون رو گرفتم ..دست پاچه دست گیره در رو گرفت و برای بار چهارم توی امروز تعظیم کرد و از خونه یونگی بیرون اومد مطمئن بود هیچ وقت خودش رو بابت دیشب نمی بخشه وارد خونش شد و خودش رو به اتاق خوابش رسوند خودش رو پرت کرد روی تخت غلتی زد و جیغ شو توی پتو خفیف کرد
...کم کم خواب آلود میشد و به دنیا خواب میرفت که موبایلش زنگ خورد دستشو سمت موبایلش بردو تماس رو برقرار کرد موبایل رو روی گوشش گذاشت و جواب داد بلافاصله صدای نگران جیمین توی گوشش پخش شد ناله ای کرد و گفت =نترس هنوز زنده ام ..جیمین تند تند شروع به حرف زدن کرد.:از دیشب تا الان نزدیک ۱۶ بار هست که برات زنگ زدم حتی دیشب تا خونه اون مین یونگی یبث هم اومدم ولی گفت که تورو ندیده اینقدر نگرانت بودم که پیش پلیس رفتم و اونا گفتن تا ۲۴ ساعت باید صبر کنم میدونی چقدر استرس کشیدم من برای از دست دادن دوستم زیادی جوونم ...زبونش رو روی لبش کشیدوگفت:جیمینا یه نفس بگیر حالا که میبینی زندم و دارم باهات حرف میزنم البته جسمم زنده هست روحم مرده :چرا چیشده......هاری همه چیز رو برای جیمین تعریف کرد و جیمین با خنده به تک تک حرف هاش گوش میداد برای این که هاری رو اذیت کنه گفت:آره الان که فکر میکنم مین یونگی شبیه اون گربه اتیش پاره خدا بیامرزته...و بعد زد زیر خنده هاری پوکر گفت:الان که فکر میکنم توی انتخاب کردن دوست گند زدم
...جیمین نیشخندی زدوگفت:توی انتخاب دوست اصلا گل کاشتی =میگم جیمینی :هوم؟ =تا از این بدبخت ترو سینگل تر نشدم برای من یکی رو پیدا کن :میخوای پسر های مردن من نفرین کنن...هاری غرید:مینی اذیت نکن دیگه :باشه باشه یه آدم خوب رو سراغ دارم دقیقا هم مثل خودته خیلی هم شوخی میکنه و آدم بامزه ای هست از لحاظ ظاهری هم خیلی بهت شبیه انگار نیمه گمشده ات هست....هاری چشم هاش رو روی هم گذاشت و گفت:اسمش چیه؟ :یانگ مین سو..=اوم از اسمش خوشم نیومد یکی دیگه رو معرفی کن....:پسر خیلی خوبی هست امروز بهش زنگ میزنم و میگم که میخوای باهاش قرار بزاری و باهاش آشنا بشی فردا عصر چطوره؟ =اصلا به حرف من گوش میدی؟ :به هیچ عنوان ..مکثی کردو ادامه داد:کسی که تو باهاش قرار میزاری باید مورد تایید من باشه و من بشناسمش نا سلامتی ۸ سال هست که میشناسمت و همه رفتار هات رو از حفظ هستم و میدونم به چه آدمایی جذب میشی=الان که فکر میکنم نظرم عوض شد تو توی خیابون هرکی رو میبینی ازش شماره میگیری این پسره رو از کجا پیدا کردی :همکارم هست پرستار بود =بود؟ دیگه نیست؟ :۱ سال پیش یه شوخی بد با رئیس بخش کرد و اخراج شد الان ها هم شنیدم که بار.ن شده نظرت چیه که قرار رو برای فردا عصر تنظیم کنم =دارم به این فکر میکنم که اگرتو نبودی من دقیقا باید چیکار میکردم :جانم خیلی خورن رو دوست دارم ممنون...من باید برم انیونگ=انیونگ....
...فردای روز بعد توی کافه نشسته بود و منتظر یانگ مین سو بود تا بیاد برای این که استرس و اضطراب کم بشه تصمیمگرفت به مین شوگا پیام بده
..........
نتیجه 1
بچه ها یه اسپویل کوچولو موچولو میکنم تا اینجا احتمالا فهمیدین که هاری یه مشکل یه بیماری داره ازنظرتون چه بیماری داره ؟
نتیجه 2
بچه ها یه اسپویل کوچولو موچولو میکنم تا اینجا احتمالا فهمیدین که هاری یه مشکل یه بیماری داره ازنظرتون چه بیماری داره ؟
نتیجه 3
بچه ها یه اسپویل کوچولو موچولو میکنم تا اینجا احتمالا فهمیدین که هاری یه مشکل یه بیماری داره ازنظرتون چه بیماری داره ؟
نتیجه 4
بچه ها یه اسپویل کوچولو موچولو میکنم تا اینجا احتمالا فهمیدین که هاری یه مشکل یه بیماری داره ازنظرتون چه بیماری داره ؟
عاجی میگم تو فیکایی ک تو لیستمه رو خوندی؟🌚
فیک تقدیر و بازگشت بخون حتما خیلییی قشنگن:]
بازگشت دو فصله...
من سه بار خوندمش
اره تقدیر رو دیدم نویسندش خیلی خوب بود
حالا که تاسف منم اسلاید ۶ رو الان نمینویسم و تا هفته بعدی به خواب زمستانی میرم عزیزم🥰🥰
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
توووو غلطططط میکنییی میام جرتتت میدمااااا
زود تند سریع پارت بعدددددددد
خدا !!ملیکا رو از ما نگیر من میگم نمیزارم بعد میاد بدتر فحش میده🤣🤣🤣
خواهر توی محرم زشت هست پارت جدید بدم😂
خواهر توی محرم زشت هست پارت جدید بدم😂
ــــــــــــــــــــــــــ
چیز نقول🗿
بدووووووو🗿
گذاشتی پارت بعدو؟
اسلاید اخرم
اسپویل نکنم توی پارت جدید یونگی جنتلمن شد
اسپویل نکنم توی پارت جدید یونگی جنتلمن شد
ــــــــــــــــــــــــــــــ
عرررررر عرررررر هووووووو هوووووو
همه بیایننن وسططط🌚🗿
قراره نظاره گر صحنات زیباییی باشیم🌚🗿
💃💃💃💃و اینکه شاید پارت بعد تر از این هاری بخاطر رفتار یونگی سکته کنه
از همین الان براش دعا کنین بچم قراره به کراشش برسه
الان گذاشتم برسی
سووو گووددد«با ریتم آهنگ هالزی بخون🌚»
غلط کردم بخدا میخواستم دیروز بزارم گوشی دستم نبود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تاسففف:|
حالا که تاسف منم اسلاید ۶ رو الان نمینویسم و تا هفته بعدی به خواب زمستانی میرم عزیزم🥰🥰
این الیییییی کدوم قبرستونیههههههههههههههههههه
«جدی نگیرید سرم درد میکنه اعصابم سگیه🗿»
کدومممم گورییییییی توووووو
پارت بعدددد کوووووو
غلط کردم بخدا میخواستم دیروز بزارم گوشی دستم نبود
جدی میخوای چند ماه دیگ بزاری؟://// بعد وقتی من حمله قلبی کردم تو ضمانتم و میکنی دیگ؟؟://// داره دیه هم باید بدی هااا:///
یا من هیچ پولی تو قلکم ندارم ۲۰۰ ته کارتم هست کافیه؟
اره به خودت فشار نیار:////
وایییی بعدی رو تندی بزار جون من
عالی بود 🥰
فکر کنم بیماری قلبی باشه
واو قشنگ نوشتی 😍😉😂
خیلی ممنون
همه شاهد این قضیه هستیم که هاری اسکله و تمام:/ من خودم به خودم از این سوتیا نمیدم که این به کراشش میده:/
داستان تو غمگین کنننن فقط زود بزار:/
چرا حس میکنم پسری،
ای بابا من دخترم:/ از چی حس میکنی پسرم؟🗿😂
دقیقا به خاطر چی خس میکنی پسرم؟؟😂
حرفات خیلی شبیه پسرا هست😂😂😂
واه😂