سلام من چقدر مهربونم که گذاشتم بچه ها یه سوال نظرتون با یه فیک از یونگی چیه؟ یه ایده تو ذهنم اومده و داره دیوونم میکنه و خب راستش موضوعش با بقیه فیکام فرق میکنه
از زبان نویسنده:جونگ کوک روی تخت صورتی جین هو که وسط اتاق بود تکیه داده بود و به کارهای بامزه جین هو نگاه میکرد جین هو بعد از کلی بازی کردن خسته شده بود اومد و روی تخت نشست و خودش رو توی بغل جونگ کوک انداخت جونگ کوک دستشو دور شکم جین هو حلقه کرد و اونو بالا تر کشیدو مشغول نوازش کردنش شد_تو چرا اینقدر کیوت وخوردننی هستی هان ؟ =منو نخور من گناه دارم _نه من گناه دارم من تورو خیلی دوست دارم میدونستی...جین هو با خنده سرشو تکون داد _توهم منو دوست داری پشمک ...جین هو جواب ندادو فقط گفت=پشمک چه رنگی؟ ...جونگ کوک دستشو زیر چونش گذاشت و اممم کشداری گفت :صورتی تو صورتی دوست داری =من عاشق صورتیم تو رو هم اندازه صورتی دوست دارم....جونگ کوک لبخند دلنشینی کردو سر لطیف و خوش بو جین هو رو ب.سید جین هو جاش رو عوض کردو الان میتونست جونگ کوک رو ببینه اخمی کردوگفت:گوکی فقط مال جینی هست مال اون جادوگر نیست......جونگ کوک به بامزه جین هو نخودی خندید میدونست منظورش از جادوگر کیه ولی میخواست از زبون خود جین هو بشنوه_جادوگر کیه؟
...جینی لب هاشو تو دهنش بردو خیس کرد بعد گفت:همونی که مخواد گوکی لو بلای خودس بداره همیسه جینی رو اشیت میتنه _چه دختر بدی گوکی مال جینی هست ...جینی سرشو تکون دادو خمیازه ای کشیدو قوصی به کمرش داد جونگ کوک لب زدو گفت:خوابت میاد پشمک؟ ....جین هو چشماشو با مشت دستش مالید و گفت:نه جینی اگه لالا تنه گوکی بگلش نمیکنه ..جونگ کوک نخودی خندید و جینی رو به خودش نزدیک کرد لبشو نزدیک گوش جینی کردو گفت:گوکی غلط میکنه که پشمکشو ب.ل نکنه اصلا همینجوری بخواب =پیس جینی میمونی؟ _اره تازه برات قصه هم میگم =جینی دوست داره _منم پشمکی..جونگ کوک خم شدو پتو رو روی پای خودش و جین هو انداخت و بعد همینجور که جینی رو نوازش میکرد براش قصه میخوند تا دختر کوچیک تر به خواب بره
.......جونگ کوک بعد خوابوندن جینی آروم جینی رو روی تخت گداشت و از روی تخت بلند شد نگاه به اتاق کرد اتاق بخاطر جینی یکم بهم ریخته تر شده بود خم شدو عروسک هارو برداشت و گذاشت جایی که فکر میکرد باید بزاره شیشه نوتلا رو هم برداشت و سرش و بست اومد و توی کشوی اول پاتختی گذاشت راجب کشوی دوم یکم کنجکاو شد دستشو به سمت دستگیره بردو کشید در کشو باز شد دفتری توجهمو جلب کرد اونو برداشت و صفحه اولشو ورق زد *دفتر خاطرات جینی* روی لبه ی تخت نشست اشکالی نداشت دفتر خاطرات جین هو رو بخونه درسته؟ آب دهنشو قورت داد و چند صفحه ورق زد و به یه صفحه رسید که بالاش نوشته بود*کوکی * توجهش به این صفحه جلب شدو مشغول خوندن شد(دفتر خاطرات عزیزم الان توی لیتل اسپیس نیستم مگرنه برات از مداد رنگی هام و کارتون موردعلاقم حرف میزدم یادته مادرم آخرین چیزی که برام خرید کوکی بود اون لحظه چقدر خودم و لیتلم خوشحال بودند یادته میگفتم کاش یه آدمی پیدا بشه که مثل کوکی باشه اون موقع میخندیدم و میگفتم این چه چرت و پرتیه عروسک که انسان نمیشه
(باورت نمیشه همچین آدمی وجود داره اسمش جونگ کوک هست بعصی وقتا کوکی صداش میکنم دفتر خاطرات عزیزم دقیقا مثل خود کوکی هست یه انسان خرگوش نما خیلی کیوت و بامزه هست و خنده هاش زیبا ترین خنده ای هست که توی دنیا دیدم حاظرم برای خندوندنش و خوشحال کردنش هر کاری بکنم حس میکنم خوشحال ترین آدم دنیا هستم بالاخره قلبم رو به یه نفر دادم میدونی چیه ولی فکر نمیکنم اون از من خوشش بیاد اون یه آدم کامل هست که همه چی داره ولی من فقط کیونگ مین و جین و هوسوک رو دارم از تو زندگیم این سه نفر فقط برام مهمن ولی اون آدمای خیلی زیادی داره و دختر های خوشگل تر از من رو دیده و باهاشون دوست بوده من حاضرم که حتی برای من نباشه فقط پیشم باشه...دلم میخواد یه بار داد بزنم و بگم دوست دارم جونگ کوک ...) ....جونگ کوک قطره های بی رنگ مروارید مانند رو از روی گونه اش پاک کرد و کتاب رو با صدای بامب مانندی بست و توی کشو گذاشت به سمت جین هو که عروسکش و جمع کرده بودو به خواب رفته بود رفت دست راستشو زیر دل پای جین هو و دست چپش رو زیر کمر جین هو گذاشت و برآید استایل بلندش کرد سعی کرد که جای جین هو راحت باشه و بیدارش نکنه از اتاق به آرومی بیرون اومد و به سمت اتاق جین هو رفت درشو با پاش باز کردو وارد شد آروم جین هو رو روی تخت گداشت و از اتاق بیرون اومد به سمت اتاق جینی رفت و در رو بست و قفل کرد....ادامه نتیجه
نتیجه 1
به سمت تخت جین هو اومد و کلید رو آروم توی بالشت جین هو گذاشت جین هو غلتی توی خواب زد که باعث شد جونگ کوک فکر کنه که جین هو بیدار شده سرجاش خشک شد تا تکون نخوره و جین هو رو بیدار نکنه بعد از اینکه مطمئن شد جین هو خوابیده گوشیش رو از جیبش در آوردو از جین هو عکس گرفت عکس رو سریع روی صفحه اصلی موبایلش تنظیم کرد یه قدم به تخت جین هو نزدیک شدو پتو رو روی جین هو کشید و در آخر سر جین هو رو نوازش کرد خواست از اتاق خارج بشه یه حسی بهش میگفت برکرد پس برگشت و سریع صورتشو نزدیک صورت خواب آلود جین هو کردو به نرمی ل.ش رو بوسید و در جا از اتاق خارج شد
نتیجه 2
به سمت تخت جین هو اومد و کلید رو آروم توی بالشت جین هو گذاشت جین هو غلتی توی خواب زد که باعث شد جونگ کوک فکر کنه که جین هو بیدار شده سرجاش خشک شد تا تکون نخوره و جین هو رو بیدار نکنه بعد از اینکه مطمئن شد جین هو خوابیده گوشیش رو از جیبش در آوردو از جین هو عکس گرفت عکس رو سریع روی صفحه اصلی موبایلش تنظیم کرد یه قدم به تخت جین هو نزدیک شدو پتو رو روی جین هو کشید و در آخر سر جین هو رو نوازش کرد خواست از اتاق خارج بشه یه حسی بهش میگفت برکرد پس برگشت و سریع صورتشو نزدیک صورت خواب آلود جین هو کردو به نرمی ل.ش رو بوسید و در جا از اتاق خارج شد
نتیجه 3
به سمت تخت جین هو اومد و کلید رو آروم توی بالشت جین هو گذاشت جین هو غلتی توی خواب زد که باعث شد جونگ کوک فکر کنه که جین هو بیدار شده سرجاش خشک شد تا تکون نخوره و جین هو رو بیدار نکنه بعد از اینکه مطمئن شد جین هو خوابیده گوشیش رو از جیبش در آوردو از جین هو عکس گرفت عکس رو سریع روی صفحه اصلی موبایلش تنظیم کرد یه قدم به تخت جین هو نزدیک شدو پتو رو روی جین هو کشید و در آخر سر جین هو رو نوازش کرد خواست از اتاق خارج بشه یه حسی بهش میگفت برکرد پس برگشت و سریع صورتشو نزدیک صورت خواب آلود جین هو کردو به نرمی ل.ش رو بوسید و در جا از اتاق خارج شد
نتیجه 4
به سمت تخت جین هو اومد و کلید رو آروم توی بالشت جین هو گذاشت جین هو غلتی توی خواب زد که باعث شد جونگ کوک فکر کنه که جین هو بیدار شده سرجاش خشک شد تا تکون نخوره و جین هو رو بیدار نکنه بعد از اینکه مطمئن شد جین هو خوابیده گوشیش رو از جیبش در آوردو از جین هو عکس گرفت عکس رو سریع روی صفحه اصلی موبایلش تنظیم کرد یه قدم به تخت جین هو نزدیک شدو پتو رو روی جین هو کشید و در آخر سر جین هو رو نوازش کرد خواست از اتاق خارج بشه یه حسی بهش میگفت برکرد پس برگشت و سریع صورتشو نزدیک صورت خواب آلود جین هو کردو به نرمی ل.ش رو بوسید و در جا از اتاق خارج شد
چقده خوبی تووو:))
الییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
بعدییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
عالییی پارت بعدی؟ 💕
کسی بخواد دفتر خاطرات منو بخونه پراش میریزه😁چون نه سانسور داره و اصلا هم رعایت خط نداره😂🤲🗿
ولیی اگر بخوان دختر خاطرات منو بخونن با رمانای چرت و پرتم مواجه میشن😂
جررر من از سانسور استفاده نکردم 😂
الی بعدی رو بزار :/
من دارم دق مرگ میشممممم
کی بعدیو میزاریی
ولی تو یه فیک از هوپی به من بدهکاری 🥲
ولی به نظرم وایسا اول یکی از فیکا تموم شه بعد فیک یونگیو بزار چون اینجوری هم خودت راحتتری هم ما پارتای بیشتری از بقیه ی فیکا دریافت میکنیم
عررررر خیلی کیوت بوددددد :)))🤍
پارت بعدیییییی
جونگکوک اونجا چیکار میکنی بیا خونه ببینم:/
پرفکتتتت🌸🌸
اره اجی از یونگیم بنویس حتمااا