
خب پارت اول ناظر جان جدت رد نکن
(از زبان با + مشخص میشه).......+لیا.از خواب بیدار شدم......دست تو صورتمو شستم و حاظر شدم.....لباسمو پوشیدم و با پای پیاده رفتم سر کارم......بخاطر قمار پدرم.....بعد از مرگ مادرم.....پدر قمار میکرد......اما یه بار همچیش رو باخت......از اون وقت دیگه قمار نکرد.....فکر میکنم یک سال میشه....برای دادن بدهی بابام هر دومون سخت کار میکنیم.....پدر توی یه شرکت و من توی یه راب(برعکس)....خب من از اواشم از لباسای باز خوشم نمیومد......برای همین یک سوم پولمو کم کردن تا هر لباسی که میخوام بپوشم و من راضی ام(اخلاق لیا با نویسنده مو نمیزنه)
توی راب بودم داشتم سفارش هارو میگرفتم که یهو یه مرده با دوتا ادم گنده اومدن تو و نشست روی صندلی و من رفتم سفارش بگیرم......معلوم بود از اون ادم خطر ناک هاست......همش یه جوری بهم نگاه میکرد!!...مرتیکه من که لباسمم باز نیست.....به چی عین بز نگاه میکنی؟.......وقتی سفارششو بردم موقع رفتن یه پوزخند زد......مرتیکه روانی ...... شب رفتم خونه پدرم نبود اون همیشه دیر میومد.....خبببب طبق محاسبات من فقط یک میلیون وون مونده تا کامل شه بدهی های بابام....این ماه حقوقم چقدره؟.... صد هزار تا......با حقوق بابام؟....تقریبا تا چهار پنج ماه دیگه اوکیه.......زنگ خورد رفتم باز کنم
بابام اومد بود...اما نه خوشحال.....با صورت گریون......ترسیدم....تا منو دید زد زیر گریه و اومد بغلم کرد........لیا.بابا حالت خوبه......بن ریو(بابای لیا).من متاسفم.....لیا.چراااا.....ب.ل.من من من........لیا.بیا شام بخوریم بعد بهم بگو........ب.ل.باشه..........(بعد از شام)....لیا.بابا چیشده.....ب.ل.بیین من پارسال یه شرطی بستم که تقصیر من نبود......لیا.چقدر دیگه بدهکاریم عیبی نداره باهم جورش میکنیم:).....ب.ل.پولی نیست...لیا.یعنی یعنی چی؟.....ب.ل.من تسم بودم و حالم دست خودم نبود.....لیا.خب.....ب.ل.یارو اسمش پارک جیمین بود..باهم بازی میکردیم گفت سر چی....من اشتباهی گفتم سر دختر ولی بعد گفتم نه اشتباه شد......لیا.منظورت چیه.....ب.ل.گفت دست به مهره بازیه و من هرکاری کردم تا ببرم....اما باختم.........
لیا.یعنی الان چی میشه......ب.ل.من فکر میکردم نمیتونه پیدام کنه ولی امروز وقتی داشتم میومدم خونه جلومو گرفت....گفت فردا شب اماده باشی.....باور کن من نمیخواستم اینجوری شه تو میدونی من تورو بیشتر از جونم دوست دارم حاظر خودمو بکشم ولی تو نری پیش اون مرتیکه عوضی.....لیا.(با گریه)تو چیکار کردی......ب.ل.قل میدم برت گردونم
لیا.تو همینجوری زندگی مارو خراب کردی....الانم منو باختی....چطوری تونستی بابا.....ب.ل.میدونم من احمق بودم تقصیر اون مرتیکه است من نمیخواستم اصلا اسمتو بیارم......لیا.باشه مشکلی نیست..... مطمئن باش فرار میکنم .....ب.ل.امیدوارم بتونی..مطمئن باش برت میگردونم...حالا هم برو وسایلاتو جمع کن.....فرداشب میاد ببرتت.......لیا.باشه..(هر دوشون همه ی حرفارو با گریه میگفتن)....
+لیا.نمیدونم چجوری اما فرار میکنم هر جور که شده......
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییی
پارت بعد رو زود تر بزار
دارم مینویسمش
عالی
لعنتی خیلی خوب بود😂😂
عالی بود ... نه صبر کن این محشره
پارت بعد پلیز 🌸
سلام کیوتی خوبی؟🥺🌹
فالوم کن بک میدم☀️🦄
لطفا تو مسابقه آخرم ( ادامه بدید) شرکت کن😗🙂
ادمین لطفا پین کن🥰😘
یه خوبی کن لطفا پینم کن ✨💫
میصیییی🤍♥️
1
2
3
4