
ناظر عزیز و گرامی لطفا منتشرش کنید🙏🏻🌷 و گزارش گر لطفا گزارش نکن🙏🏻🌷
نزدیک خونه شدیم ژاکلین امیلی خانمو نزدیک اورد صورتش مثل کچ بود هرکی بود میدونست همین فردا پس فردا از پیشمون میره . امیلی خانم با صدای اروم و بی حالش گفت: ادرین مواظب مری باش. مری توهم مواظب ادرین باش. من نیستم که ببینم ولی رو.ح.م همیشه درکنارتونه مراقب هم باشین و یه زندگی شیرین باهم ب.س.ا.ز.ی.ن. مری: خدانکنه مامان امیلی ، حتما زنده میمونید و نوه هاتونو میبینید عر.و.سی ژاکلین و ادرینا. امیلی: کاش میشد. ادرینا عکس تو چشماش جمع شده بود ادرینم به سختی اشکاشو گرفته بود که نریزه ادرینا: بریم مامان. خوشبخت باشی داداش کوچیکه توهم مری خوشبخت باشی.
وارد خونه شدیم. مبل های ابی که زیرش یه فرش سفید با گل ابی بود ته خونه یه پرده ابی اویزون بود و زیرش تور دور اونجا هم کلی مبل ابی سفید بود ته خونه روی یه میز گل بود یه تلویزیون و کتاب خونه هم بغلش اشپزخونه بغل در ورودی بودیه میز کوچیک تو اشپزخونه بود و داخل بالکن کلی گل و گیاه طبقه بالا ۶ تا اتاق داشت یدونه اتاق کار ادرین و اتاق منو و ادرین اتاق تکی واسه من سه تای دیگه خالی بود تهش هم به یدونه کتاب خونه میخورد و میز ناهار خوری دوتا پله دیگه بود پله اول یه میز چسبیده به دیوار از جنس سنگ سفید و زیرش و پایه هاش با دورگیری طلایی و کلی تابلو وصل بود عکس امیلی خانم و گابریل اقا و ادرین و ژاکلین و مارسل و مامان و باباو ادرین و من . پله دومی داخل هیچی نبود و قرار بود خودمون بچینیم
رفتم پایین و دیدم ادرین بیچاره با کلی چمدون امد. ادرین: بیا این دوتا وسایل توعه این یدونه واسه من از ادرین گرفتم رفتم لباسامو عوض کردم و لباس عروسیم رو گذاشتم تو کمد یه لباس و دامن صورتی پوشیدم و ارایشمو پاک کردم گیره سر موهامو دراوردم بعد موهامو گوجه ی بستم. ادرین: مری بیا طبقه بالا. رفتم طبقه بالا کنار عکسا عکس عرو.سی.مون بود. ادرین: نظرت چیه؟ مری: عالیهههه. صبح روز فردا:
صبح روز فردا : با صدای تلفن ادرین پاشدم گوشی رو برداشتم الو؟ ادرینا: سلام مری.گوشیو به ادرین میدی؟ معلوم ادرینا بغض کرده و ناراحته مری: اره . پایین رفتم ادرین داشت تلویزیون میدید. مری: ادرین ادرینا زنگ زده. گوشیو ازم گرفت و بعد چند دقیقه رفتم سمت اتاقمون دنبالش رفتم مری: کجا میری؟ ادرین : بیمارستان مری: چرا؟ ادرین با یه لحن شبیه ادرینا گفت: مامان ... مامان دیشب....تو خواب مر.ده..! از شنیدن حرف ادرین باورم نمیشد امیلی خانم مرده؟ ادرین: الان میخوام برم اونجا مری: منم میام ادرین : تو کجا میای؟ مری: میخوام بیام. ادرین: لازم نیست ... تا ادرین بیرون رفت لباسم رو پوشیدم و بیرون امدم. ادرین: خیلی ل.ج.بازی بشین تو ماشین
بعد نیم ساعت رسیدیم بیمارستان. یه ج.س.د رو داشتن میبردن ادریانا و گابریل اقا هم دنبالشون بودن ژاکلین یجا نشسته بود و گریه میکرد. ادرین رفت سمت اونا و منم سمت ژاکلین. مری: ژاکلین؟ چی شده؟ ژاکلین حرف نمیزد و گریه میکرد فقط بهش یه دستمال دادم تا اشکاشو پاک کنه. مری: گریه نکن همه دیر یا زود باید برن.. اگه گریه کنی امیلی خانم عذا.ب میکشه. رفتم سمت ادرین اینا . ادرین پارچه ای که رو امیلی خانم بود رو کنار زد. صورت یخ زده امیلی خانم با ل.ب.خ.ن.د م.ل.ی.ح رو ل.ب.ا.ش ترکیب بود. صحنه دردناکی بود امیلی خانم که همیشه میخندید دیگه نیست . اون لبخند با سردی ترکیبه...
پنج سال بعد.. پنج سال از مر.گ امیلی خانم میگذره دقیقیا تو شب از.دوا.ج.م.ون هم مر.د. خیلی سخته فراموش کردن امیلی خانم به اون مهربونی دوسال بعد مر.گ امیلی خانم امیلی دنیا امد. چون شب فو.ت امیلی خانم دنیا امد گابریل اقا اسمشو گذاشت امیلی ادرینم موافق بود. ژاکلین نام. زد داره و ادرینا هم ازدوا.ج کرده. مارسل و لیا هم صاحب یه به اسم مینا شدن تو این دوسال ما صاحب دوتا دوقلو شدیم
لوییس و ادوارد. ادریان با یه دختر از.دوا. کرد به اسم ماریانا که اونم اخرش خلافکار شد و .... خاله کیت هم که هنوز مج.رده . .. امیلی: بابا این کیه؟ ( عکس امیلی رو میگه) ادرین: مامان بزرگت . امیلی: همون که مرده و اسم اون رو منه؟ ادرین: اره . امیلی: چقدر خوشگله کاش میدیدمش.ادرین: اون همیشه تو قلب ما میمونه و رو.حش کنارمون. و پایان
خبببب اینم اخر قصه مون رمان بعدی زنجیر ع.ش.ق.ه که واقعا ببخشید این غمگین در امد ولی دیگه یکم خواستم تغییراتی بدم😂🌈 رمان بعدیو فردا میزارم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
من قلبم مچاله شده
۱۱۳؟ رندش میکردی خیرشو ببینی 🤣🤣🤣🤣عالییییییی بود
فینننن 😭😭😭🤧🤧🤧
ننننننننننههههههههههه😭😭😶😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭نباید امیلی میمرد ولی داستانت خیلی خوبه لطفا به داستان منم سر بزن کرسی😍
عالی بود اجی🌸🌱
ممنون اجو
خیلی زیاد بود ببینم داستان طولانیه دیگه ای ایم مینویسی ایولا 113 خیلی زیاده راستکی تو دیگه کی هستی دختر
😅❤
عالییییییییییی عزیزدلمممممممممم
مرسییییی
من بایدبگم مرسی بابت این تست قشنگ
عالیییییییییی🥹🥲✨😂
مرسییی عاجولی
امیدوارم داستان جدید از این بیشتر باشه پارتاشش
شاید بیشتر شد
عههه تموم شددد؟؟
خیلییی خوب بوووود،
اره ممنون