
فردا صبح :ساعت ۷ صبح بود از خواب بیدار شدم یکهو آلیا زنگ زد : سلام دختر خوبی ؟ _ سلام ممنون تو خوبی ؟ _ آره بهت پیش رئیس خوش می گذره آلیا یک خنده ریزی کرد _ آلیا ! _ خب کاری نداری ؟ _ نه _ خب پس بای _ بای قط کردم . لباسمو عوض کردم که چیزی توجه همو جلب کرد یک گل رز قرمز 😮😊 رفتم بیرون آدرین خواب بود صبحونه رو آماده کردم که در اتاق آدرین باز شد آدرین بود .
سلام بانوی من _ سلام ! . آدرین و مرینت سر میز نشستن و صبحونشون رو خوردن آدرین گفت : بانو برای امروز برنامه ای ندارین _ نه فقط چند دقیقه ی دیگه میرم یکمی میخوام استراحت کنم_ چه عالی منم میخوام برم بیرون یک سری کار دارم . مرینت بعد از صبحونه رفت تو اتاقش بعد از ربه ساعت دوباره خوابش برد . از زبان آدرین : وقتشه. از لای در مرینت رو نگاه کردم خوابش برده بود وارد اتاقش شدم
رفتم و 😘 . از زبان مرینت : یکهو یک چیزیو احساس کردم اون آدرین بود که داشت 😚. سریع بلند شدم . به به بانو . نمی دوستم چی بگم . ساکت مونده بدم . مرینت و آدرین همزمان اسم همو صدا زندند _ اول تو بگو _ نه اول تو بگو آدرین _ خب من فکر کنم تو رو ... چی داشت می گفت باور نمی کردم اون منو منو ♡ داره . مرینت _ بله _ حواطت کجاست _ من من درموردش فکر می کنم .
سلام بانوی من _ سلام ! . آدرین و مرینت سر میز نشستن و صبحونشون رو خوردن آدرین گفت : بانو برای امروز برنامه ای ندارین _ نه فقط چند دقیقه ی دیگه میرم یکمی میخوام استراحت کنم_ چه عالی منم میخوام برم بیرون یک سری کار دارم . مرینت بعد از صبحونه رفت تو اتاقش بعد از ربه ساعت دوباره خوابش برد . از زبان آدرین : وقتشه. از لای در مرینت رو نگاه کردم خوابش برده بود وارد اتاقش شدم و اونو 😘 . از زبان مرینت : چیزی روی صورتم حس می کردم اون آدرین بود که داشت منو 😙. سریع بلند شدم _ به به بانو . نمیدونستم چی بگم اون منو منو ♡ داشت . مرینت و آدرین هردو همزمان اسم همو صدا زندند _ اول تو بگو _ نه اول تو بگو آدرین _ خب راستش من من ..... باورم نمی شد آدرین ادرین _ مرینت _ بله _ حواست کجاست _ درموردش فکر می کنم . باشه و از اتاقم بیرون رفت . هنوز باورم نمی شد.
ساعت ۱۰ شده بود آلیا بهم زنگ زد و باهام تو یک پارکی قرار گذاشت . سریع لباسمو عوض کردم و رفتم پارک . سلام آلیا _ سلام مرینت چه خبر ؟ _ سلامتی _ تو فکری چی شده _هیچی _ باشه راستی امروز ساعت ۳ توی اداره ای که بهت می گم جلسه هست و چون تو طراح اصلیمونی باید بری _ باشه فهمیدم _ میتونی با رئیس بیای _ آلیا ! ادامه در پارت بعدی هست ....
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیییییییی
ممنون عزیزم 😘💕