
خب همون طور که گفتم قصه جنگی و معمایی و..... از قسمت 10 تقریبا شروع میشه و شخصیت های جدید یکی یکی خودشون رو م نوشون می دهند
خب داستان از اینجا یکم پیچیده میشه پس حتما Our strange world رو از قسمت یک بخونید و دوباره میگم این همون Our strange world هست فقط این معنیش هست

شاهزاده وحشت ناک و وحشی خونآشام ها که نیم خونآشام و نمی گرگینه است ولی همه ازش وحشت دارن و با شنیدن اسمش وحشت هم رو فرا می گره و تا مغز استخون شون نفوذ میکنه ولی هیچ کس نمی دونه چطور به همچین شخصیت خف ناکی دست پیدا کرده و در طول جنگ تینا و رز با پادشاه برای خراب کردن نقشه خونآشام ها زندگی این شاهزاده سرد و وحشی به کلی تغیر میکنه و یک ناجی روح زخم دیدش رو درمان می کنه حالا بنظرتون اون ناجی کیه؟ (من به خوانندگان هشدار می دهم این شخصیت واقعا وحشیه دورش بند خطر بکشید 😐☕راستی وقتی دو قدرتش فعاله و هم گرگینه و هم خونآشام هست رنگ موهاش تغیر می کنه ) نام جکسون به کسی هم اجازه نداده جک صداش کنه فقط یه نفر اون اینطوری صدا میزد و اون کسی نبود جز مادرش

قیافه جکسون در حالت خونآشام و گرگینه

خب بچه بعدی شاه کاترین هست که یه زندگی مخفی داره و یه دختر عادی نیست و اینکه از پدرش متنفره حالا دلیل تنفرش رو در داستان می فهمید و زندگی مخفی ایش رو پس منتظر باشید

خب آخرین بچه شاه تیم بر عکس خواهر و برادرش یه خونآشام مهربون و بامزه هست ولی جنگی که در پیش داریم حقایقی برای تیم آشکار می کنه که زندگی ایش رو متحول می کنه

خب از شاه شاهزاده که بگذریم میرسیم به ساحره عظم کسی که بعد شاه و شاهزاده ها قدرتمند هست کسی که می خواست مادرش بکشه ولی موفق نشد و علیه اش توتئه کرد و جای اون گرفت و حافظه خواهرش پاک کرد خب معرفی میکنم جولیکا یه ساحره تمام عیار و با باطنی شیطانی

خب دختر فرمانده جنگ کسی که همیشه به برادرش حسودی می کرد چون گرگینه بود درسته گرگینه ها ضعیف تر از خونآشام ها هستن ولی بخاطر پسر بودنش همیشه توی مرکز توجه پدرش بوده برای همین دختر فرمانده جنگ یا همون لیدیا از هر فرصتی برای اینکه جای برادرش بگیره استفاده میکنه عکس بالا لیدیا

پسر فرمانده جنگ که در طول جنگ به یکی علاقه مند میشه و مسیر زندگیش تغیر میده

خب اینم مادر همه فرشته ها که در طول داستان یکی رو به فرشته تبدیل میکنه و یه مدت 2 ماه به اون آموزش میده و از اون یه فرشته قدرتمند میسازه خب بزار یه رازی دربارش بگم... نه ولش کن تو داستان می گم

ساحره تبعید شده یا به عبارت دیگه همون مادربزرگ تینا و لوکاس یا همون مادر جولیکا و مارینا ( یه نکته اسم مادر تینا و لوکاس ماریانا هست) تصویر بالا ساحره تبعید شده هست که توی داستان به مدت 2 ماه به شیطان و جادوگر قدرتمندی آموزش میده که فکر کنم بدونید اون ساحره جدید کیه

خب آخرین نفر فرشته رهنما هست که برای فرشته ها تازه وارد که نیم انسان و نیم فرشته هستن مثل یک رهنما می مونه که هرکس فرشته رهنما خودشو داره اسم فرشته نادیا هست به معنا امید و آرزو که در موقعی که کسی نیاز به امید و آرزو داره بهش کمک میکنه و خیلی ماهره حالا این فرشته رهنما مال کیه؟ جواب این سوال رو تو داستان پیدا می کنید پس حتما داستان دنبال کنید
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ببین عزیزم من تو جاده ام بعدا کامل می خونم انا یک نکته بهت بگم باید سعی کرد قیافه شخصیت ها به شخصیتشان بخوره آلات بعضیا می خورد بعضیا هم نمی خورد..... ولی بازم عالی بود
ممنون 💙🌸💙گیج شدم میشه لطفا بهم بگی کدوم شخصیت ها به عکسشون نمی خوردن آخه دوست دارم نقاط ضعف داستانم رو پوشش بدهم ولی خوشحال می شوم که راهنمایی ایم می کنی و واقعا برام بارزشه و امیدوارم سفر خوبی داشته باشی 🌸💙🌸
مثلا لیدیا اون بیشتر شبیه یک دختر ملوس و ناز هست تا یکی که دنبال انتقام از باورش باشه
یا ساحره اون قیافش خوبه ولی حالت ژستی که تو عکس داره بهش نمی خوره بقیه خوب هستند
حتما 🌸💙🌸 خوشحال می شوم نظراتون راحب داستان بدونم