خبر همه جا پخش شده بود 《 من نادیا شماک هستم زنده گزارش می کنم دختر کفشدوزکی و گربه سیاه هویتشان را فاش کردند .... از زبان مرینت : اگه بیرون می رفتم خبرنگارا دورم می اومدند و سوال پیچم می کردند. پس به سابرینا زنگ زدم : الو سلام سابرینا سابرینا : الو سلام مرینت یعنی دخترکفشدوزکی ❤ سابرینا میتونی به پدرت بگی کاری کنه خبرنگارا نزدیکم نیان سابرینا : چرا که نه ❤ ممنونم خداحافظ .
رفتم به آدرین پیام دادم : سلام پیشی خوبی ؟ توی این رستورانی که میگم بیا . از زبان آدرین : یکدفعه مرینت بهم پیام داد بیا به یک رستورانی باهم وقت بگذرانیم به پدر و مادرم گفتم و رفتم لباس بپوشم . یک لباس خوب پوشیدم و یک کفش مناسب انتخاب کردم . داشتم می رفتم بیرون . که یکهو زنگ خورد یعنی کی میتونه باشه . لایلا بود ! وای الان تو این موقعیت؟! لایلا داخل اومد .
باهم رفتیم تو اتاق خودم لایلا 🤎 : سلام پیشی جونم از زبان آدرین : چی پیشی جونم فقط مرینت حق داره اینو بگه . 🖤 سلام لایلا ببخشید من جایی قرار دارم باید برم 🤎 با کفشدوزک بانو قرار داری ؟ از زبان مرینت : به لطف پدر سابرینا خبرنگارا دنبالم نیستند . یک اتاق جدا از سالن گفتم برام آماده کنند . وقتی آماده شد رفتم رو صندلی اتاق نشستم .
خیلی نگران بودم گربه سیاه هنوز نیومده بود . نکنه ارباب شرارت واقعی گابریل اگراست نبوده ! نه اون معجزه گرشو بهم داد خودم کوامیش نورو را دیدم. یکدفعه آدرین را دیدم از پنجره براش دست تکون دادم اونم اومد کنارم نشست . 🖤 سلام بانوی من ❤ سلام پیشی نگران شدم دیر اومدی . اما یکدفعه ..........
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
💕❤ خیلی ممنونم
بعدیییی رو می خوامم😍😍😍
🙏🏻❤❤🙏🏻
داستانت عالیه ادامه بده❤
فالو=فالو
تستت لایک شد
😘😍🥰 خیلی ممنونم
عانیولاولی^^
⁶⁰⁰تاییمکنیدبکمیدم^^
﹉﹉﹉﹉﹉﹉🥢🌸﹉﹉﹉﹉﹉﹉
صاریبابتتبلیغ^^
مایلبهپین؟؟؟ ^^
فالوم کنید بک میدم 🐢💞
فالوم کنید بک میدم 🐢💞
فالوم کنید بک میدم 🐢💞
(تستت لایک شد❤️)