سلام اینم پارت ۴۸ ناظر جون منتشر کن.
سلام برو بعدی
(نکته: میرسن خونه) آدرین: بانو😍؟ مرینت: جونم😣؟ آدرین: تو رو تخت دراز میکشی همه کارا به مدت یک هفته با منه 😉 مرینت: نه من بهت کمک میکنم 😊 آدرین: نهههههههههههههههههه تو باید خوب شی 😠😡 مرینت: سر من داد میزنی 😢 آدرین: بانو ط.ل.غ (بر عکس بخونید) کردم فقط میخواستم بگم که استراحت کنی ببخشید😞😘 مرینت: باشه پیشی من 😍 آدرین: ممنونم بانوی من😍😘 میشه فیلم ببینیم🤔؟ مرینت: آره پیشی من😘😍 فقط ترسناک نباشه 😅 آدرین: نه بابا 😉
(نکته: الان تو اتاقن و مرینت دراز کشیده و آدرین داره فیلم میزاره و یه تلویزیون تو اتاق هم هست) آدرین فیلم رو میزاره و میره ب.غ.ل مرینت دراز میکشه و فیلم رو میبینن وسط فیلم جفتشون خوابشون گرفت و فیلم رو قطع کردن و خوابیدن (بازم میگم ای خوابالوها🤣) (خب بریم ۱ هفته بعد ساعت ۵) آدرین: بانو😍؟ مرینت: جونم😍؟ آدرین: بریم شهر بازی با آلیا و نینو🤔؟ مرینت: آره بزار به آلیا زنگ بزنم (مکالمه آلیا و مرینت: سلام آلیا آلیا: سلام دختر چیشده🤔؟ مرینت: ما میخواهیم بریم شهر بازی تو و نینو هم میاین🤔؟ آلیا: آره ساعت ۶ با هم تو شهر بازی میبینمت مرینت: میبینمت بای😘 پایان مکالمه)
یکم استراحت😐
آدرین: چیشد🤔؟ مرینت: میان برو حاضر شو پیشی من😍😘 آدرین: چشم بانو خودت هم حاضر شو 🤗 مرینت: باشه پیشی جون😘😍 و حاضر میشن و میرن به شهر بازی و آلیا و نینو رو میبینن و پس از سلام و احوالپرسی پسر ها بلیت گرفتن اولین بازی: تونل وحشت سوار میشن مرینت و آدرین یکجا میشینن و آلیا و نینو یکجا مرینت از ترس آدرین رو ل.غ.ب (بر عکس بخونید) میکنه و وقتی تموم میشه آدرین: پرنسس ولم میکنی🤔؟ مرینت: نه تو مال منی 😏 آدرین: باشه ولی دستم کنده شداا😣 مرینت: ببخشید 😂 و بعد میان پایین
تموم شد خداحافظ
بعدیییی
باشه آبجی امروز مینویسم😉
عالی داداشییی
ممنونم آبجی😍
سلام داداش منم مهتا با اکانت اولم کامنت دادم😃
میدانم دنبالت هم کردم 😉
😁❤️😍
😍😍😍عالی بود داداشی😍😍😍
از طرف من از مرینت بپرس:تو که انقدر هیولا دیدی
تونل چیزی داره که دسته پیشی کوچولوم رو کندی😑؟
و به علاوه از طرف من بزنش که دست پیشی رو از جا کند😤😬
ممنونم آبجی😍
چشم بهش میگم😂
😍خواهش میکنم داداش جونم😍
😚😚😚میسی😚😚😚