
سلام اینم پارت ۳۷ ناظر جون منتشر کن.
سلام برو بعدی
پلگ و تیکی: بییییییییددددداااااااااااااااررررررررررررر شششششششیییییییییییییددددددددد مدررررسسسسههههه تووون دیییر شددددهههه(ترجمه: بیدار شید مدرستون دیر شده) و دیدن که بیدار نمیشن تیکی یه پارچ آب یخ ریخت رو سر مرینت و پلگ هم یه دونه کممبر گذاشت جلوی بینی آدرین و جفتشون یهو بیدار شدن و سریع حاضر شدن و صبحونه خوردن و رفتن مدرسه (نکته: الان تو مدرسه هستیم و هنوز کلاس شروع نشده) یهووووو آدرین .... رو میبینه میخواد بره سمتش که یهوووووووووووووووووووووووووو
مرینت دستش رو گرفت و گفت: کجای پیشی من😍؟ آدرین: میخوام برم یکی رو بُ.کشم بزنم😠😡 مرینت: اوه چه خشن حالا اون بد بخت کی هست؟ آدرین: اون ..... خب ..... لایلاعه مرینت: منم از لایلا متنفرم اما نمیخوام که بک.شمش آدرین: نه تو متوجه نیستی خب ..... اون ...... م ....... ا .......یوراعه...... مایوراعه اون تو رو کشت مرینت: واقعاً؟😥 آدرین: آره خودشه که یهوووووووووووووووووووووو
زنگ خورد و آدرین گفت: اه انقدر دست دست کردیم که نشد بزن.مش😠😡 مرینت: ولش کن پیشی بیا بریم سر کلاس😘 (نکته: رفتن سر کلاس و خانم بوستیه اومد) خانم بوستیه: سلام بچه ها امروز دانش آموز جدید داریم اسمش ...... مایک هست. مایک: سلام بچه ها من مایک هستم و از آشنایی با شما خوشبختم و رفت نشست کنار الکس (نکته: خانم بوستیه درس داد و الان تو زنگ تفریح هستیم و مرینت پیش آدرینه و دارن حرف میزنن) (نکته: مایک همون پسره لباس سبزه تو پارت های قبل) که یهووووووووووووووووووو
مایک اومد پیش مرینت و آدرین و گفت: سلام اسم این خانم خو.شگ.ل چیه🤔؟ آدرین: به تو چه؟ مایک: من دارم با این خانم خو.ش.گل حرف میزنم به شما چه مربوطه🤔؟ آدرین: چون من ع..شق.شم 😏 مایک: بینیم بابا. و بعد آدرین دم گوش مایک میگه: برو از اونور و گرنه یکاریت میکنم که تا آخر عمرت آرزو میکردی اینجا نیومده باشی😉 مایک: باشه بابا رفتم و بعد رفت و زیر لبش گفت: من برای شما دو تا نقشه های زیادی دارم..............
تموم شد خداحافظ
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
کت نوار
میگما تو خودت شخصیت مورد علاقت کت نواره چجوری اینقدر ازارش میدی .🤦🤦😅
کت کوچولوی ناناصم کیوتم نفسم عشقم همه زندگیم😍😍😍
چالش کت نوار
مثل همیشه عالیه
ممنونم