لدفا منتشر کنید💜 دوستان لایک و کامنت لدفا💜
تهیونگ:بچه ها میشه به این سفر؟ کوکی:ته ته چیمیگی عمرا من این سفررو بیخیال بشم،میدونی من چقدر برنامه ریزی کردم؟جین:چرا اینو میگی؟/جیمین:تهیونگ بیخیال ماهمه چیو آماده کردیم...کوکی:میخوای ذوق منو کور کنی؟ شوگا:هی کوکی میشه یه لحظه تو حرف نزنی؟ کوکی:چرا اینطوری رفتار میکنی شوگا؟ جین:مشخصه چون کوچیک ترین عضوی:/ کوکی:این بی عدالتیه. شوگا:همینه که هست... تهیونگ که هنوز تو شوک بود بلند داد زد:بــســـــه دیـگـه تمومش کنید..من میرم حاضر شم!....اعضا که هنوز از رفتار تهیونگ تو شوک بودن به خودشون اومدن و به سمت فرودگاه رفتن....
رفتن داخل هواپیما وهرکی روی صندلی خودش نشست...شوگا کنار جیهوپ جین کنار نامجون و تهیونگ کنار کوکی نشسته بودن و فقط جیمین بود که دور تر از اعضا نشست....
کوکی:دیدم که تهیونگ چقدر مضطرب بود با چشماش داشت دنبال ی نفر میگشت. ته:کوکی جیمین کجاست نمیبینمش؟؟ کوکی:اون چهار صندلی جلوتر دست راست نشسته دیدیش؟ تهیونگ:اها،اره اوکی...«تهیونگ در ذهن خود😐»(ببین تروخدا پیش چه آدمی هم نشسته) دلم واسه جیمین میسوزه امروز کلی با کوکی بحث کرد که شماره صندلیشو با کوک عوض کنه کوکی هم قبول کرد اما من نزاشتم اینروزاخیلی اذیتش کردم،اوه صب کن این کیه کنار جیمین نشسته؟؟؟؟؟کوکی:یعنی چی تهیونگ؟تهیونگ:اونی که الان کنار جیمین بود کجاس؟ کوکی:ته چیمیگی ببینم امروز مخت به جایی خورده؟ تهیونگ:نمیدونم کوکی اما الان یکی دیگه کنار جیمین بود. کوکی:خب این نگرانی نداره لابد صندلیش رو اشتباه نشسته. تهیونگ: اوکی ولی خیلی مشکوک بود. کوکی:ماذافاذا😐
لایک و کامنت🥺😐💜
و بعد از سال ها داستانی پیدا کردم که رمانتیک نیستو فقط درباره اعضاست
همانا دعا میکنم مشکلی پیش نیاد و ادامه بدی داستانتو
عالی✌💟
پارت های بعد
مرسی💜
بعدی
حتما، تا فردا میزارم☺️💜
پارتتتت بعدیییی^^ عالی بود
تنکص💜
باشه حتما پارت بعد رو زودی میزارم💜
عاولی بید
مرسی💜
سلاملاوم•-•🌸🦕
منلیلیهستم^^🫰
یهسولولیستتازهکار•-•🪩
منتویمراسمماماکاربرMia²³💕🦋شرکتکردمامامتأستفانهرأیمنخیلییییکمه🥺
میشهبهمنرأیبدیلاوم؟^^🤸♂️
____________________
خیلیمعذرتمیخوامبابتتبلیغزیرتستخوشگلت🥺🌸🦕
اگهناراحتنشدی...پینمیکنی؟🥺🫰
عالیعههه
تنکص😃💜
عاللیییییییی💖💖 دارم جون میدم برای پارت بعد😹
🥺😂😂💜
😭😹😹
خیلی دوس دارمش
ولی لطفابیشتر بنویس
بزار لذت ببریم
چشم حتما