
بچه ها من جوابتونو دادم ولی اصلا پخششون نمیکنه هرچی مینویسم بدتر پخش نمیشه حالا پرحرفی نمیکنم لذت ببرید از این پارت
سرشو به بالا گرفت و اخم کمرنگی روی پیشونیش نشست کمتر کسی اونو میشناختن به هرحال اون نه رفیقی داشت نه فامیلی پس این باید براش عجیب به نظر میرسید؟+میشناسمتون؟ _منو یادت نمیاد؟ پوزخندی زد +اگه یادم میومد که ازتون نمیپرسیدم لبخند روی لب دختر ماسید و با انرژی که کمتر شده بود گفت _کیم یونا هستم..تو دبیرستان همکلاسی بودیم یونگی که حالا خیالش کمی راحت شده بود از روی صندلی بلند شد.. اون رو به یاد داشت اون دختر شیطون و پرویی بود +از دیدنت خوشحالم یونا شی و دستشو به طرف دختر دراز کرد. دختر که از ابراز خوشحالی کراش دبیرستان و زمان حالش خوشحال شده بود لبخند دندون نمایی زد و دستش رو کمی فشرد پسر بلافاصله دستشو کشید و داخل جیب شلوارش کرد و نگاهی به اطرافش انداخت حالا بارش بارون کمتر شده بود دختر دستی که روی هوا خشک شده بود رو مشت کرد و سعی کرد اهمیتی نده که یونگی انقدر خشک باهاش رفتار کرده محض رضاای خدا یونگی در طول عمرش با همه همینطور رفتار کرده بود حالا دختر رو به روش چه انتظاری داشت؟اهمیت دادن یونگی به اون؟ یونگی نفس عمیقی کشید +خب..مثل اینکه بارون هم کمتر شده پس..فعلا..دختر لبخند کوچیکی زد و سرشو کمی تکون داد و به دور شدن یونگی از خودش نگاه کرد
محکم درو بست حالا دوباره به خونه اش که قرار بود بازم تا مدت ها ازش به بیرون نره برگشته بود بهتر بود اسمش رو قفس یا زندانی میذاشتیم که یونگی خودشو داخلش حبس میکرد خریداشو داخل اشپزخونش گذاشت و وقتی خواست به اتاقش بره با پیام جدیدی که از اون کاربر گستاخ داشت رو به رو شد پس به سمت سیستمش حرکت کرد و خودشو روی صندلیش رها کرد و شروع کرد به خوندن پیامای اون فرد _هی! اگه کراش من به تو دخلی نداره نکنه من بهت دخل دارم هووم؟ _راستشو بگو نکنه روم کراش زدی؟ _چرا نادیده ام میگیری؟ _هیی با توام؟ _جدی نمیخوای جوابمو بدی؟ _حالم ازت بهم میخوره هکر منفور و چند پیام دیگه که حاوی کلمات و حرفای خوبی نبودند..نیشخندی زد و دستاشو ماهرانه روی کیبورد رو به روش کشید +چرا باید تمام وقتمو برای یه جوجه ای مثل تو بزارم و جواب پیامای بدون محتواتو بدم؟ به دقیقه نکشید که جواب براش ارسال شد مثل اینکه اون دختر بدجور منتظر یونگی بود.. _بالاخره دلت خواست جوابمو بدی منفور؟ +هرموقع دلم بخواد جواب میدم..اگه کاری نداری وقت منو تلف نکن _تو از اون چیزی که فکر میکردم منفور تری! +انقد این کلمه رو استفاده نکن جوجه هکر _امروز دوباره دیدمش باااورت نمیشهه اون از هرچیزی که دیدم جذاب تره! +کی رو؟ _کراشی که بهت گفتم..یاد دختری افتاد که داخل ایستگاه اتوبوس دیده بود اون دختر هم برای کراش زدن کافی نبود؟ +محض رضای خدا یک بار بهت گفتم که کراش تو دخلی به من نداره _حداقلش نمیتونی باهام همدردی کنی که حتی اون کمی بهم اهمیت نداد و حتی منو یادش نبود؟+اکی..چکار میتونم بکنم؟ _بهم بگو چطور میتونم م*خ*ش*و بزنم؟ +خب..میدونی!!..فکر کنم باید تو یه چیزایی کمک هم کنیم!!
فعلا همینو داشته باشید😂
دقیقا همیشه اینجاها گیر میکنم چی بنویسم
بازهم این درگیری...🙂
لاو یو گایز💜
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ببین برو سایت فضاییها فیکشن رمانات بزار
خیلی عالی تره
منم بخاطر این محدودیتا که ایطور بود کلمه ع*ش*ق هم باید سانسور میکردی بیخیال شدم اخه دیگه رمانای من بدرد ایجا نمیخوره😔😂🤲🏻
ای ژووون رمان هکریی
منم هکرماااا ولی حرفه ای نیسم🗿🤲🏻
بیول تازه مث خودم شدیی
منم ی رمان پر طرفدار داشتم پاکیدم
حالاkerm تو چی بود خاحر؟😔😂🤲🏻
من ایطوری بود که به محض پاکیدن زیاد ا رمانم حمایت نشد نباید پاک میکردم هنو پشیمانم....
هققققق بیولمممم
بالاخره اومدممم
بالخرهههه
هزاران اتفاق مانند صاعقه ای از دیار اخرت بر سر من بیچاره تک و تنها،اومد... که حتی توان توصیفش رو هم ندارم... عاح زندگی
اینم اثراتش...
وای نمقدونستم داستانجدید دادی وکرنه همون دو ناه پیش میومدم تستچی ترو خدا اون یکی پارتم بزا
گذاشتم عزیزم
این از هیجان دستاش لرزیدن کلا کیبوردش فلج شده چقد منه چقـــــد😔😂😂
مثل همیشه عالییییی
نگا اگه داستانت حمایت نمیشه بازم تو بزار به خاطر ما🥺🥺💜
بعد راستی چرا پارت بعد رو نمیزاری؟ 🥺♥
کاری به حمایت ندارم میخواستم ریدر ها حداقل به یک تعدادی برسن و همین الان پارت بعدو گذاشتم
سلام بیول چطوری خوبی امتحانا تموم شد ازاد شدیممم 😂بالاخرع 😂ادامه بده اکانتتو حذف نکن مطمعن باش خیلی ها به خاطر امتحاناتشون نتونستن بیان لطفا نروووو 🥺
اره واقعا خیلی سخت گذشت و خوب شد ک تموم شد ولی خب من به زودی کلاس های کنکورم شروع میشن و تعطیلات تابستونم خیلی کمه😂
BTS__LOVE
خسته
| 1 ماه پیش
مرسی عزیزدلم ولی متاسفانه اونطوری که باید حمایت نشد
خب مثل اینکه دوباره باید برگردم سر شغل نازنینم 👩🦯
شوما اون اکانت نازنین رو پاک نکن ما اینو یه کاریش میکنیم 👩🦯
میگم ک خوشبختانه یا متاسفانه پاک نشد😂
پارت بعدیب
فعلا باید حیمایت بشه داوشم 👩🦯
پارت بعدی رو اصلا ننوشتم کلا یادمم رفته بود وقت کردم مینویسم تمومش میکنم براتون
خیلی خوب بودششش
قوی تر از دفعه قبل برگشتی😎🗿😂
بلی بلی
حالا حیف نی بخوای این اکانت مبارکو بپاکی؟نه جدا نیگاه نمیذارید از دمپایی استفاده نکنم👩🦯
والا ب این خوبی مینویسی بعد میخای برییی
نه برگشتی درکار نیست اینم به خاطر شماها و اصرار های زیادی که کرده بودید گذاشتم من دیوانه وار نوشتنو دوست دارم ولی اینجا نمیشه من قطعا خواهم نوشت در اینده ولی طور دیگ و جای دیگه
BTS__LOVE
خسته
| 1 هفته پیش
متاسفم که دارم میزنم تو ذوقت ولی وقتی این چند پارتی رو تمومش کنم اکانتمو شاید حذف کنم و برم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اونی بزنم.......
استغفرالله
اونی اگه تو بری من تنهای تنها میشم که🥺🥺🥺
لع.نتی بغض کردم🥺💔
داری راست میگی؟ 🥺🥺
میخواستم پاکش کنماا نشد وگرنه گودبای فوراورر شانس اوردی نشد😂