
سلام اینم پارت ۲۹ ناظر جون منتشر کن
سلام برو بعدی
یکی در زد اون کسی نبود جزززززز گابریل آگراست و اومد تو گابریل: سلام آدرین خوبی؟ آدرین: چرا هر جا میرم تو هم هستی؟ و هر چی بهش وصل بود کند و اومد جلوی مرینت و رو دستبندش زد و لباس سیاه و سبزش ظاهر شد گابریل: باهات کاری نداری آدرین: ولی من دارم و شروع کرد به حمله و گابریل هم جاخالی میداد و بعدد یهووو یه لگد به گابریل زد و گابریل خورد به دیوار گابریل: دیگه بسه (نورو دوسو یکی بشین) شدوماث شروع کرد به حمله کردن و آدرین هم حمله ها رو دفع میکرد که یهوو آدرین از شدوماث دور شد و یهوووووووو چوب هاش رو پرت کرد و هی میخورد به شکم شدوماث و وقتی چوب ها بر میگشتن سمت آدرین ، آدرین میپرید هوا و با لگد چوب ها رو دوباره به شدوماث میزد که یهووووو
آدرین به پلگ اشاره کرد و پلگ هم یواشکی با (پنجه برنده) زیر پای شدوماث رو نابود کرد و همون جا آدرین پرید بالا و با یه چرخش یه لگد تو صورت شدوماث زد و معجزه گر هارو برداشت (نکته: گابریل بی هوش شده) و آدرین از خستگی افتاد ولییییییی مرینت گرفتش مارسل: اون پسر شدوماثه مرینت چرا بهش کمک میکنی که یهوووووو آدرین گفت: حواسم بود به مرینت چی گفتی برای تو هم دارم شدوماث که پدرم بود بهش رحم نکردم که یهوووووو
(کاش اینجا تست تموم میشد و همتون رو دق میدادم ولی حیف ک نمیشه راستی چون فردا مدارس تعطیل شده دارم مینویسم و امتحان اجتماعیم تعطیل شد آخجون) مارسل آدرین رو از دست مرینت برداشت و محکم پرتش کرد سمت دیوار و یقه آدرین رو گرفت و معجزه گرا رو برداشت (بچه ها همین الان فهمیدم که فردا حضوری و امتحانم هم سر جاشه و منم هیچی نخوندم چون فکر میکردم تعطیله چیکار کنم آخه الان ساعت ۹ یکشنبه ۱۴۰۱/۱/۲۱ هست و فردا امتحان دارم)
مرینت: مارسل ولش کن چیکارش داری؟ چرا معجزه گر ها رو برداشتی؟🤔 مارسل: من به خاطر معجزه گر های شدوماث اومده بودم و آدرین هم زحمت گرفتنشون رو برام کشید و الان هم باید تو رو متاسفانه ببرم پیش خودم چون باهات کار دارم و اومد سمت مرینت که آدرین زد رو شونه و گفت: هی داداش باید اول از روی جنازه من رد شی تا بزارم به مرینت آسیب بزنی مارسل: چشم از روی جنازت هم رد میشم و یه مشت اومد تا بزنه تو صورت آدرین که آدرین دستشو گرفت و دستش رو پیچوند یه مشت تو سینش زد و مارسل افتاد زمین و آدرین یه بار از روش رد شد و گفت: دنیا رو میبینی قرار بود تو از روم رد شی و حالا من از روت رد شدم مرینت: آدرین بیا بریم یه اتاق دیگ و اومدن تا رفتن مارسل بلند شد و یه لگد محکم تو کمر آدرین زد و فرار کرد و یهووووووووووووووووووووووووووووو
تموم شد خداحافظ
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
قصد دق دادن داری؟
میخوای جون به جونمون کنی؟
خب باتیر بزن چرا زجر کشمون میکنی؟؟؟
منم تلافی میکنم وایسا😌
به من M A H T A😌😌😌
عالی😍😍😍
باز جای حساس😢😢😢😢😢خدایا منو بکش😭😭😭😭😭
😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣😁😁😁😁 پارت بعدی تو بررسی هست
خب خداروشکر امیدوارم جای حساس کات نشده باشه😭
😉اتفاقا اون هم جای حساس کات شده😉
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
برات دارم وایسا اگه از کشور نداختمت بیرون😠
آخه چرا؟😐😂
تا شما باشی حتی حساس کات نکنی و بدون واقعا این کار از دستم برمیاد😌
باشه منو از ایران بنداز تو پاریس خیلی خوب میشه😍
منظورم این بود که آوارت میکنم عزیزم😅
امم ی سوال از من بزرگ تری یا کوچیک تر؟؟
من11سالمه😁
عاااالی
بعدددددی
ممنونم
چشم در اسرع وقت مینویسم
عاااااااالی
ممنونم