_سلام بر شما 🌹❤️🏵️🌷💐🌻🌼🌸🌺_ _خوبید ؟؟_ _اومدم با پارت ۱۰ که با هم بترکونیم 😌😎_میکنم _خب بریم ادامه ۱ ۲ ۳_ اینم بگم که این پارت اخره و دیگه فصل ۲ نداره لایک یادتون نره
نگهبان : فو لیدی باگ کت نوار همتون از اینجا برید زود 😨 فو : نینو در رو باز کن نینو : قدرت هام از کار افتاده استاد 😨فو : فقط یک موجود میتونه قدرت میراکلس ها رو از کار بندازه اونم بیل سایفر هست 🤕لیدی : بیل سایفر چه ..... ادرین : من اونو میشناسم فقط یه نفر هم میتونه اون رو از کار بندازه اسم اون هم فورد پاینز هست فو : و یه نفر دیگه به نام دیپر پاینز الیا: تیریکس تو میدونی اینا چی میگن تیریکس : درباره موجودی بسی خطرناک حرف میزنن که کسی به غیر از این دو نفر که میگن نمیتونه اون رو متوقف کنن
الیا : بچه ها من یه نفر توی امریکا توی ارکدیا میشناسم میتونیم بریم پیش اون فو : درسته اما چجوری تلپورت کنیم ؟؟ لیدی : استاد مثل اینکه یادت رفته که من قدرت تلپورت دارم 😐استاد : درسته کت نوار کتاکلیزم رو فعال کن لیدی تو هم تلپورتمون کن راوی: بعد از اینکه همه کار ها انجام شد بیل سایفر رو هم با کتاکلیزم کت نوار نابود کردن اونها الان باید گروهشون رو بزرگ تر میکردن
پس رفتن پیش همونکسی که الیا گفت الیا : معرفی میکنم اقای جیم لیک جونیور غول کش ارکدیا دوستشون اقای توبیاس دامزالسکی و اون هم کلر نونیز هستش نینو : تو با این ها کی اشنا شدی من خبر ندارم 😡 الیا : دوست های خانوادگی ما هستن اقای نینو لاحیف 😤 نینو : 🤕 جیم : قبل از اینکه بیاید الیا به من گفت میخواید چه کار کنید برای همین ما از قبل آماده هستیم به دوکسی نگفتیم لازمه اون هم بیاد ؟؟ الیا : دوکسی ؟؟ جیم : جادوگر گروهمون هست استاد : ما خودمون قدرت جادویی داریم توبی : قدرت جادویی چجوری؟؟ مری : اینجوری ( تیکی اسپاتس آن ) توبی : 😮🥴🤧 wow چه جالب 😃
ادرین : ما نقشه ای داریم یعنی من و مری فو : چه نقشه ای ؟؟ ادرین : من و شما و مری و الیا بریم به ادامه سفر و جیم و توبی و کلر و نینو هم میمونن برای وقت های خطری توبی : من حدس زدم که بیل سایفر افتاده دنبالتون ادرین : افتاده بود ولی من با کتاکلیزم خودم نابودش کردم 😌جیم : خب به نظر من نیازی نیست که کسی بمونه و کسی بره کلر یه خورده جادو بلده اون میتونه میراکلس هاتون رو بهتون بده کلر : درسته
راوی : کلر با جادوی خودش همه میراکلس هارو پیدا گرد و به استاد فو داد و بچه ها برگشتن به پاریس مرینت فردای آن روز : در مدرسه : مرینت : عجب ماجراجویی درست و حسابی کردیم ها الیا: خیلی خوش گذشت مخصوصا اون کار هایی که یاد گرفتیم مرینت : موافقم پایان
یادتونه من گفته بودم میخوام برم شوخی کرده بودم تست چقدر شبیه کت نوار هستی رو اگر منتشر شده انجام بدید و لایک کنید اگه منتشر نشده وقتی منتشر شد انجام بدید و لایک کنید مرسی خداحافظ
عالیییی بود لایک کردم اینم بقیش♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
یک شوک وارد کن مثلا مری رو بفرست به قبلا یا همه خاطراتش از جلو چشمش رد بشه و فراموشی بگیره
دمت گرم داداش🌹💖 ادامه بدی هر کی نخونه مطمئنم باش من یکی تا تهش رو میخونم😉😉
نمیشه حالا فصل دو هم بزاری
ممنننونننننننن
عالی بود داداشی جونم 🌹💖🌹 دو ساعت از انتشارش میگذره و لایک هم کردم 😁💖 ولی خیلی زود تموم شد ها😔 .... مثل داستان من طولانی میتونی بهتر بود .... مثلا الان تا پارت هفده منتشر شده و تا پارت بیست و سه تو بررسیه اما هنوز جاهای جالبش کاملا نرسیده😄😄 ..... بارم میگم فوقولاذه بود داداش یاسینی 💖🌹 مثل خودت که بهترین داداش دنیایی💖🌹 و فقط اینو بدون که من تا حالا داداش نداشتم و تو اولین داداشم بودی💖🌹