پارت 24 رمان هری پاتر.
تو راه برگشت به قلعه; من:البوس.جلسه بعدی الف دال رو فردا میندازم.چی رو اموزش بدیم؟ البوس:پاتروناس من:راستی .من تاحالا پاتروناست رو ندیدم.پاتروناس تو چیه؟ البوس:اکسپکتو پاترونام و شیری در اسمان نمایان میشه. من:اومم.خوبه.اکسپکتو پاترونام و اهوی نقره ای در اسمان شروع به دویدن میکنه.
رز;چه خبرتونه؟ مگه اینجا دمنتور هست که فاز پاتروناس بازی گرفتید. من;امم.ببخشید داشتیم به هم نشون میدادیم پاتروناسمون چیه.برای تو چیه؟ رز:من هنوز انجام دادنشو تست نکردم.یعنی بلد نیستم. من:اشکال نداره.جلسه بعدی میخوایم یاد بگیریم.
گالیونم رو در میارم و جلسه بعدی رو مینویسم. ****** من:خب خب دوستان همه اومدن؟ِ امروز ما میخوایم پاتروناس رو تمرین کنیم.ساخت پاتروناس.بله.درست فهمیدید. البوس:همینطور که میدونید حیوانی که پاتروناس شما هست از شخصیت های شما برمیگیره.مثلا پاتروناس امیلی یه اهوئه. من:بله.پاتروناس با ورد اکسپکتو پاترونام بوجود میاد.همه بامن تکرار کنید.اکسپکتو پاترونام بچه ها:اکسپکتو پاترونام
من:خب .پاتروناس سپر مدافعی بین شما و دمنتور هاست.تنها راه متوقف کردن دمنتور ها ساختن پاتروناسه. البوس:بله.ولی خیلی سخته. و تنها کسانی میتونن این رو ایجاد کنند که خاطره خوب خیلی قوی ای داشته باشند. مثلا مرگخوار ها نمیتونستن اجرا کنند چون زندگیشون در سیاهی فرو رفته بود و خاطره خوشی نداشتند.همه مرگخوار ها به جز...سوروس اسنیپ.البته حیفه اونو مرگخوار به نساب بیاریم.جالبه بگم پاتروناس من و سوروس اسنیپ و لیلی پاتر یکیه.
من:بهترین خاطره ای که به ذهنتون میرسه رو بهش فکر کنید.چوبدستیتون رو بالا بگیرید و فریاد بزنید(اکسپکتو پاترونام) پاتروناس اسکورپیوس نمایان میشه.پاتروناسش یه اسبه. من:دوباره تکرار کنید. بعد حدود 10 بار تکرار کردن خرگوشی از چوبدستی رز هم بیرون میاد.من:عالی بود.افرین رز جیمز هم میتونه پاتروناس درست کنه.و همینطور وود و مک لاگنِ من:از سال اولی ها و سال دومی ها انتظار ندارم بتونید درست کنید پس خودتونو سرزنش نکنید.
کلاسو تموم میکنیم و به سمت کلاس تغییر شکل میریم.یکم دیر رسیدیم.مک گونگال نیست فقط یع گربه رو میزه رز:خداروشکر مک گونکال نیست وگرنه الان کلی امتیاز از گریفندور کم میکرد. من:ساکت مگه نمیدونی مک گونگال یه جانورنماست. گربه به شکل مک گونگال در میاد. رز سرخ شد از خجالت. مک گونکال:عصر بخیر مرلین.ویزلی دیر کردید.15 امتیاز از گریفندور کم میشه.
من;خوبه خوبه. نوریس. به یه خاطره فکر کن. نوریس:اوممم.اکسپکتوپاترونام من:نه خیلی قوی نبود.به یه خاطره دیگه فکر کن.
نوریس:اکسپکتوپاترونام من:اینم ضعیف بود.به چه خاطره ای فکر کردی؟ نوریس:جشن تولدم. من:این قوی نیست.به یه خاطره دیگه فکر کن.
نوریس:اکسپکتوپاترونام و خرگوشی از نوک چوبدستی بیرون میاد. من:واییی نوریس.خیلی خوبه.عالیه.تو سال سومی ولی تونستی اجرا کنی.
تا پایان این کلاس:رز.اسکورپیوس.نوریس.خودم.البوس.جیمز .مک لاگن.لئونارد وود. شان پتیل.تونستن اجرا کنن پاتروناس رو.
من:افرین.همه تون.همه تون عالی هستید.تقریبا از همه کسایی که انتظار داشتم تونستید اجرا کنید عالی بود.همه تون محشر بودید. یه جلسه روز یکی مونده به اخر تعطیلات داریم و بعد دیگه تمومه.امیدوارم تا اون روز حداقل همه سال هفتمی ها و ششمی ها و پنجمی ها و چهارمی ها بتونن پاتروناس رو اجرا کنن.فعلا خدانگهدار
امروز بازی کوییدچ داشتیم.کوییدچ بین هافلپاف وگریفندور با جاروی عالیم به زمین کوییدچ رفتم و لئونارد وود از شادی تو پوستش نمیگنجید. واییییی خدا خیلی جاروم نرم و روون بود.هوا هم عالی بودِ
اندور مارتین(جستجوگر هافلپاف):رقص باله میری مرلین؟ من میخوام بهش یه چیزی بگم اما ناگهان گوی زرین رو میبینم که داره بهم چشمک میزنه پشت سرش.با سرعت به سمتش میرم.میفهمه که من گوی زرین رو دیدم.
دارم با جاروی پرسرعتم میرم که میاد و بهم تنه میزنه.یه لحظه کم مونده بود از رو جارو بیوفتم ولی خودمو جم و جور میکنم.ازم جلو زده.گوی زرین وسط تماشاچی هاست.با جاروم میرم و از تو سکوی تماشاچیا رد میشم.همشون سرشونو کنار میکشن.
نبرد تن به تن داریم.دیگه تقریبا کل بازیکنا و تماشاچی ها همشون به ما زل زدن و بازی خودشونو نمیکنن.خیلی حساسه . دستش رو دراز کرد تا گوی رو بگیره. وایییی دستش بهش میرسه ما باختیم.
داشت گوی رو میگرفت که ناگهان چند اتفاق باهم پیش میاد.جیمز(مدافع ما) سر عقل میوفته و یه توپ بازدارنده سمت مارتین پرت میکنه . اون میخواد جا خالی بده اما توپ به جاروش میخوره و اون جاروش از وسط نصف میشه و خودشم پرت میشه پایین.من یه لحظه وایمیستم و نگاش میکنم اما سریع به خودم میام و دنبال گوی میرم
اسکورپیوس:امیلی مرلین اسنیچ طلایی رو گرفته.گریفندور برنده شد. صدای هیاهوی جمعیت میان و من رو بالا و پایین میندازن.جیمز هم همینطور.جیمز صورتش گل انداخته.
جیمز:افرین امیلی عالی بودی.😙 من:ممنونم ولی اگه تو نبودی برنده نبودیم. جیمز:☺ نوریس میاد و جیمز رو بغل میکنه.همون لحظست که میفهمم اون دوتا زیاد باهم صمیمی شدن.
میرم سمت البوس:زن برادرتو دیدی؟ البوس:چی؟ میخندم و با دست نوریس و جیمز رو نشون میدم که درحال بوسیدن همن. البوس:اوه اوه نوریس میفهمه داریم نگاشون میکنیم.خجالت میکشه و دست جیمز رو میگیرن و میرنِ
مرسی که خوندین کامنت فراموش نشه.
نتیجه 1
کامنت یادت بره از ارث محرومت میکنم😂😂 (رون وقتی رز داشت به هاگوارتز میرفت به شوخی بهش گفت اگه تو گریفندور نیوفتین از ارث محرومتون میکنم)
نتیجه 2
کامنت یادت بره از ارث محرومت میکنم😂😂 (رون وقتی رز داشت به هاگوارتز میرفت به شوخی بهش گفت اگه تو گریفندور نیوفتین از ارث محرومتون میکنم)
نتیجه 3
کامنت یادت بره از ارث محرومت میکنم😂😂 (رون وقتی رز داشت به هاگوارتز میرفت به شوخی بهش گفت اگه تو گریفندور نیوفتین از ارث محرومتون میکنم)
نتیجه 4
کامنت یادت بره از ارث محرومت میکنم😂😂 (رون وقتی رز داشت به هاگوارتز میرفت به شوخی بهش گفت اگه تو گریفندور نیوفتین از ارث محرومتون میکنم)
خیلی داستانتو دوست دارم
قشنگ بود بی صبرانه منتظر بعدی هستم❤❤😆
مرسییی عاجیی النا جون😻💜👊😎
عالیییییی آجی آیدا جونم😍😍😍💙💙💙💙💙💜
مرسییییی عاجیییی زینب جونم💜☺
🤩 مثل همیشه عالییییی(ادامه دارد ...😂) بود 🤩
😍 واقعا داستانت رو از ته ته دلم دوست دارم 😍
💚😘😘 مرسییی عاجییی آیدا جونممم 😘😘💚
😃😊بی صبرانه و فوق مشتاق منتظر پارت بعدی هستم😊😃
میسیییی عاجی ریحانه جونم.
منم تورو از ته قلبم دوست دارم💜☺👊
مرسی بابت کامنتت👊😎😎