کریس:همه چی سیاه شد ولی تونستم حس کنم که برخورد کردم به تخت بدون آهنم بعد برخورد داشتم از چشمای خودم بیرون میدیدم(انگار تو چشم هستش کریس)تبدیل شدم به خودم یه عالمه آدم هم بالا سرم بودن و عکس و فیلم میگرفتن بعد تکشاخ اومد بغلم کرد و گریه میکرد(فکر کرده چون تبدیل به خودش شده مرده)که کت نویر و لیدی باک از دو طرف جدا پرت میشن پایین تکشاخ هر کدوم رو میگرفت اون یکی میمرد واقاً گیج شده بود و مغزش قفل کرده بود جوری که منم از قیافش فهمیدم بعد من احساس سوزش تو بدنم کردم بدنم شناور شد و از چشمام نور میرفت بیرون که این احساس سوزش به احساس قدرت تبدیل شد چند نفر تو بدنم ظاهر شده بودن
چون میخوام قسمت بعد رو بنویسم جواب رو بهتون میگم
عالیی
😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
عالی
ج چ:سلامتی
جواب این نیست
ولی اگه به اتفاقایی که تو این قسمت میوفته دقت کنی متوجه شدنش راحته
گذشته😐🤔
نه تو همین قسمت