امیدوارم خوشتون بیاد
یه صبح سرد زمستون بود هوا ابری بود و هر لحظه ممکن بود برف بباره تازه دبیرستان و تموم کرده بودم و میخواستم برم دانشگاه چند هفته قبل شروع ترم بود و تعطیلات داشت تموم میشد از رو تختم بلند شدم و رفتم حموم که مادرم از طبقه پایین داد زد ملیسا !!!!!! و صداش تو کل عمارت پیچید که باعث شد پام سر بخوره بیفتم زمین گفتم لعنتی باز چیه موهامو خشک کردم و لباسامو عوض کردم و رفتم پایین که دیدم پدر و مادرم سر میز صبحانه دارن عصبانی منو نگاه میکنن و برادر کوچکترم لئو که هفته ی بعد میشد پنج سالش با استرس منو نگاه میکرد گفتم بله و رفتم پشت میز نشستم پدرم گفت هفته ی پیش توی فستیوال یه سنگ و محکم به سر لیام زدی بعد یه هفته از توی دوربین های مدار بسته مشخص شد که کار تو بوده! باورم نمیشد که اینکارو کنی! میدونی که ارتباط تو و لیام چقدر مهمه و اون پسر دوسِت داره و تو همه چیو خراب میکنی!! گفتم حقش بود ! میخواست انقدر آویزون نشه! بعدم من دوسِش ندارم چرا باید بخاطر حرف شما با کسی باشم که دوسِش ندارم؟ ( عکس ملیسا ☝🏻)
پدرم محکم کوبید رو میز و گفت بسه!!!! همین که من گفتم امشبم توی مهمونی از لیام عذرخواهی میکنی! از جام بلند شدم و رفتم تو اتاقم و در و کوبیدم گفتم تف تو این شانس نشستم به کتاب خوندن حدود نیم ساعت بعد یکی در اتاقم و زد گفتم چیه؟ که یه صدای بچگانه گفت منم!! بلند شدم و در و باز کردم و گفتم لئو؟ خم شدم و گفتم هی! چرا گریه می کنی؟ گفت چون بابا تولو مجبول میکنه با کسی که دوستش ندالی باشی ! گفتم لئو من خودم حلش میکنم نمیخواد نگران من باشی گفت ولی اگه بابا نزاله من با دختلی که دوسش دالم باشم چیییی اگه منم مجبول کنه چییی ! منی که باورم نمی شد یه بچه پنج ساله بین هزار تا بدبختی اومده در اتاقمو زده و نگران دوسدختر آیندشه صاف شدم و گفتم شوخی میکنی دیگه؟ بیا برو بچه! و در اتاقمو بستم و بیرونش کردم دیگه نزدیکی شب بلند شدم حاضر شم ( عکس لئو ☝🏻)
یه دامن شلواری گشاد تا یکم پایین تر از زانو مشکی پوشیدم و یک کراپ مشکی و روش یه کت کوتاه مشکی کفشای پاشنه بلند مشکی سادمو پوشیدم و موهامو دم اسبی بستم کیف و گوشیمو برداشتم و رفتم پایین همه حاضر بودن پاپیون کت شلوار لئو رو صاف کردم و دستش و گرفتم و گفتم بریم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم پدرم گفت یادت نره درست رفتار کنی ! رو به مادرم گفت امشب احتمالا لوسیوس و نارسیسا هم هستن بهتره صمیمی باشیم میگن پسرشون هم از فرانسه برگشته احتمالاً اون هم هست و لئو پسرم نگران نباش همکار های من بچه های هم سن تو هم دارن تنها نمیمونی لئو با یه لبخند شیرین گفت آخجونن!! یکم بعد رو به روی باغی که توش مهمونی برگزار میشد وایسادیم پیاده شدیم که دوستای مهدکودک لئو اومدن و بردنش مامان بابام رفتن با دوستاشون احوالپرسی کنم و فقط من موندم که لیام داشت تند تند با یه لبخند مسخره میومد سمتم ( عکس لیام ☝🏻)
اومدم رامو کج کنم که محکم خوردم به یکی و نزدیک بود پخش زمین شم که کمرمو گرفت و نزاشت بیفتم به خودم اومدم دیدم یه پسر مو یخی با چشمای خاکستری سرد و جذاب جلومه یه لحظه موندم چی بگم حتی تا حالا ندیده بودمش ولی مشخص بود همسن خودمه یهو ولم کرد و گفت هی! آروم تر ! و بعدم راشو کشید رفت و یهو لیام بهم رسید گفت چیزیت که نشد ها؟ خوبی؟ میخوای بریم درمانگاه؟ اون پسررو ولش کن یه مالفویه مغروره دیگه ولی مطمئنی خوبی آره؟ گفتم لیام!!!! بسه احیانا سرت به سنگی چیزی خورده؟🙄 یکم یواش تر! خوبم!....گفتی مالفوی؟ پسر نارسیسا و لوسیوس مالفوی؟ لیام گفت اره....تازه از فرانسه برگشته.... اگه اشتباه نکنم اسمش دارک... نه درک... عا نه شایدم دیاکو .... همچنان که لیام با پیدا کردن اسم اون سرگرم بود ازش فاصله گرفتم و رفتم پیش پدر مادرم (دراکو هم که دیگه میشناسین ☝🏻)
پدرم گفت ازش عذر خواهی کردی ؟ گفتم یه جورایی..... لئو کجاست؟ مادرم گفت داره بازی میکنه گفتم خیله خب که یهو یه نفر از پشت گفت به به ! آقای متیو لیورس مشتاق دیدار! پدرم با نگاهی جدی گفت اوه لوسیوس مالفوی! رفتن جلو و دست دادن پدرم گفت معرفی میکنم دخترم ملیسا ! باهاشون دست دادم و گفتم خوشبختم نارسیسا گفت اخرین باری که دیدمت هشت سالت بود الان هجده سالته! دقیقا همسن دراکویی! گفتم دراکو؟ که یهو همون پسری که موهای یخی و چشمای خاکستری داشت پیداش شد لوسیوس با افتخار گفت پسرم دراکو هم هجده سالشه و تازه از فرانسه برگشته گفتم آها....پدرم گفت مسلما قبلا همو ندیدید که باعث شد من سرمو بندازم پایین و دراکو پوزخند بزنه گفتم نه معلومه که نه! من میرم لئو رو پیدا کنم که بریم! خوشحال شدم از آششناییتون و باهاشون دست دادم و از اونجا رفتم
وای لئو خیلی خوبه🤣🤣🤣
برادر رویاهامو سعی کردم بسازم😂
عالیییییییی💕
لئو گوگولیییییییییی
سلام جیگیلی ❤ من قبلا به شدت رو دراکو کراش بودم
و واقعا عاشق داستانت شدم خوشحال میشم برای داستان من حمایتم کنی ⭐
هنوز پارت معرفیش اومده🫶
مرسی عشقم حتما ✨
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوب بود لطفا پارت 2 رو بزار
مرسییی 💖 گذاشتم عزیزم
عالی بوددد😭💘
خیییلییی خوبه لطفا پارت ۲ هم بزار کیوتت 😍🥰😘
مرسییی 💖 گذاشتم عزیزم