سلام بچه ها خوبید امروز با پارت 7 امدم لطفا اگه میشه بیشتر کامنت بزارید 🙏 اگه خوشتون نمیاد بگید من دیگه ادامه ندم 🙏
کت نوار=وقتی رسیدم به خونه دیدم ارباب شرارت روی صندلیم نشسته ارباب شرارت=سلام ادرین! کت نوار=تو تو از کج... ارباب شرارت= هر وقت من با کت نوار و لیدی باگ میجنگیدم تو نبودی ناتالی بهم میگفت! کت نوار=اگه ناتالی بهت میگفت پس تو.... ارباب شرارت=پدرتم میدونم بهتره معجزه گرت رو بهم بدی کت نوار= هرگز! ارباب شرارت= پس مجبورم از راه قدیمی وارد عمل بشم (عجب بی احساسه😢) از زبان راوی=ببخشید میدونم دوست ندارید بپرم داخل داستان😅 بریم سراغ داستان=کت نوار و ارباب شرارت وارد جنگ شدن از زبان کت نوار=پدرم خیلی قوی بود برا همین مجبور شدم فرار کنم ارباب شرارت=یک روزی پیدات میکنم! کت نوار=اون روز تو شکست میخوری و رفتم نمیتونستم برگردم به خونه رفتم بالای یک پشت بوم بغض زیادی تو دلم بود تا تونستم گریه کردم شب شده بود مجبور شدم به خونه مرینت برم (وقتی رسید به خونه مرینت) مرینت=روی بالکن منتظر کت نوار بودم یکدفعه کت نوار امد جلوم چشماش قرمز بود معلوم بود گریه کرده کت نوار=سلام بانوی من (با گریه)
نو تنها کسی هستی که برام موندی مرینت=منظورت چیه چی شده پیشی؟! کت نوار=چشمام سیاهی رفت و دیگه چیزی نفهمیدم. مرینت= کت نوار کت..کت مجبور شدم انگشترش رو بر دارم و دوباره بزارم سره جاش (چون نمیشه با حالت کت نوار بره به بیمارستان) پلگ امد بیرون پلگ ادرین چش شده؟ پلگ= پدر ادرین.... مرینت=پدر ادرین چی؟ پلگ=ارباب شرارته مرینت=پس برای همین اینطوری شده دلم داشت کباب میشد میخواستم گریه کنم😭 پلگ= گریه کردن فایده نداره باید ادرین رو ببریم به بیمارستان مرینت= تبدیل به لیدی باگ شدم و سریع رفتم به بیمارستان (وقتی رسید به بیمارستان) رفتم یک گوشه و تبدیل به خودم شدم داد زدم کمککککککک! چند تا پرستار امدن و ادرین رو بردن 2 ساعت منتظر موندم از بخش پذیرش و انتظار پرسیدم اتاق اقای اگرست کجاست پرستار=طبقه 1 اتاق 95 سریع رفتم توی اسانسور وبا دو به سمت اتاق 95 رفتم دکتر از اتاق امد بیرون ازش پرسیدم حال ادرین چطوره؟
دکتر=شما چه نسبتی با او دارید؟ مرینت=من یک دوستم دکتر= حال دوستتون خوبه بخاطر اینکه فشار خونش افتاده بیهوش شده میتونید وقتی سرمش تموم شد ببریدش مرینت=از دکتر تشکر کردم و رفتم توی اتاق ادرین خواب بود. منتظر بودم تا ادرین بیدار بشه منتظر موندم (حدودا 3 ساعت بعد) ادرین= چشمام رو باز کردم دیدم توی بیمارستانم مرینت هم کنارم نشسته! مرینت =ادرین چشماش رو باز کرد ادرین خوبی؟ ادرین= الان بهترم اما پدرم... مرینت= میدونم ارباب شرارته! ادرین=کی بهت گفته؟ مرینت=پلگ دیگه! پلگ میتونی بیای بیرون پلگ= سلام ادرین خوبی؟ یکدفعه یادم امد گرسنمه ادرین کممبر داری؟ ادرین=یعنی یک روز نیست به شکمت فکر نکنی؟😂 پلگ= خب چه کنم گشنمه پنیر موخوام ادرین= بفرما کممبرت مرینت=یادم امد پدر مادرم منه میکشن ساعت 12 شب بود!
سرم ادرین خوشبختانه تموم شده بود ادرین باید بریم خونه سریع! ادرین=باشه اما.. مرینت= میدونم حمل و نقل با من فقط بدو وقت نیست تبدیل به لیدی باگ شدم و ادرین رو با خودم بردم به خونه (وقتی رسیدن به خونه) مرینت= در خونه رو زدم پدر و مادرم در رو باز کردن سابین و تام= کجا بودی مرینت مرینت=راستش رفتم با الیا پروژه رو تموم کنم. سابین وتام= پس چرا ندیدیم که رفتی راستش سریع رفتم ببخشید نگفتم سابین تام= باشه اشکال نداره اما دفعه بعد بی خبر جایی نرو مرینت=ممنون میشه دوستم مدتی اینجا بمونه؟ تام=اشکالی نداره یک دیقه وایسا این همون پسری نیست که عکسش رو میزدی به دیوار مرینت= ام ا.ر.ه راستش من دیگه باید برم ادرین=قضیه اون عکسا چیه؟ از زبان راوی= مرینت خواست توضیح بده که................
سلام خوبید؟ این پارت 7 بود امیدوارم خوشتون امده باشه لطفا کامنت بزارید ببخشید بخاطر فصل امتحانات داستان ها ممکنه دیر بیان ناظر لطفا تایید کن🙏🌹و میخوام از کاربر Ⓕⓐⓣⓔⓜⓔⓗ تشکر کنم بابت نظر خوبش البته کاربر های دیگه ای هم هستن که حمایت کردن اما اسمشون رو نمیتونم بنویسم چالش داریم از کدوم پارت بیشتر خوشت امد؟
نتیجه 1
امیدارم خوشتون امده باشه تا تست بعد خداحافظ 🙏🌹👋
نتیجه 2
امیدارم خوشتون امده باشه تا تست بعد خداحافظ 🙏🌹👋
نتیجه 3
امیدارم خوشتون امده باشه تا تست بعد خداحافظ 🙏🌹👋
نتیجه 4
امیدارم خوشتون امده باشه تا تست بعد خداحافظ 🙏🌹👋
دوستان همین الان پارت بعدی رو گذاشتم تو بررسی است زمان امدنش به ناظر محترم بستگس داره 🙏🌹
جواب چالش: همشون
عالیییی
فوق العاده
عالی
بی نظیر
ممنون