خب اینم از پارت جدید شخصیتای جدید داریم با رزالین لوپین که آشنا هستین مانترا بلک آیو گرنجر دونا نیکرسون که قرار بود تو پارتای قبل باشه ولی من یادم رفت بنویسم و تو این پارت تصویر شخصیت هارو میزارم😀
(عکس بالا عکس دونا😍)دخترا تو خوابگاه بودن:کارمن:دقت کردین هری این چند وقته خیلی عجیب عجیب رفتار میکنه؟هرمیون:آره همش حواسش به شین هه ست.آیریس به حرفای اونا توجه نمیکرد.کارمن:آیریس حالت خوبه؟ آیریس:آره خوبم.صدای پایی به گوش میرسید.آیریس یه لحظه ساکتتتت.کارمن:چیه! دختری با موهای بنفش و چشمای بنفش وارد شد.کارمن:این کیه؟ دونا:من دونا نیکرسونم.کارمن:خب دونا نیکرسون برا چی اومدی اینجا؟ دونا:فک میکین خیلی بامزه ای؟ پرکفسور مک گانگال خواستن بیام اینجا.آیریس:گفتن خوابگاهتو عوض کنی؟ دونا:اوهوم.کارمن:ولی ما هیچ علاقه ای به موندن تو نداریم.هرمیون:کارمننن.دونا:اینجا برا تو نیس که علاقه داشته باشی یا ندشاته باشی.کارمن:زودتر برو انقد حرف نزن.دونا:باشه پس من رفتم.کارمن:خب خیلی ناراحت شدم.نیم ساعت بعد:پروفسور مک گونگال با یه دختر اومد:ایشون مانترا بلک هم خوابگاهی جدیدتونه اگه رفتار بدی داشته باشین خودم 60 امتیاز از گروه گریفیندور کم میکنم.
(عکس بالا عکس مانترا بلک😍)مانترا بی توجه به بقیه وسایلشو کنار تختش گذاشت و شروع کرد به کتاب خوندن.کارمن:سال چمدمی؟ مانترا توجهی نکرد.کارمن:با تو ام.مناترا:دلیلی نمیبینم جوابتو بدم.کارمن چوبدستیشو در آورد:عع اینطوریه؟ اکسپلیار... آیریس داد زد:بس کنن کارمننننن.و از اونجا رفت.کارمن:چرا اینجوری کرد مگه چیکار کردم.هرمیون:نمیدونم چش شده این چن وقته خیلی گوشه گیر شده.خلاصه فردا تو حیاط: کارمن به سمت دونا رفت: امم سلام.دونا جواب ینداد.کارمن:من...میخواستم بخاطر دیشب معذرت خواهی کنم.دونا:خب بکن.کارمن:چی؟ خب آها آره درسته.امم من معذرت میخوام.دونا:همین؟ کارمن:خب من بخاطر اشتباه دیشبم معذرت خواهی میکنم.دونا:باشه بخشیدم.کارمن لبخندی زد و رفت.چند یقه بعد: کارمن پیش آیریس و هرمیون نشسته بود:میدونی اون دختره بلک بنظرم خیلی بی مغزه.مانترا که همون دور و اطراف بود شنید جلو اومد و گفت:ولی عقل تو عالیه.کارمن با پوسخند:چطور؟ مانترا:چون تا حالا ازش استفاده ای نشده.همه ی بچه ها خندیدن.کارمن:دیگه کسی نمیتونه جلومو بگیره.چوبدستیشو در آورد: استو.... تا خواست وردی تجرا کنه مانترا با طلسم اون رو تو هوا معلق نگه داشت.چوری:ای وایییی اینا دارن چیکار میکنن.لینی:دقیقا دیوونه شدن.شین هه:الان قشنگ شبیه تو شدن.لینی دهنتو ببند شین هه.شین هه:متوجه حرف زدنت باش.چوری:بسه دخترا تمومش کنین.کارمن:زود تر بیارم پایین بلک.مانترا:باشه حتما.فقط قبلش یه نظرسنجی میکنم ببینم کیا موافقا ویزلی اون بالا بمونه.کارمن پایین اومد.هرمیون و آیریس با خوشحالی:آیوو.آیو:عع سلام دخترا.کارمن:اون کیه.هرمیون:دختر عمومونه.اون سال ششمی عه.کارمن:واقعا؟ آیریس:آره کارمن.مانترا:صبر کن ببینم برا چی اینکارو کردی.آیو:چون تو حق نداری به دانش آموزی آسیب برسونی.راستی تو این وردو از کجا بلد بودی؟ مانترا:خب پدرم بهم یاد داده بود.
کارمن:هه پدرت؟منظورت همون سیریوس بلکه؟همونی که تو آزکابانه.مانترا:تو حق نداری به پدرم تو...هین کنی ویزلی.کارمن:آخی کوچولو ناراحت شدی؟مگه دروغ میگم اینو همه میدونن برا همین کسی دوس نداره سمتت بیاد.مانترا:دهنتوو ببندددد ویزلییییی.کارمن از حرفی که زده بود پشیمون شد چون میدونست حرفش نهایت بی احترامی بود.مانترا با بغضی که زیر صداش معلوم بود از اونجا رفت.(عکس مانترا بلک رو اسلاید قبل نذاشتم ولی اینجا میذارمش😊)آیریس:خیلی رفتارت بد بود کارمن.کارمن:اما از قصد نبود.آیو سری تکان داد هرمیون هم همینطور.کارمن:وای من چیکار کردم.
فردا صبح تو خوابگاه: آیریس:کارمن نمیای بریم کلاس؟ هرمیون:دیر میشه ها.کارمن:شما برین منم میام.(راستی دیروز کارمن از دونا خواست تا بیاد خوابگاه اونا.)مانترا پرده یتختشو کشیده بود.کارمن به سمت تخت اون رفت:امم ببخشید.میدونم بیداری.لطفا جوابمو بده خواهش میکنم.مانترا بلند شد:معذرت خواهی لازم نیست من به این حرفای الکی توجه نمیکنم.کارمن:میدونم هنوز ناراحتی.باور کن از سر عصبانیت بود.خب تو با اون طلسمت یه کم تحقیرم کردی منم عصبانی شدم.ولی.ولی.قول میدم اگه ببخشیم هیچوقت دیگه توهین نمیکنم.مانترا:باشه میبخشم.کارمن:لطفا خواهش میکنم از ته قلبت ببخشی خواهش میکنم.مانترا:باشه ولی دیگه به خانواده ی من تو....هین نکن.کارمن لبخند زد و گفت:باشه قول میدم.دونا که اونا رو از اول داسگشت نگاه میورد گفت:منم میبخشمت کارمن.کارمن:ولی تو که دیروز بخشیدی.دونا:خب عب نداره امروزم میبخشم.همشون خندیدن.خلاصه از اون روز اونا هم باهم خوب شدن.(عکس بالا عکس آیو😍)
فردا صبح تو حیاط: جک:خب خب همه حواسشونو بدن به من.ما ینی جرج و فرد ویزلی و جک ینی من یه جیزی آماده کردیم.آقایان فرد و جرج ویزلی و اصل کار جک لوئیس تقدیم میکنند.جرج:اما ایده از ما بود.جک:مهم نیست.بزار ادامه بدم جرج.جک اژدها را رها کرد.جک واقعا عالیه.چند ثانیه بعد : جک:ای وای سرعتش زیاد شد.فرد جرج شما ایده یا ندارین باید چیکارش کنیم.فرد:اصل کار تو بودی جک.جک:اما ایده ایده ی شما بود.جرج:مهم نیست جک.اژدها نابود شد.نگاها برگشت سمت دختری.جک:تو کی هستی.دختر:رزالین لوپین.مانترا:رزالین! رزالین:اوو سلام.مانترا:خوشحالم میبنمت.جک:با چه وردی خونساش کردی.رزالین:فعلا برا تو زوده یاد بگیری.(عکس رزالین تو ظاهر شخصیت ها هست خواستین برین ببینین😊)
چوری:به ما هم یاد میدی.لینی:آره منم دوست دارم بدونم.رزالین:آره حتما.جک:اما براچی به من یاد نمیدی.رزالین:تو ممکنه باهاش کارای خطرناک تر بکنی ممکنه همچیو بزنی نابود کنی.جک:اما... سپس طبق عادت همیشگیش دستی تو موهاش برد.پایان.
نتیجه 1
چطور بود؟ چالش:به این پارت از 10 چند میدی؟ ناظر لطفا منتشر کن دیدی که هیچی نداشت😊 خب فعلااااا👋👋👋❤❤
نتیجه 2
چطور بود؟ چالش:به این پارت از 10 چند میدی؟ ناظر لطفا منتشر کن دیدی که هیچی نداشت😊 خب فعلااااا👋👋👋❤❤
نتیجه 3
چطور بود؟ چالش:به این پارت از 10 چند میدی؟ ناظر لطفا منتشر کن دیدی که هیچی نداشت😊 خب فعلااااا👋👋👋❤❤
نتیجه 4
چطور بود؟ چالش:به این پارت از 10 چند میدی؟ ناظر لطفا منتشر کن دیدی که هیچی نداشت😊 خب فعلااااا👋👋👋❤❤
عالی بود
بسی قشنگ و زیبا
لطف داریییی😘😘😘😘
راستی پارت بعد تو بررسیه😊
واییییییی
عالی
😘😘😘😘😘😘😘😘
لطفا زود بزار...از دیروز همش دارم نگاه میکنم ببینم گذاشتی یا نه...فقط بگم عالیهههه...از ۱۰...من ۱۰ میدم...لیاقتش بیشتره از ایناس
چشم عزیزم من دیروز گذاشتم حتی داشتم پارت پنجو هم مینوشتم ولی رد شد راستش وقتایی که رد میشه دیگه روحیه ندارم دوباره بمویسم ولی امروز پارت پنجو هم حتما میزارم😍😍😍
مرسییییی عزیزممم لطف دارییییی😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
ای بابا چرا رد شد...من ممکنه یه مدت بخاطر مدارس گوشیمو بگیرن ولی وقتی بهم پس دادن حتما اول میام پارت هایی گذاشتی میخونم🤍
حتما هزیزم احتمالا تا اون موقع پارت آخرو گذاشتم و راحت میتونی بخونی😊😘😘😘😘😘😘
عالیییییی بود
مرسییی:/
من همون چوریم خیر سرم گیج نبودم که شدم با اکانت گروهم هستم
آها متوجه شدم عزیزم😘😘😘😘😘😘😘