ناظر لطفاً منتشرش کن ممد لطفاً شخصیش نکن
(پ.ن:رفتی گرفتی کپیدی صبح بلند شدی رفتی مدرسه) جیسو:(اون جیسو نه) وای وای نگاش کنین تو همون دختر جدیده ای آآآممم اسمت چی بود؟ ا.ت اره ا.ت(میخنده) خب یه نصیحت دوستانه از جی هوپ فاصله بگیر دفعه بد دوستانه نمی گم خب؟ ا.ت: اگه نکنم جیسو:برات بد میشه ا.ت: مثلا میخوای چیکار کنی؟ هانا : وای ا.ت سلام خوبی بریم بشینیم سر جامون (رفتی نشستی) لینا:با این در نیوفت کلا یه تختش کمه از دبستان تا الان چشش دنباله جیهوپه
ا.ت: چی هوپم دوسش داره؟ لینا: بخیال عمرا هانا:چیه نکنه عاشقش شدی ا.ت : من؟ نه بابا لینا :اوکی بشینین معلم اومد معلم : سلام درس رو شروع میکنیم کتاب تاریخ صفحه۳۵ رو باز کنین (بعد از زنگ اول) (جی هوپ پاشد اومد پیشت) جیهوپ: ا.ت میای با هم بریم بیرون؟
ا.ت: اره بریم (پ.ن:با جیهوپ رفتی بیرون همه بهتون نگاه میکردن جیسو چشمش خورد به تو جیهوپ ) ذهن جیسو:اون دختره ی.......... (هرچی دوس دارین بزارین جاش🤣) (پ.ن:جیهوپ دستتو گرفت) جیهوپ: بزار یکم اذیتش کنم (همینجوری دور حیاط میگشتین) هانا:لینا لینا لینا: چیه دختر هانا:ا.ت و جیهوپ رو نگا لینا : وای آره راست میگی رفتین تو کلاس
تمومه خب اااام میخوام که یه تغییر خیلی کوچولو ایجاد کنم وقتی می خوان حرف بزنن یه علامت میزارم مامان:🤱 جیهوپ:🐿️ نامجون:🐨 جین:🐀 شوگا:🐱 جیمین:🐤 تهیونگ:🐯 جیونگ کوک:🐰 خاله:👱♀️ جیسو:🙋♀️ راوی:👩🎓 کای:👨 لینا:🙎♀️ هانا:🤸♀️ معلم:👩🏫 ا.ت:👧 شخصیت جدیدی اضافه شد خبر میدم
فالویی خوشگلم بفالو
چشم عزیزم
میسی
خواهش