بعد از ۳ سال توچشاش داشتم ع.ش.ق.مونو میدیدم *چی...چی؟£م...منو ببخش معذرت میخام البته میدونم سخته من خودم هنوز خودمو نبخشیدم من من ی قاتلم میدونم نزاشت حرفمو بزنم *هیشششششش هیچی نگو فقط بیا اینجا دستاشو باز کرد به نشانه اینکه برم ب.غ.ل.ش بعد ۳ سااال این بهترین حرفی بود که شنیدم بدون معطلی رفتم ب.غ.ل.ش و تا تونستم اشک ریختم صدای هق هقامون همه جارو گرفته بود
تمام ارامش جهان مال من بود*من....من معذرت میخام نباید باهات اونجوری رفتار میکردم £تموم شد همه اونا گذشته من ...من ...من دیگه نمیخام ازت دور بشم *هیچ وقت ازم دور نمیشی اینو بت قول میدم £خب دیگه بسه اقا جئون گریه میکنی شبیه میمون میشی *تا دلتم بخاد خیلیییی ها میخان این میمون بهشون محل بده ولی من محل سگ به هیچکس نمیدم £عهههه چه خووووب که به هیچکس محل سگ نمیدی ولی به من میدییی دوتاییی کلیییی خندیدیم واااای بعد از سه سال این بهترین لحظه های عمرم بود *چرا انقد لاغر شدی؟ £کی من؟ اممم نمیدونم شاید بخاطر اینه که بدون تو نمیتونستم چیزی بخورم *الهیییی فرشته من منو ببخش بعد بلند شدیم و کمک هم خرده های شکسته گلدون رو جمع کردیم تا یک ساعت بینمون سکوت بود *نمیخای چیزی بگی £ها؟ چی بگم؟ *بریم پیش جیمین هیونگ £بریم بلند شدیم سوار ماشین شدیم و رفتیم خونه اوپا در زدیم اوپا درو باز کرد
^واااای من اینجا چی میبینم بعد از سه سال دارم چشمای خندون این دوتا جوجرو میبینم بیاید تو رفتیم داخل بلههههه از اوجایی که شوگا و اوپا مطمئن بودن ما اشتی میکنیم همههه پسرارو جمع کرده بود خونش جین:به بهههههه وااای چ منظره قشنگییی شوگا:موافقم امروز هوا خیلی خوبه منو کوک از خجالت داشتیم اب میشدیم نشستیم یک هفته گذشت منو کوک دوباره عقد کردیمکوک با مادرش صحبت کرد مامان کوک گفت که اصلا همچین کاری نکرده و همه فهمیدن که اینا همه نقشه های عمه بوده و دوباره رفتیم سره خونه زندگیمون
برید ادامه توی نتیجههههههه😍😍😍
یکی دیگهههه
خب کیوووووتامممممممم اگر این پارت رو بترکونیددددددددددددددد ی سوپرایز براتون دارممممممم دو تا تک پارتی مینویسم براتون یکی از بی تی اس و یکی از تی اکس تی فقط تو کامنتا بگید از کدوم اعضا میخااام بهم انرژی بدید و ی چند پارتی دیگه مینویسم فقط بگید از کی باشه اونم خیلیییی دوستون دارمممم برید نتیجه ادامه رو بخونید کامنت و لایک یادتون نره عاشقتونم 😢💜😢💜😢💜
نتیجه 1
ناظر جونم لطفا منتشر کن هیچی نداره کیوووتام بربم برا پارت اخررراووو💃💃💃💃💃
نتیجه 2
😍😍😍😍😍😍
نتیجه 3
😍😍😍😍😍😍
نتیجه 4
البته برای ماه عسل دومین ازدواجمون رفتیم امریکا که هم من استعفا بدم هم یکم خوش بگذرونیم ۴ سال بعد منو کوک صاحب ی دختر پسر دوقلو خیلییی کیوت و کوچولو شده بودیم زندگیمون خیلییی شیرین بود در کنارشون خیلییی ارامش داشتم £و تموم شد ÷عااالی بود مامانی =ارهههه مامانی فقط ی سوال چرا اسم شخصیاتای داسنتون شبیه اسم تو و باباعه *چون اونمرد خوشبختو اون خانم جذاب منو مامانت بودیم £بلههه اقای جئون 😂😂😂 *خانم جئون £بله اقای جئون =چ مامان بابای بااااحالییی *پس چی فکر کردییی کوچولووووو ÷مطمئنم خواهر یا بردارمون که مرده داره نگامون میکنه *حتما همینطوره £لبخندی بغض الود به خانواده شیرینم زدم بالاخره همه غم و غصه هامون تموم شده بود من بودم و ع.ش.ق.م و حاصل ع.ش.ق.م.و.ن در کنارهم پایاااان 😍😍😍😍 لایک کامنت نظر و اون چالشا که بتونگفتم رو بگید لطفاااا عاشقتونم 🥺🥺🥺😍😍😍😍
آخرش بامزه بود
جهت بیشتر شدن کامنت
و به جور حمایت
داستانت راجع به بی تی اس باشه اونیی:)
۱۰
۹
۸
۷
۶
۵
۴
۳