
مریتا: پس یعنی زود قضاوتش کردم 😣ای خداااا از دست من گفتم آهان که اینطور گفت ولی خب این عکس دیگه جاش اینجا نیست بعد بلند شد گفتم کجا ؟ گفت میرم اینو بندازم دور گفتم چرا ؟ گفت این عکس یه خیانت کاره هیچی نگفتم و رفت اونو انداخت دور و اومد گفت من دیگه برم بخوابم گفتم با باشه تهیونگ: رفتم خوابیدم ( ۱ساعت بعد) از خواب بیدارشدم دیدم مریتا نیست 🤔 همه جای خونه رو دنبالش گشتم ولی پیداش نکردم گوشیشم نبود هرچیم زنگ زدم برنداشت😰 دیگه خیلی نگران شدم کتمو برداشتم و رفتم سوار ماشین شدم یعنی کجاست ؟ رفتم پیش پلیس👮♀️گفتم ببخشید آقای پلیس گفت بفرمایید؟ عکس مریتا که روی پس زمینه ی گوشیم بود نشونش دادم گفتم شما این دختر رو ندیدید گفت چرا دیدیم
(فلش بک از زبان پلیس : یه مرد بایه مازراتی سیاه دیدم ولی داشت بایه سرعت زیاد حرکت میکرد سریع تابلوی "ایست"رو جلوش گرفتم وایساد شیشه رو داد پایین به نطر میومد خیلی استرس داشت گفتم سلام گفت س س سلام گفتم گواهیه ی نامه لطفا گفت ب باشه یه گواهی نامه اورد جلوم ولی خب زیاد شبیه به خودش نبود گفتم این شما هستید؟ گفت ب ب بله اممم این عکس ماله خیلی سال پیشه یه دختر هم توی ماشینش بود یه نگاه بهش کردم گفت امم این خا خانم همسرم هستن
گفتم اوهوم شما جریمه هستید گفت چ چ چرا گفتم به دلیل سرعت بالا گفت آ اها باشه و خلاصه براش جریمه نوشتمو رفت پایان فلش بک) تهیونگ:. پلیس همه چیو برام تعریف کرد و بعد گفت اون دختر درست شبیه همین دختر هستش گفتم میشه بگید اون ماشین از کدوم طرف رفت گفت از اون طرف گفتم اهان خ خب میشه بگید اون ماشین چه شکلی بود ؟ گفت یه مازراتی مشکی بود با شیشه های دودی اون مرد هم یه لباس سفید تنش بود و موهاش قهوه ای بود و پلاک ماشین هم این بود"4567更567"گفتم باشه ممنون و رفتم سوار ماشین شدم و رفتم از همون طرف که پلیس گفت ولی از شانس بدم توی ترافیک افتادممم😣😣😣
مریتا: چشمامو باز کردم توی یه جای تاریک بودم همه جا تاریک بود خیلی گیج بودم یکم به خودم اومدم دیدم دهانم بستس و دست و پاهام هم بسته است بعدش هم فهمیدم این تاریکی به خاطر چیه به خاطر چسبیه که روی چشمامه عوممممم اومممم هوممممم داشتم از پشت اون چسبی که روی دهانم بود داد میزدم که دیگه خسته شدم و ول کردم که یهو صدای باز شدنه در اومد (خب بچه از اونجایی که کرم دارم میخوام بزارمتون توی گمراهی 😐)
تهیونگ : بلاخره این ترافیک لعنتی تمام شد و رفتم توی جاده داشتم میرفتم که ماهو دیدم نورماه تمام حواسمو به خودش پرت کرد که یهو نور ماشین خورد توی چشمم و به خودم اومدم دیدم یه ماشین داره با سرعت میاد طرفم...
اگه لایک و کامنت بزاری ، ایشاالله بایستو توی خواب ببینی😐❤چیه ؟😐نکنه انتطار داری از نزدیک ببینی ؟ 😐نه عزیزم ما از این شانس ها نداریم😐💔 خلاصه بچه ها امید وارم خشتون اومده باشه ❤😍#ناظر_عزیز_منتشر_کن
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی❤️
مرسی
🗿✌️همینطوری یهویی کامنت شد😂🤌اصلا به خاطر حرفت نبود..:/ والا🙂😐😂
باشه🤣🤣🤣🤣🤣
مدیونی باور نکنی 🗿😂🤲
سلام آجی منم آرتینا دوباره پروفایل عوض کردم عکس خودمو گزاشتم
خیلی قشنگه آجی داستانت ببخشید من بهت کم سر زدم چون هی بهت پیام میدادم تو جواب نمیدادی فکر کردم نمیای تستچی😭😭😭
اسفند دود برای خودت خوشگل خانم😍❤
آجی مگه کجا پیام دادی ؟
ببخشید اجی جونم نفهمیدم💜
ممنون😍😍😍
خدا مرگم بده مگه برای تو نفرستادم احتمالا برای یکی دیگه فرستادم اینقدر پیام هم فرستادم الان طرف میگه این دختره دیوونه ست😱😱😱😱😱😱😂😂😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
ماه تولدت کیه؟من خودم ۱۶شهریور
آجی یعنی اون همه پیام رو برای کی فرستادم ؟😱😱😱😱😱🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
خدا میدونه برای کدوم بدبختی فرستادی😐😐🤦♀️😂😂😑
امممم ۲۲ آبان ماه
تو هم یه عکس از خودت بزار دیگه
باشه الان میزارم💗
فکر کنم برای آجی فریناز😩 دیدم اون بدبخت به من داره پیام میده😭😭😭😂😂😂😂😂😂
وای چقدر قشنگی آجی😍😍😍😍😍
منم الان یه عکس از خودم میزارم البته اینا عکس های ۱۱ سالگیمه اون موقع مو هام کوتاه بودم ولی الان تا زیر کمرمه
مرسی آجی توهم خیلی خیلی خوشگلی😍😍😍
ممنون😍البته اینم در نظر بگیر تو این عکس ۳۰ کیلو بودم ولی الان ۵۰ کیلوم
پارت بعدیییییییییییییییی ولی بیشتر بنویسسسسسسسسس و زودتر بزاررر 🍓🥺
باشه گلم😍❤
🥺🍓
خیلی قشنگ بود😍
ممنونم عزیز دلمی💜💗🥺
پارت بعد کی میزاری؟💜
سعی میکنم زود بزارم عزیزم💜