سلام ! من و جونگ کوک { ۱ } امیدوارم لذت ببرید ❤ ژانر : عاشقانه ، تخیلی
ا/ت : لیا ، من امروز میخوام برم کنسرت Bts ( بی تی اس ) ، چون من یک آرمی هستم داخل تولدمم که دیروز بود ، کنسرت Bts ( بی تی اس ) را بهم دادن ! ( لیا : بهترین دوست شما ) لیا : ساعت چند ؟ ا/ت : ۶ عصر 💟 لیا : پس آماده شو چیزی تا ۶ عصر نمونده ! [ شما آماده شدید ، و الان در صف دادن بلیط بودید ]
[ وارد سالن شدید و زود روی صندلی جلو نشستید ] « لیا هم با شما بود » ا/ت : میدونستی بایس من کوکه ؟ لیا : بله ، بایس منم جیمینه ! اعضا وارد شدند و کنسرت را انجام دادند . شما یواشکی وارد پشت صحنه شدید و پیش جونگ کوک رفتید !
جونگ کوک : سلام ، شما کی هستید ؟ ا/ت : من ( ا/ت ) هستم ، من یک آرمی هستم و بایسم شمایید ! جونگ کوک : خوشحالم که برای اولین بار یکی اومد و بهم گفت شما بایس منید ! ا/ت : میشه ، شمارتون را بدید ، لطفا ! { جونگ کوک شماره اش را به شما داد } | شما و دوستتان رفتید خانه | ا/ت : وای ، باورم نمیشه ، کوک شمارشو داد بهم 😻
لیا : خوشبحالت 😭 « رفتید ، رستوران » * توی رستوران جونگ کوک و جیمین اومده بودند * جونگ کوک : جیمین ، امروز یک دختر اومد ، بهم گفت بایسمی ، خیلی جذاب بود ! 😻 جیمین : کوک ، عاشقش شدی ؟ جونگ کوک : فکر کنم 😽
لیا : ( ا/ت ) تو عاشق کوکی ؟ ا/ت : از وقتی که آرمی شدم 😍 لیا : پس بهش پیام بده و بگو ! ا/ت : نه خجالت میکشم ! لیا : چرا ؟ ا/ت : خجالت میکشم ، دیگه ، چرا نداره ! لیا : باشه ، اما یک روز باید بهش بگی ! ا/ت : حتما 😘
( جونگ کوک منتظر پیام شما بود ) شما به جونگ کوک پیام دادید . پیغام شما : سلام ، من همون دخترم که اون روز اومدم پشت صحنه . پیغام جونگ کوک : سلام ! کجایی ؟ آخه میخواستم با هم بریم؟ بیرون ! پیغام شما : رفتم رستوران کهکشان غذا پیغام جونگ کوک : منم که اونجام 😍 جونگ کوک دنبال شما می گشت که شما را دید 🤗 پیش شما آمد و : سلام ! میاید بریم شهر بازی ! ا/ت : بله ، حتما 😊
/ شما رفتید شهر بازی / جونگ کوک : کدام وسیله را بیشتر دوست داری ؟ ا/ت : چرخ و فلک 😍🤩 جونگ کوک : منم 😎 _ داخل چرخ و فلک بودید - € شما خیلی ترسیده بودید چون چرخ و فلک خیلی بزرگ بود € جونگ کوک : ترسیدی 🙂 ا/ت : آره ، خیلی 😅 جونگ کوک : بیا بغلم 😍 ا/ت : باشه ! % شما رفتید توی بغلش و دیگر نترسیدید % $ شب شد $ از بس خسته بودید ، داخل ماشین با هم خوابتون برد .
وسط های شب بود که بیدار شدید . جونگ کوک : چرا بیدار شدی ؟ ا/ت : باید برم خونه ، مامان و بابام منتظرن ! جونگ کوک : باشه ، پس بیا ببرمت :) ا/ت : نه ، اگه منو با تو ببینن ، میکشنم 😶 جونگ کوک : نمیشه ! ا/ت : اما ....... جونگ کوک : نه 🤨 و جونگ کوک شما را برد در خانه !
÷ صبح شد ÷ جونگ کوک : جین 💎 جین : بله 🙂 جونگ کوک : یکی از دوستام عاشق یک دختر شده ، اما نمی دونه چجوری بهش بگه 🤔 جین : میتونه با سورپریز بهش بگه ! جونگ کوک : فکر خوبیه 🤩
. . . ادامه در قسمت ( 2 ) . . .
نتیجه 1
مرسی که انجام دادی 😊 امیدوارم دوست داشته باشیش 😃 منتظر قسمت بعدی باش 😉 به بقیه ی تست هام هم سر بزن 🙌 امیدوارم قسمت بعد زود به دستت برسه 😄 کامنت بزار 😉 اگه چیزی خواستی بگو تا بزارم 😆 خداحافظ 💗
نتیجه 2
مرسی که انجام دادی 😊 امیدوارم دوست داشته باشیش 😃 منتظر قسمت بعدی باش 😉 به بقیه ی تست هام هم سر بزن 🙌 امیدوارم قسمت بعد زود به دستت برسه 😄 کامنت بزار 😉 اگه چیزی خواستی بگو تا بزارم 😆 خداحافظ 💗
نتیجه 3
مرسی که انجام دادی 😊 امیدوارم دوست داشته باشیش 😃 منتظر قسمت بعدی باش 😉 به بقیه ی تست هام هم سر بزن 🙌 امیدوارم قسمت بعد زود به دستت برسه 😄 کامنت بزار 😉 اگه چیزی خواستی بگو تا بزارم 😆 خداحافظ 💗
نتیجه 4
مرسی که انجام دادی 😊 امیدوارم دوست داشته باشیش 😃 منتظر قسمت بعدی باش 😉 به بقیه ی تست هام هم سر بزن 🙌 امیدوارم قسمت بعد زود به دستت برسه 😄 کامنت بزار 😉 اگه چیزی خواستی بگو تا بزارم 😆 خداحافظ 💗
خوبه ولی یکم زیادی تخلیه...
سلام !
سعی میکنم بهترش کنم !
داستانتون خوب نبود
سلام !
نظرات بی اهمیت 😊
باشه
عالی بود
فقط یکم طولانیش کن و رسمی حرف نزن🥰🤗
به تست های منم سر بزن💜😎
سلام !
ممنون !
حتما !
ببین داستانت خوبه اما با جزئیات بیشتر بگو و اینکه کتابی حرف نزن ❤️
سلام !
باشه