اینم پارت آخر که امیدوارم اینقدر بازدید بخوره
بعد از ظهر گرفتم خوابیدم😴😴 شب 🌚که بلند شدم دیدم یه جعبه معجزه گر🎁🎁 با یه کاغذ📃📃 جلومه کاغذ رو برداشتمو خوندم: سلام کفشدوزک خوشحالم که حالت خوبه Master Foo
ممنون استاد😊😊 جعبه رو باز کردم تا تیکی اومد بیرون پرید رو لپم تیکی خوشحالم که برگشتی مرینت😚😚 مرینت: منم همینطور 😊میگم حال داری که کفشدوزک یه دوری بزنه 🤨🙏چون خیلی دلم براش تنگ شده 🤤
تیکی: البته 😉*تیکی اسپاتس آن مثل اینکه کت نوار میخواست منو«مرینت» غافل گیر کنه😮😮 چون داشت پشتبوم رو تزئین میکرد🤤🤤
من رفتم پیششو گفتم: اووووه پیشی از کجا میدونست که من دارم میام 😯😯کت نوار: اوه کفشدوزک کجا بودی🤨 کفشدوزک: چرا دیگه بهم نمیگی بانوی من😔🤨
کت نوار: اممم ببخشید کفشدوزک😅 ولی من....... من یه نفر دیگه رو پیدا کردم الانم میخوام بیارمش اینجا😁 میشه بری ممکنه فکرای بدی بکنه🙏🙏 کفشدوزک: اوه باشه😕
توی ذهن کفشدوزک بعد از دور شدن از اونجایی که پیشی بود : چه عجیب😲😲.... ای وایی منظورش من بود باید برم خونه 🤦♀️🤦♀️سریع رفتم خونه و برای اینکه نفهمه رفتم پشت میز مطالعه که مثلا دارم درس می خونم🤪🤪
~تق تق کسی خونه نیست🧐🧐 *پیشی تویی؟🤔 بیا تو 🤗از اون حرکتای عجیب زدو اومد داخل اتاقمو 😆جلوم زانو زد و یه گله رز قرمز خوشگل گرفت جلوم🌹 ~سلام بر بانو مرینت اماده اید که با پیشمل خویش به جایی بروید😝🤗😚*اری😅😆بقلم کردو گفت که چشمامو ببندم منم چشمامو بستم رفتیم همونجایی که تزئین کرده بود🎆🎆 بهم گفت که چشمامو باز کنم 👀👀
منم باز کردم سوپرایز نشدم چون قبلا به شکل کفشدوزک دیده بودمشون🙄 اما فیلم بازی کردم که مثلا سوپراز شدمو😳🙂 باهم شام خوردیمو 🍖منو برگردوند خونه🏠🏠 صبح توی کلاس کلویی دوباره داشت منو مسخره میکرد😓🙄😖 اما من هیچی نمیگفتم 😶ولی یدفعه ادرین وسطه کلاس با کلویی دعوا کردو رفت بیرون همه تو شک بودیم😳😳😳😳😳
بعد از کلاس وقتی داشتم میرفتم دستشویی تا اخبارو ببینم👀👀 ادرین اومد میخواست باهام حرف بزنه🗣🗣 اما من اهمیت ندادم 🙄🙄یدفعه زنگ هشدار اتیش الارم زد مرینت: من میرم اینجارو چک کنم که کسی نباشه😨 ادرین: منم دورو اطراف رو میگردم😰 توی ذهن مرینت: نه وقتی بود که تبدیل شم و نه جایی🤦♀️ تازه اثری از اکوما نبود❌🦋 ولی یه بوی خیلی بدی میومد 👃🤧😖یدفه چوبای سقف صدا دادنو افتادن🙊🙊 «همین هین پیش ادرین😅»کسی اینجا نبود🙂 حالا باید برم پیش مرینت واییی نه😱😱..
چوبای سقف 🤯🤯از خود بیخود شدمو😤😤 تبدیل شدم رفتم خودم رو انداختم روی مرینت وقتی چوبا رو انداختم کنار بقلش کردمو بهش با گریه گفتم«این نقطه ها رو هق هق در نظر بگیرید»: مرینت........ حالت.... حالت خوبه...... باورم...... باورم..... نمیشه.... داشتم.... داشتم دختری رو که..... عاشقش بودم رو از دست میدادم... 😭😭مرینت: پس تو همون ادرینی؟😳😮🤨 ~اره......😭😩*خوب اقای اگرست فکر کنم به ارزوت رسیدی از بقلش بیرون اومدمو وایستادم 😠~... نه... نه.. لطفا... من تورو دوست دارم....😭🙏*تبدیل شدمو بقلش کردو گفتم منم🥰🥰 کت توی شک بود 🤣🤣 بالاخره با هم ازدواج کردیمو یه خونه با همستر گرفتیم😋😋 ولی بعد از اینکه هاگ ماثو شکست دادیمو معلوم شد که پدر ادرینه ادرین یه مدت افسردگی گرفت 💔💔اما از اونجایی که من زنه زندگیم تونستم😌😌 برش گردونم به زندگی عادی😁😁
نتیجه 1
نظر یادتون نره و لدفا برای هرکسی که تونستید بفرستید🙏🙏🥺 یکم بازدیدا بره بالا منم ذوق کنم😆😆 یه داستانه دیگه بنویسم 😃😃 (راستی روند داستان چه فیلم دیگه ای رو تغییر بدم؟(چون من هروقت از خودم داستان مینویسم بازدید نداره😕 مثل قهرمان بازی برای همین هم میخوام از این به بعد روند های فیلم های رو تغییر بدم اما فیلمی سراغ ندارم پس بهم بگین تا یکی دیگه بسازم 😁😁😘) بای بای🥺👋👋
نتیجه 2
نظر یادتون نره و لدفا برای هرکسی که تونستید بفرستید🙏🙏🥺 یکم بازدیدا بره بالا منم ذوق کنم😆😆 یه داستانه دیگه بنویسم 😃😃 (راستی روند داستان چه فیلم دیگه ای رو تغییر بدم؟(چون من هروقت از خودم داستان مینویسم بازدید نداره😕 مثل قهرمان بازی برای همین هم میخوام از این به بعد روند های فیلم های رو تغییر بدم اما فیلمی سراغ ندارم پس بهم بگین تا یکی دیگه بسازم 😁😁😘) بای بای🥺👋👋
نتیجه 3
نظر یادتون نره و لدفا برای هرکسی که تونستید بفرستید🙏🙏🥺 یکم بازدیدا بره بالا منم ذوق کنم😆😆 یه داستانه دیگه بنویسم 😃😃 (راستی روند داستان چه فیلم دیگه ای رو تغییر بدم؟(چون من هروقت از خودم داستان مینویسم بازدید نداره😕 مثل قهرمان بازی برای همین هم میخوام از این به بعد روند های فیلم های رو تغییر بدم اما فیلمی سراغ ندارم پس بهم بگین تا یکی دیگه بسازم 😁😁😘) بای بای🥺👋👋
نتیجه 4
نظر یادتون نره و لدفا برای هرکسی که تونستید بفرستید🙏🙏🥺 یکم بازدیدا بره بالا منم ذوق کنم😆😆 یه داستانه دیگه بنویسم 😃😃 (راستی روند داستان چه فیلم دیگه ای رو تغییر بدم؟(چون من هروقت از خودم داستان مینویسم بازدید نداره😕 مثل قهرمان بازی برای همین هم میخوام از این به بعد روند های فیلم های رو تغییر بدم اما فیلمی سراغ ندارم پس بهم بگین تا یکی دیگه بسازم 😁😁😘) بای بای🥺👋👋
سلام چطوری داوطلب شدی
توی یکی از تستای تستچی نوشتم داوطلبم و برای محکم کاری توی بیو هم نوشتم😅
چرا نوشته ۲۰تا نظر در صورتی که اینجا دوتا نظر بیشتر نیست؟ 😐😐
تموم شد؟😐🙏
خوب بود ولی چرا اینقدر مسخره اش کردی؟؟
داستان منو هم بخونید
اره راستش من می خواستم ادامه بدم ولی یه مدت معتاد تستچی شدم و می خواستم برم که بعد دلم نیومد و برگشتم الانم می خوام به عنوان داوطلب به تستچی توی برسی تستا کمک کنم 😁😁برای همین همه داستانام رو یجا نوشتم 😶