سلام من آمدم با پارت نهم داستان از زبان مرینت 👈 بچه ها نظر بدید من ناراحت میشوم 😔 امیدوارم خوشتون بیاد ❤️ کامنت بدید من ناراحت میشوم 😔
از زبان مرینت 👈 گفتم عالی که یهو لوکا گفت مرینت میشه لباس گروه ما را طراحی کنی گفتم چی ( نویسنده : میگن از هر دستی به همون دست میگیری مرینت : میگم شما زیپ دهنت بکشی 🤐 ) کای گفت آره خیلی خوبه قرمز شدم گفتم ب....ا....ش....ه گفتم دیگه ما باید بریم خونه رفتیم خونه سریع رفتم اتاقم دفتر طراحی باز کردم شروع به طراحی کردم کای گفت مرینت زیاد نیاز نیست عجله کنی گفتم آره ولی من باید حواسم حسابی جمع باشه که یهو دیدم یک شرور ظاهر شد گفتم من میرم شیرینی میارم از زبان کای 👈
تا مرینت رفت گفتم پالگ وقت تبدیل هست گفت باشه تبدیل شدم رفتم که دختر کفشدوزکی اومد و همینطور گربه سیاه ( نویسنده : خلاصه وقتی دختر کفشدوزکی و گربه سیاه و شیر مخوف اون شرور شکست دادن ) از هم جدا شدیم رفتم آروم تو اتاق رفتم تغییر شکل دادم که یهو یک صدای افتادن سینی شنیدم گفتم وای نه برگشتم دیدم مرینت هست ( نویسنده : دوستان می ریم یکم عقب از زبان مرینت 👈) رفتم تو دستشویی تغییر شکل دادم رفتم پایین به مامان و بابام گفتم میشه یکم شیرینی بدهید رفتم بالا که ناگهان دیدم شیر مخوف تو اتاقم هست تغییر شکل داد دیدم اون کای هست که یهو سینی از دستم افتاد کای برگشت گفت مرینت 😲
از زبان کای 👈 گفتم مرینت مرینت با تعجب گفت تو شیر مخوفی گفتم مرینت تو نباید به کسی بگی که من شیر مخوف هستم دیدم مرینت هیچی نمیگه که یهو اون منو بغل کرد با تعجب داشتم نگاه میکردم !!!😲 یک ربع بعد 👈 از زبان مرینت 👈 هنوز باورم نمیشه که کای شیر مخوف بود کای درحال نوشتن تحقیق کلاس بود منم درحال طراحی لباس گروه بودم هیچی به ذهنم نمیرسه بلند گفتم هیچی به ذهنم نمیرسه کای درحال نوشتن بود که گفت تا حالا از چه کسی طراحی کردی گفتم من از همه طراحی کردم به جز تو و آدرین و همینطور لوکا ولی در واقع یک طراحی از لوکا دارم ولی فکر کنم خوشش نیاد برای همین پاکش میکنم که کای قلم من گرفت
گفت مرینت از وقتی که فهمیدی من شیر مخوف هستم تو تغییر کردی چه اشکال داره من شیر مخوف باشم گفتم کای برای تو یک طرح عالی کشف کردم که یهو گوشی من و کای زنگ خورد من جواب دادم جولیکا بود که گفت مرینت زود بیا امیدوارم که طراحی ها را آماده کردی گفتم آر...ه جولیکا گفت پس زود با کای بیا گفتم باشه از زبان کای 👈 لوکا بود که گفت سریع بیا گفتم باشه از زبان مرینت 👈 گفتم وای نه من هنوز مال آدرین آماده نکردم کای گفت من میرم ماشین بگیرم تو راه لباس طراحی کن گفتم باشه کای ماشین گرفت تو راه داشتم لباس آدرین طراحی میکردم رسیدیم داشتیم میرفتیم که یهو
من به آدرین خوردم هر دوتایی خوردیم زمین گفتم آدرین ببخشید گفت اشکال ندارد من عجله داشتم بعد گفتم آدرین من برات یک طراحی کردم امیدوارم خوشت بیاد ❤️ آدرین گفت عالی که یهو دیدم نینو و آلیا اومدن گفتن شما ها کجا بودین کای کجاست گفتم الان میاد چی شده چرا آنقدر عجله داریم آلیا گفت خودت میفهمی گفتم چی 🤨 که یهو کای اومد آلیا گفت بیاین داخل گفتم باشه با کای و آدرین رفتیم تو که یهو دیدم کلویی و پدرش اینجا هستن ( نویسنده : وای کلویی اینجا چیکار میکنه مرینت : آره کلویی : ساکت باشید 😠 ) گفتم چی شده مادر جولیکا اومد گفت
متاسفانه باید زمان اجرا موسیقی بیاریم جلو منو و کای و همینطور آدرین گفتیم چی 😯 شهردار گفت بله تاریخ اجرا شما دو روز دیگه ساعت ۴ بعد از ظهر هست بچه ها اومدن سمت من گفتن مرینت طراحی های ما را آماده کردی گفتم آره از همه طراحی ها را به بچه ها نشان دادم گفتن عالی 🤩 لوکا گفت خوب باید تمرین کنیم گفتم باشه دیدم صدای کلویی میاد برگشتم دیدم که کلویی داره با آدرین حرف میزنه از زبان آدرین 👈 به کلویی گفتم من باید با بقیه تمرین کنم رفتم از زبان مرینت 👈 دیدم بچه میخواهن برای موسیقی تمرین کنند که یهو بچه ها به من گفتن
مرینت میشه طراحی های ما را درست کنی گفتم حتمی ( نویسنده : بعد از تمرین موسیقی ) بعد از تمرین موسیقی 👈 من طراحی ایوان ، رز ، جولیکا و ...... آماده کردم رفتیم خونه رفتیم تو اتاقم کای گفت مرینت میای یکم خوش بگذرونیم گفتم چچجوری کای گفت پالگ بیا گفتم کای میخوای چیکار کنی کای گفت بیا یکم بچرخیم کای تبدیل شد گفت مرینت بیا از زبان کای 👈 پریدم رفتم مرینت بغل من بود که یهو چشمم به برج ایفیل افتاد به مرینت گفتم محکم بچسب پریدم بالا
از زبان مرینت 👈 رفتیم برج ایفیل کای تغییر شکل داد گفت مرینت بیا پیش من بشین گفتم باشه رفتیم کنار هم نشستیم یک ربع بعد 👈 کای گفت دیگه باید بریم کای دوباره تغییر شکل داد رفتیم تو اتاقم کای سریع تغییر شکل داد رفتیم پایین که ناگهان مامانم اومد بالا
امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤️ ببخشید دیگه صفحه هشتم کم هست چون میخواهم هیجانی باشه 😉 به داستان 👈 dreamy love سر هم بزنید
کامنت فراموش نشه 💌 از زبان مرینت 👈 بچه ها کامنت بدید من و مائده گناه داریم
نتیجه 1
امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤️ کامنت فراموش نشه 💌 بچه ها کامنت بدید من گناه دارم ☹️
نتیجه 2
امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤️ کامنت فراموش نشه 💌 بچه ها کامنت بدید من گناه دارم ☹️
نتیجه 3
امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤️ کامنت فراموش نشه 💌 بچه ها کامنت بدید من گناه دارم ☹️
نتیجه 4
امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤️ کامنت فراموش نشه 💌 بچه ها کامنت بدید من گناه دارم ☹️
پارت بعد تایید شد
عالی بود 😘بعدی رو زود بذار
ممنون
ممنون
عالی بود♥فقط شیر مخوف کای هست دیگه؟
بله
امیدوارم خوشتون اومده باشه