یه معرفی کوتاه:سیلوم من موخوام داستان بنویسم و این اولین داستان که اگه حمایت بشه میزارم،و اینکه ا/ت رو که اینجوری می نویسن من اینجوری می نویسم ات پس لطفا بدونید
ات یه دختر 18 ساله هست پولدار اینا هم هست(می دونم تو اکثر داستان ها بی پول بدبخته😂) و مادرش برند داره و پدرش هم رییس شرکت لوگو سازی اینا هست(از الان گفتن کلا فرق داره😐❤) تهیونگ هم 18 سالشه و تو دانشگاه در می خونن🏫با بقیه ی شخصیت ها در داستان اشنا می شوید
صبح بود که با صدای رو مخ ساعت عزیزم بیدار شدم😐(نگین که درک نمی کنم با دمپایی میوفتم دنبالت) مو های نرم و لطیفم مانند کلاه گیس دلقک بود😂رفتم یه جوچولو به خودم رسیدم👠👗بعد رفتم پایین صبحونه خوردم که مامان و بابا هم اومدن🤍بعد صبحونه رفتم حاضر شدم پیش به سوی دانشگاه🏫😐راننده که پایین منتظر بود رفتم تو ماشین بعد یکم دیگه رسیدیم دانشگاه و رفتم داخل کلاس و همه مثل ادم بودن😐(تو بقیه فیکا تهیونگ یا زورگو یا هم یه دختر قلدر داریم😂اگه همیچین چیزایی دوست دارید بهتره اینو نخونید😂) اسلاید بعد...
معلم عین چی داشت با ذوق شوق ریاضی درس میداد🤕من که هیچی نمی فهمیدم خدا رو شکر🤲بعد کلاس تموم شد رفتیم بیرون(یه چیزی ات روی تهیونگ کراش داره و تهیونگم رو ات ولی خودشون نمی دونم) از زبون تهیونگ: امروز قرار بود به ات اعتراف کنم پس بهش گفتم بعد کلاس بیاد کافه ی کنار مدرسه☕🍩ادامه در نتیجه...
چه قشنگ بود من ادامش رو میخواما😐
های صوییتی 🦄💜
من توی پیجم و تستام از خودم گفتم 🦋✨
برای ارمی ها هم کلییییی برنامه دارم 🦊⚡
پس برای اینکه میخواین ارمی بشین یا از BTS بیشتر بدونین بدویین بیاین تو پیجم 🔗🦋
تستت لایک شد کیوتی ⛓🖤
خوشحال میشم از من و تستام حمایت کنید تا باهم پیشرفت کنیم 🦄🍭
-------------------------------------------------------------
صاری بابت کامنت تبلیغاتی 🤞🤞
اوکی فالویی بک بده❤