سلام سلام اینم این پارت🤗
🍁لی لی تو برای چی اومدی اینجا؟🍂برای کشف راز مثلث برمودا🍁اممم می دونی که درباره اینجا نباید به کسی چیزی بگی؟!🍂اخه چرا نباید بگم اینجا که خیلی خوبه😊🍁برای اینکه........(🌼خب بریم ادامه👈) برای اینکه ما قدرت هایی داریم که نباید دست ادم های بد بیوفته مثلا پدر من،اون تا حالا خیلی به شما ها کمک کرده🍂چه کمکی؟!
🍁پدر تاحالا چند بار کوسه هارو کنترل کرده تا شماهارو نخورن چند بار سونامه ها رو کنترل کرده و به خاطر همین ما مجبور شدیم گردابی رو اینجا قرار بدیم تا کسی وارد نشه🍂ولی اونا می میرن🍁نه اونا نمی میرن اونا میرن و دوباره متولد می شن و هیچی یادشون نمیاد ولی بعضی ها باید بمیرند چونکه اونا زمان مرگشون رسیده!!🍂وووواااوووو
🍁بلههه،راستی دیر شد باید بریم 🍂کجا باید بریم؟؟🍁پیش پدرم پادشاه جان (John🌼راستی جان یعنی خدای بخشنده)🍂اها° راستی فامیلی شما چیه؟ 🍁الان مثلا واسچی پرسیدی😅🍂همین طوری🍁اسمیف(Smith)جان اسمیف(🌼کلا از اسم های انیمه اتک ان تایتان استفاده کردم فامیلی اروین رو برداشتم😂 راستی الان که من دارم این رو می نویسم فصل۴ قسمت۵ اومده امروز)
🍂اها خب الان چی کار کنیم؟🍁هیچی من برم تاجم رو بزارم تو هم به وضع موهات رسیدگی کن🍂مگه موهام چشه؟رفتم تو آیینه خودمو نگاه کردم از حرفم پشیمون شدم😂کلا موهام رفته بود توهم. خب الی(🌼بعصی موقع ها الی صداش می کنه)شونت کو؟🍁اول اینکه شاهزاده خانم نه ولش کن نمی خواد دوم اینکه شونه شخصی سوم اینکه توش کشوی اونجا یک شونه هست🍂اها ولی خیلی قانون می زاری ملکه سخت گیری میشی ها🍁برو بابا😅
بعد از کلی زحمت موهامو شونه کردم الی اومد موهامو یک کاری که که رو هوا نمونه بعد از اینکه آماده شدیم رفتیم پیش شاه اسمیف پشت در بودیم صدای پیش خدمت بود می گفت شاه اسمیف شاهزاده المیرا به همراه اون انسان پشت در هستند. اون انسان اسم داره😠😒 المیرا گفت هییییییسسس در باز شد پدر المیرا نشسته بود شاه تا المیرا رو دید لبخندی زد و گفت
دخترم بیا اینجا ولی وقتی چشمش به من افتاد اخم کرد(مشخصات جان اسمیف👈مو هاش کوتاه قدش بلند ۴۰ سالشه و چشماش سبز و موهاش قهوه ای.)یکم با المیرا پچ پچ کرد و گفت قصد چیه انسان؟گفتم ببخشید ولی من اسم دارم اسم من لی لی آکرمن. یکم ریز خندید گفت خب خانم آکرمن قصدتون چی؟گفتم شاه اسمیف من برای کشف راز اینجا اومده بودم که
کشف کردم ولی به لطف دخترتون من متوجه شدم شما از ما محافظت می کنید من از شما ممنونم و راز اینجا رو برملا نمی کنم. اسمیف:من هم ممنونم شما تو این مدت از دخترم المیرا محافظت کردید و با اون دوست شدید.
من:خواهش می کنم اون برای من مثل یک خواهره. به عکس پشت پادشاه نگاه کردم عکس خودش و المیرا با ملکه و یک بچه دیگه بود گفتم خانوادتون کجان اشاره کردم به تابلو. گفت............راستی اکه می خواید دوباره مشخصات لی لی رو بخونید برید پارت اول همون که عکس نداره
ممنون که بودید خداحافظ ولی یه سوپرایز
پارت ۷۸۹ از ۶ هم زیاد ترن🤩و راز های بیشتری دارن😍
سلام شش روز دیگه پارت ۷ منتشر میشه ممنون از صبر شما و تستچی
پارت۷ فردا یا پس فردا م نشر میشه👑👑