سلام عشخولا😃😃♡♡ خوبین خوشین 😁 خب اینم یه داستان واسه جیمینی😋😋 بریمممم🙆♀️🏃♂️🏃♀️💜💜
سیلام اسم من کیم میهی هست ۲۳ سالمه و عاشق خوانندهگی هستم ۲ساله که کارآموزم و قراره ماه بعد با گروهمون دبیو کنیم😅😋 خب بریم واسه بیوگرافی اعضا💜 نام گروه:I*L فندوم:لاینی تعداد اعضا:۶ کیم سو هو: ۲۵ ساله عاشق خوردن بچه زرنگ کلاس لیدر از کرهشمالی پارک لیا: ۲۱ ساله عاشق بازی با بچه ها مکنهاز کره جنوبی کیم میهی:۲۳ ساله عاشق ور رفتن با گوشی و چت کردن مهربون ترین و کیوت ترین عضو از ایران کیم هانی:۲۴ ساله عاشق غذا درست کردن از ایران المیرا:۲۳ ساله عاشق آهنگ ساختن از ایران یو هانا :۲۲ ساله عاشق خواب از ایتالیا خب بریم واسه داستان💜
سوهو:بچه ها من خوابم میاد😐 هانا:تا جایی که یادمه منم خوابم میاد💤💤 هانی:تا جایی که یادته؟؟عزیزم خیلی وضعت خرابه برو بخواب😂😂 میهی:عررررر وایییییی خدااااااااه نههههه امکانننن ندارههههه😍😍😍😍😍😍😍😍 همه اعضا:چیشدددددددد😱😱😱😱 میهی:جیمین برام کامنت گذاشته عررر😃😃😃😃 سوهو:بگیر بکپ تلفنت رو جواب بده باو گفتیم چی شده😒😒 *الو؟ -الو سلام از کمپانی بیگ هیت زنگ میزنم ظاهرا کمپانی شما میخواد دخترا رو بفرسته به کمپانی بیگ هیت گفتن که شما از هم جدا نمیشین پس مجبور شدیم همتون رو باهم بزاریم توی یه گروه 😊 *ببخشید خب چرا با لیدر حرف نمیزنین🤔 -شماره لیدر رو گیر نیاوردیم راستی شما تا بعد از دبیو ۷ تا مربی دارین اونا از بی تی اسن جیمین:آموزش ووکال کوکی:آموزش ووکال هوپی:آموزش دنس آر ام :راهنمایی گروه جین:سخنرانی مراسمات وی:آموزش رفتار در فن ساین یونگی:آموزش رپ *ببخشید یعنی جیمین... -عااا درسته اونا بعد از ظهر میاناونجا😊 *اووووو باشه باشه ممنون بای🙂 -بای سوهو:چی شدد؟؟ هانی:هوی مگه لالی جیمین چیزیش شده😱 هانا:آخه آی کیو جیمین چیزیش بشه به ما چه ربطی داره😐😐اصلا به ما میگن😐😐😂 از زبان میهی... همهچیزو براشون تعریف کردم دیدم مث چیتا پاشدن و خونه رو مرتب کردن خیلی خوابم میومد گرفتم خوابیدم... سوهو:هی هی پاشو اومدن هیییی😒😒😒😶😶 هانا:فکر نکنم به این آسونی بیدار بشه ها😶😶
)بچه ها مخفف اسم ال میرا رو میزارم)ا.م:من میگم بزاریمش تو اتاق ها🙆♀️ لیا:موافقم سوهو:یجوری خوابیده تریلی هم از روش رد شه بلند نمیشه😂😂 دینگ دینگ دینگ دینگ سوهو:اومدن خوب این جاش خوبه درو ببندین🏃♀️ همه اعضا:سلام😊(و تعظیم) بی تی اس:سلام(و تعظیم)
سوهو:بفرمایید بشینین😊 وفتی نشستن و حرف زدن و دیگه به فضا عادت کردن گفتن از این به بعد ماهم اینجا زندگی میکنیم و باید مدام تمرین کنیم🙆♀️😊 یهو صدای شکستن شیشه اومد همه دویدن بالا... لیا:چیزی شده میهی😱 ا.م:هویمیهیصدای چی بود جیمین:ببخشید درو باز کن چی شده؟؟ آر ام:شاید بیهوش شده یا تو خواب از تخت افتاده😅 هانا:احتمال اولی بیشتره^_^ جیمین:چرااا؟؟ سوهو:چون اون یه هفته نخوابیدههههه😂😂😂😐😐😐😐 هوپی:ها خب چرا منو نگا میکنین درو باز کنین بچه مرد😐 جین:عزیزم تو بهتر فرار میکنی تاما😐 هوپی:ای بابا اون روز خسته بودم در رفتم حالا باشه😒😂 سوهو:هی آقایون ما رفتیمتو بفرمایید😐 هانا:پاشو پاشو عشقت اومده هوی پاشو 😂 جیمین:عشقش؟؟ ا.م:واو غیرتیشدنتو عشقه😂(به فارسی گفت) جیمین:بله؟؟ سوهو:هیچی اینا خیلی شیطونن این میهی هم اسم عشقش میاد.... جیمین:آها,بله میهی:آیییی مگه مریضی دختر چرا نیشکون میگیری خواب خوش بودما😐وایییییییییییی مرض چرا نمیگین اومدن🏃♀️🏃♀️🏃♀️و دوید سمت در که یهو افتاد😶 شوگا:اتفاقی افتاد؟؟ جیمین:شیشه رفته تو دستش از دست خون رفت اینم غش کرد😁 آر ام:خوشحالم کسایی مث خودمونپیدا شدن حالا به جا اینکه به هم نگا کنین آب قندی چیزی بیارین 😂😂 ا.م:ولی من میگم جیمینو دید اینجور شد😂😐 جیمین:چرا😐(بچه ها میخواستمبنویسم چرا اشتباه نوشتم جرت😂) هانا:چون تو بایستشی دیگه😁 هوپی:-_-_-_-_-_-_-_-_جیمینااااا این همون دختر نبود امروز براش کامنت گذاشتی😂 آخه خیلی پروف و خودش شبیه همن... جیمین:چرا خودشه😅 سوهو:ببخشید بریم شامبخوریم این همینجور غشیه ...😅😅😁😁 جین:هوممم دستپخت کیه؟؟خیلی خوشمزهس جیمین:من و میهی درس کردیم😊 آر ام:میهی؟؟مگه تو دستت زخمی نشده بود🙂 میهی:چرا ولی عادیه عیب نداره😊 وی:اتفاقا خیلی هم عیب داره ببین میهی باید میرفتی دکتر زخمش عمیقه ها🙂🙂 سوهو:درسته,میهی میخوایی بعد شام زنگ بزنم به جک بیاد زخمتو ببینه؟؟ جیمین:جک کیه؟؟ هانا:اون پسر عموشه 🙂 میهی:همممم نه خودم میرم باهاش کار دارم جیمین:دختر تو تا دم در هم نمیتونی بری خودم میرسونمت😊💜 میهی:ممنون ولی... ا.م:ولی ممکنه با دیدن جیمین بد تر بشی نه😂😐 میهی: نخیرم اینجوری نیس😤 اصلا حالا که اینجوری شد قبوله بعد شاممیریم😤 جیمین:اووو یه آرمی خوانندهبشه😃😃 میهی:عه راستش من فقط ... هوپی:نگو که ...
هوپی:نگو به خاطر ما بوده😐 میهی:دقیقا همه به همین امید اینجاییم😊😂 بعد شام... جیمین:خب بریم میهی😅🏃♂️ میهی:صبر کن یه دقیقه ... داشتم کفشمو میپوشیدم که خواستمبیوفتم جیمین گرفتم😍 میهی:جیمینشی خیلی طول کشید بریم😅🏃♂️ جیمین:نه,پاشو😊 میهی:منظورت چیه که نه؟؟ جیمین:اینکه ما تا صب بیرونیم😃 میهی:هی جیمین شی چیمیگی جیمین:با من راحت باش😚فک نکنمبدت بیاد با بایستت بری بیرونا😉 جیمین دست میهی رو کشید و برد😄 جیمین:خب اینجاس؟؟ میهی:آره خودشه تو خونه... جک:چرا اینجوری شده زخمت خیلی عمیقه بری بیمارستان بهتره چون ممکنه خون زیادی ازت بره یا حتی عفونت کنه😊😊 میهی:حالا شما یه کاریش بکن دکتر لازم نیست جیمین:عه حرف گوش کن 😜 میهی:اینجوری نگام نکنین بابا😒 جیمین:اووو چشم ببخشید پرنسس😊😋😘 جک:میهی جیمین چرا با توعه؟؟ میهی:اونا دیگه مربی ما هستن و پیش ماان جک:پس خوبه 😂 میهی:عه بسه دیگه من بد بخت که شیش سال با عکساشون بودم جرمه الان پیش خودشونم وای خیلی خوبه😍🤩🤗 جیمین:نه که جرم نیس بلکه ثواب هم داره که مارو تحمل کنی😂😂 یهو یه پسر اومد تو... دنی:میهی 😃😃 میهی:سلام دنی 🤩 دنی:میبینم با جیمینی😜😜😝😝 میهی:اونجوری که تو فکر میکنی نیس... از زبان میهی..همه چیزو واسشون تعریف کردم که تا به خودم اومدم دیدم هم دستم پانسمان شده هم بغل جیمین خوابم برده😂 وای از لبو هم قرمز ترررررررررر شدم جیمین:حق داری خجالت بکشی از عمد بغلت کردم تا بهم عادت کنی😚🤗😜 جک:میهی میخوایی یکی بزنم تو گوشت تا مطمئن شی بیداری😂 دنی:هممم خوب میهی... میهی:من دستم بهت برسه دنی اینم شوخیه میکنی دیونه تو میدونی من نگا عکساشممیکردمخجالتمیکشیدم حالا صبرکن بیام... از زبان موچی میهی خواست بره پیش دنی که دستشو کشیدم و بغلش کردم...نمیدونم چرا خیلی حس خوبی داشتم ولی اون بد بخت هم از عصبانیت هم از خجالت هم از درد دستش قرمز شده بود😂😂😝😝
ساعت ۲ شب داشتم فیلم ترسناکنگا میکردن که یهو میهی زد زیر گریه😳🤧😭 جیمین:میهی چی شد😥 میهی اشکاشو پاک کرد و گفت هیچیخوبم🙂💔 جیمین:انتظار داری باور کنم؟؟ دنی:نه باور نکن اون اصلا خوب نیس دوس پسرقبلیش بهش پیام داده و یاد گذشته افتاده من گفتم اینو ببرین روان شناس😐😐 جیمین:هی میهی گوشیت داره ز ز زنگ میخوره🙂 جک:چی شد جیمین😶 جیمین گف هیچی من برم آب بخورم جیمین رفت یه لیوان آب برداشت داشت میخورد و گریه میکرد 💔😿 میهی:جیمین شی چیزی شده؟؟ جیمین با دست اشکاشو پاک کرد و گف نه نه پیاز بود داشتم از یخچال آب درمیاوردم چیزی نیس میهی:مطمئنی ما که پیاز نداریم جیمین:ها عاااا نمک رف تو چشم🙂 میهی:جیمیناااا از من قایم نکن تو داری به یه آرمی دروغ میگی💔😔چی شده جیمین❤💔 جیمین:میهی😥راستش راستش من من دوصت دارمح😁💜وقتی شنیدم دوس پسر داری یکم ناراحت شدم چیزی نیست خوبم😔🤫💔 میهی:جیمین شی😥 جیمین:اوپا😶 میهی:جیمینا تو تو به خاطر من ناراحت شدی ؟؟؟^_^_^_^ جیمین:چیه نمیشه بدت میاد؟. میهی:نه نه فقط فقط من من باورم نمیشه🤧😭 جیمین میهی رو بغلکرد و گفت :باور کن که تا ابد پیشتم💔😔حالا پاشو بریم مشکوک میشن🙂💔
هوپی:معلومه کجا موندن😒 جین:یاع یاع بچم خیلی وقته دختر ندیده حتما باهاش رفته کافهخرید چه میدونم اون کلا با دخترا همینجوره😂 سوهو:وای خدامیدونه الان میهی از لبو همقرمز تر شده😂😂 لیا:مطمئنم الانبغل یه پسره😉😂 وی:من مطمئنم الان بغل جیمینه آخه جیمین خوشش از اون دختر اومده بود😂🤗 هانا:پس مبارکه😂🤩 یهو گوشی آر ام زنگ خورد جیمین بود.. *الو سلام جیمین کجایین؟؟ -سلام هیونگ امشب خونه نمیایم *چرا خبریه -نه اون دختر باید بره بیمارستان نمیدونم هم زخم دستش عمیق بود هم... آر ام:هم تو بغلش کردی قرمز شد نه😂😂😝😝 جیمین:هیونگ تو از کجا میدونی آر ام: از اونجا که عاشقش شدی دیگه😉 موچی:هیونگگ آر ام:امیدوارم عروسی دعوتمون کنیا و تلفن رو قطع کرد آر ام:وی درست حدس زدی عاشقش شده😉😂 ا.م:نهههه هانا:آرهههه سوهو:کوفتتتت لیا:عه بسه شورشو در آوردین جرمه مگه خب عاشق شده دیگه کوک:آره درست میگه
جیمین:خب حله میهی:،چی حله جیمین:کل شب رو میریم بیرون دنی:کجا جیمین:همه بریم مهمونی جک:ما مزاحم لحظات عاشقانتون نمیشیم😂😁 جیمین:او نه فقط میخوام به میهی خوش بگزره دنی:خب چون دوسش داری دوس داری خوشحال باشه دیگه🤗 میهی:من برم آببخورم جک:ما که میدونیم دوسش داری آخه جیمین:میدونم میدونین ولی بهش نگین دنی:پس عشق در نگاه اول بوده^_^ جیمین:آره وقتی از هوش رفت باهاش چشم تو چشم شدم😉😄 جک:مگه بیهوش نبوده چجور چشم تو چشم شدی😂😂 جیمین:منظورم اینه این شیشه شکسته باعث شد من عاشق بشم😂😌 دنی:از این بهتر نمیشد کی فکرشو میکرد که پارک جیمین با شکستن شیشه عاشق بشه😂😘
اززبان جیمین :میهی رفت آب بخوره که جک مچ منو گرف یهو یه صدا از آشپزخونه اومد یه جیغ بنفش 😱😱😱 جیمین:میهی چرا اینجوری شدی هااا میهی:ن ن ن نمیدونمم سررددهههه😿😿 جیمین یه نگاه به جک و دنی انداخت و اونا رفتن جیمین:خیلی خوب بیا بغلمببینم چی شده🤗💜 میهی: داشتم آب میخوردم که صدای یه نفر تو گوشمپیچید و یه پسر اومد جلوم فککنم چون ازم زیاد خون رفته توهم زدم😿😿 از زبان جیمین... محکم بغلش کردم و گفتم عیب نداره هیچکس نمیتونه پرنسس منو اذیت کنه😊💜 میهی:جیمین شی😿 جیمین:به من بگو اوپا،بیبی🤗 میهی:وای خدا بهمگفت بیبی الان غش میکنم😱 هممم چشم اوپا🙂💜 جیمین:اوکی پاشو بریمبیبی💜 ساعت ۷ صبح... کوک:ها اینا چرا نیومدن🙂 ته ته:طول میکشه تا بهش اعتراف کنه یهو در باز شد و میهی بدوب دو از دست جیمین فرار کرد و رف تو اتاق درو رو خودش بست🤔😂 جین:جیمیناااا چی شده جیمین:بیا بیرون میهی:نوموخام جیمین:گفتم بیا بیرون بیبی میهی:نههه جیمین:پس خودم میام... میهی:واییی یا بنگتن چطور اومدی جیمین روبه رو میهی زانو زد و گفت چرا ترسیدی😄 میهی:نامرد تو یه مار بندازن جلوت نمیترسی🙂😤 جیمین:خیر بیب اگه پلاستیکی باشه نمیترسم😂💜 حالا منو ببخش باشه😥😥 میهی:باشه 😊💜 شوگا:ها اونا چشون شده😂 هوپی:هردو عاشق همن چیزی نیس😜 یهو ازاتاق دوباره صدای جیغ اومد آر ام:چی شدد و بعد صدای خندهی میهی و جیمین بلند شد کوک:چیزی نیس جیمین مردم آزاری گرفته داره قلقلکش میده😂😐😂😐😂😐 میهی:بسه دیگه جیمین😂😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 جیمین:نه,پاشو بریم دکتر زخم دستت خوب نشد میهی:نوموخام جیمین دست میهی رو کشید و برد میهی:صبر کن نمیخوام کوک:کجاااا سوهو:هی میهی جیمین شی کجا لیا:ولشون کنین بزارین عشق حال کنن میهی:صبر کن صبر کن نگا دستم خوب شده 😊 جیمین:هی مگه نمیبینی چقدر زخمش عمیقه بیا ببینم هانا و المیرا:ماهممیایم جیمین:سریع لطفا😜 توی مطب... دکتر:نگران نباشین زخمش رو خوب پانسمان کردن و عفونت نکرده فقط یه مقدار زخمش عمیقه و ممکنه شیشه توی دستش باشه یه عکس از دستش میگیریم تا جایی که من چک کردم یه تکه کوچک شیشه توی دستش مونده ولی بازم عکس بگیرین که مطمئن بشیم جیمین:ببخشید ممکنه از خون ریزی زیاد توهم بزنه؟؟ دکتر:از هوش نرفته؟؟ جیمین:نه نه
دکتر:پس از خون ریزی نیس شاید افسردگی داره جیمین:چیییییییی چطور میشه افسردگیرو برطرف کرد 😥😥😱😱 میهی:هممم اوپا چیزی نیس عیب نداره🙂 دکتر:حق داره نگران باشه دختر به این خوشگلی😊 جیمین:اهم آقای دکتر😒 دکتر:اووو چشم من میگم پرستار براش یه بران کارت بیاره چون ممکنه سرش گیج بره و... جیمین:لازمنیس حواسم بهش هست دکتر:باشه😒 جیمین:میهی دستت روبدهمن یهو همه اعضا ریختن تو همه باهم:چی شدههههههههه میهی:هیچی نیس بابا😂😂 یونگی:نصف جونمون کردی دختر😒😂 جیمین:سوهو لطفا بیا کمک 😊 دکتر:لطفا اینجا رو هم خلوت کنین برای میهی یه سرم زدن که سرگیجش خوب بشه🤗💜 توی اتاق... میهی:جیمین چرا یه دفعه اینقدر از دست دکتر عصبانی شدی😊 جیمین:پسرهپر رو بود وقتی بهت گف خانم خوشگله بهم برخورد آخ دستم بهش برسه😤😤 میهی:یعنی الان غیرتی شدی؟؟ جیمین:ها نه بابا😂من خواستم امشب بهت خوش بگزره بد تر شد😥😔 میهی:جیمینا 😥 جیمین:چی شده؟؟:) میهی:میخواستم بهت بگمم😿بگم😿😿 منم دوست دارم💜😿😿 جیمین:او میدونستم🤫😌😌 میهی:چیییییییییییییییییییییییییییئیییییییییییییییییی جیمین:شش🤫🤫بین خودمون بمونه چون میدونم همه میدونن😂💜 هانا:نه بابا چه رمانتیک💜 جیمین:همم😅 میهی:اوپاااا شدی رنگ لبو😅😅 جیمین:نه خیر خودتو دیدی😤😤 میهی:باشه بابا😂سرمم تموم شد میشه بگی پرستار بیاد😊 جیمین:اوکی میهی:بیبی😉 هانی:وای دختر عالی شد تا قبل دبیو باید با جیمین ازدواج کنی که شایعه پشت سرتون نباشه میهی:چیمیگی ازدواج هوپی:ها ازدواج دیگه نکنه میخوای از عشقت دق کنه ها😔😂 می هی:نه نه نه این چه حرفیه😐 پرستار:لطفا دورش رو خلوت کنین ممنون😊 جیمین:میشه من بمونم پرستار:فقط یه نفر🙂 جیمین:بچه ها من هستم شما برین خونه سوهو:ولی جیمین شی جیمین:لطفا🤗 سوهو:باشه باشه🤗بای💜 خب بچها اینم پارت ۱ امیدوارمخوشتون بیاد بای بای💜💜😘😘
آجیاااااا کمککک من دیگه دارممیترکمممم 🤯🤯🤯😤😤
چی شده فدات شم🙁🙏🕴۳
داستانامو قاطی کردمممم😖😖😖
مای لوی رو به عشق دروغه نوشتم
آخرین فرصت رو به جای رویای یک کوکی لاور نوشتم سکوت قلبم رو به جای عشق سرخوش نوشتم😐😐
الان باید از اول بنویسممم🤧🤧
بفرما من اصلا عشق سرخوش ندارم با عشق بی حس اشتباه گرفتم ای خدااااا🤧🤧😂😂😂😂😂😂میبینی چه قدر گیجشدم😐
واب چه چیزی درد ناکی😲😲😲😲میگم شما خونوادتون مشکل ندارن که تو تستچی اکانت دارین و داستان مینویسیت؟منظورماینه خبر دارن ؟
من خبر ندارن🤗😐😂وگرنه داداشم ....
پارت ۲ اومد😋💜
وای عالی اخر گذاشتیش😄خیلی سمی بود......
فک کنم سمی تر میشه وقتی صحنه مثبت 18 بیاد 😍😍😍😍😍😍😂😂😂😂
خیلی عالی بود عاجی🙂😎بوس .عشقمی عاجیکوشولو😍🤗
راستی سوهو اسم پسره.........
میدانم🙄😂
حرف نداشت بی نظیر یعنی بعضی جاهاش دل درد گرفتم انقدر خندیدم خیلی خوب بود لاله مونی بگیرم بهتره حرفی ندارم بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم
💙💙💙💙💙💙💙🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍
عزیزم مرسی💜😘
عاااا خوب بود ولی 😁
یکم زود عاشقش نشد 😕😐🔪🔪
عشق در نگاه اول بود 😋مرسی💜😍