💜💜💜 😁😁😁🤤🤤🤤
با گریه چشمام رو باز کردم بیمارستان بودم امّا خبری از تهیونگ نبود پرستار اومد تو و یه سرم زد پرستار:از وقتی تیر خوردی همش گریه میکردی خیلی ضعیف شدی شماره یکی از آشناهات یا آدرس هیچی نداری ستین:م م من آشنا؟؟خوب راستش😖 با خودم فکر کردم تهیونگ رو بگم که دستگیر میشه هنوز توی تعجب بودم برای تهیونگ ستین:آه راستش من اینجا مسافرم آشنا ندارم پرستار:باشه پس چند روز اینجا میمونی و رفت😕
دو روز گذشت ولی من همچنان نمیتونستم تکون بخورم که پرستار اومد گفت ملاقاتی داری ستین:کیم وی:کیم تهیونگ ستین:اینجا چیکار میکنی😓 تهیونگ:هوفففف تو چه فرقی داری؟؟ ستین:من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تهیونگ:تو با بقیه یه فرقی داری تو هممن تو برام..برام.....😓
تو برام خاصی فرق داری اما چطور ممکنه توهم یه دختری مثل بقیه😓😓 ستین: م م من؟؟منظورت اینه من تهیونگ:تو 😓😓
خدای من چطوری آخه تهیونگ:تو خودتو....
توی پارت های۴و۵ میخونین.... تو خودتو وارد قلب من کردی برگرد تا درخواستتو قبول کنم حتی اگه بمیرم این عشق موندنیعه ممنونم ازت تو به من کمک کردی خود واقعیم بشم ولی حالا باید به قولت عمل کنی من عاشقتم چرا کل دیالوگا رو گفتم؟؟چیزی نموند دیگه☹😂
پایان💜🤩
عاجی مارو ایسگا کردی به همین راحتی رفتی 💔💔💔خیلی بدی
چه جوری اخه جاش خالیه 😭😭😭😭دلم پره زندگی خیلی تلخه فقط میخوام گزیه کنم دلم پره 😢😢😢😭😭😭نمیدونم چیکار کنم
سلام عاجی خوبی ازت چرا خبری نیس😭😭😭😭😭😭😭😭دلم برات تنگ شده تروخدا جواب بده
خیلییییییییییییییی کمه سوالاتو ده گزینه ای کن راستی دنبالی
عاجی تستم اومد برو بخون ممنون
عاجی دیا اتفاقی برات نیوفتاده خبری ازت نیس🤤🤤🤔🤤🤔🤔
خیلی خوب بود...ولی ده صفحه ای و با خط های بیشتر بنویس لطفا.
من الان چجوری خودمو جر ندم اخه هان?😐😂💔
اخه دلت میاد چرا انقدکم مینویسی دیر به دیرم میزاری تروخدا بیشتر بنویس😐💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔
عاجی چرا کم میزاری 🤣🤣😐😐😐 ادامه پلیز
ارع 😐
اشکال نداره کرم نویسندگی 😐✌
عالی بود منتظر بعدی هستیم 🙂
😂😂😂 اره منتظر پارت بعدیم😉😉😉