سلام دوستان دوباره من اومدم چون دیدیم تستچی منتظر میزاره گفتم پارت دو رو بزاره چه بازدید داشته باشه چه نداشته باشه. لطفا کامنت کنید اگر هم سوال داشتید در پارت 3 جواب میدم خیلی ممنونم 😘 🌹 🌹 🌹
که یهو..... هواپیما اتصالی پیدا می کنه. ا/ت:وای خدا نه 😱بچه ها هواپیما اتصالی کرد یکی از موتور هاش چی کار کنیم. لوسی :خب درستش کن کاری نداری. سوزان :هی ابله اون اگه در حد زیاد از قدرتش استفاده کنه قلبش درد میگیره یادت رفته، برای این هواپیما هم قدرت زیاد می خواد. ا/ت:باید انجامش بدم و انجامش میدم. سوزان:نمی تونی فقط تعمیرش کنی. ا/ت:چرا می تونم ولی اگه دوست داری با مغز بخوری زمین باشه. 😑 یکم فکر کن. ا/ت:تازه می دونی چند تا سرنشین تو این هواپیما هست پس نجاتشو ن میدم. کوک:بچه ها این دخترا الان یهو ترسشون گرفته، اما چرا دفعه ی قبلی نترسیده بودن. 😨 جیمین:منم الان می ترسم. تهیونگ :بچه ها من شنیدم دختره گفت نجاتت ن میدم 🤔 بی تی اس :ها 😳 😳 😳 😳 یهو ا/ت از روی صندلی بلند میشه میگه لطفا همه کمر بنداتونو ببندید همه نگاه ها به جلو از خودتون محافظت کنید ولی هول نشید و تکان هم نخورین ممنون میشم 🙏 من تو این جور موقعیت ها قرار گرفته بود بعد همه همین کار و میکنن حتی بی تی اس. (از زبان راوی) ا/ت: از قدر تاش شروع میکنه به استفاده کردن (راستی دوستان چند تا جزئیات هست که باید بهتون بگم ولی در پارت های آینده می فهمین مثلا قدرت ا/ت) هواپیما رو با قدرت ذهنش ثابت نگه می داره و از اون طرف.....
شروع میکنه با دستاش هواپیما رو تعمییر می کنه که بیست دقیقه طول میکشه. همه چیز آروم میشه و ا/ت میشینه سر جاش بعد بلند میشه ا/ت :مثل اینکه خطر رفع شد. همه می چرخند و اینو و اونور و نگاه می کنند و نگاهشون به ا/ت میفته ا/ت از روی صندلیش بلند شده و رنگش سفید شده و یهو ا/ت دست میگیره به قلبش و سرفه میکنه و..... 😱😱
سوزان و لوسی:ا/ت نههههههههههه😱😱😱😱 ا/ت از هوش میره و میفته لوسی و سوزان میرن پیشش میگن ا/ت بیدار شو ا/ت😭😭😭😭😭😭 بی تی اس میان بالا سر ا/ت می ایستند همه نگاهشون به ا/ت است که بی هوش. نامجون : یک کاری بکنین. سوزان : لوسی قرص مخصوصش بیار. لوسی :خانم مهماندار آب بیار خانم مهمان دار. جین :این دوستتون چرا یهو از هوش رفت. سوزان :چون از بچگی مریضی قلبی داره 😭😭😭😭 تو این شرایط حالش بد میشه (این ها رو با گریه گفت) لوسی :ا/تتتتتتتتتتت😭😭😭 مهماندار آب میاره و لوسی قرص ا/ت رو بهش میده ا/ت قرص می خوره و بعد چند دقیقه بهوش میاد لوسی و سوزا :ا/ت😍😭😭 بی تی اس یک نفس راحت میکشند ا/ت هنوز چشاش خوب باز نشده می خواد بلند شه که سرش گیج میره. می خواد بیفته که تهیونگ می خواد بگیرتش بعد خودش خودشو نگه می داره. (صورت تهیونگ 😳😳😳 راوی🤣🤣🤣🤣🤣🤣) خب ادامه داستان ا/ت روی صندلی میشینه و بی تی اس دورش جمع میشن میگن حالت خوبه ا/ت: من آره فقط یکم تو شک بودم ممنونم 🙏 🙏 🙏
ته ته وقتی سرجاش میشینه انگار شکه شده. جیمین:ته ته چت شده نکنه تو هم می خوای..... کوک حرفشو قط می کنه:نه تو رو خدا من که دیگه حوصله ندارم تو این چند ساعت این همه اتفاق افتاد تازه هنوز یک ساعت از پرواز مونده . جین : ته ته چرا اینقدر سفید شدی. تهیونگ: یه چیز عجیب ِ. این وسط این دختره خیلی مشکوکه. جیهوپ: از نظر ما هم مشکوک بود ولی بیچاره مریضی قلبی داره کاراش دست خودش نیست. نامجون :می دونید مریضی قلبی چقد درد داره و خطرناک پس بایستید تا براتون بگم. شوگا :الان جای خوبی نیست برای حرف زدن نامجون. لوسی :ا/ت حالت خوبه چیزیت که نیست. ا/ت که حالش خوب شده نه اون قرص کار خودشو کرد من الان خوبه خوبم و بچه ها داریم میرسیم.
خلبان :مسافرین محترم هم اکنون به مقصد سئول رسیدیم از اینکه ما را برای پرواز قابل دانستید سپاسگزاریم. دینگ دینگ دینگ. ا/ت و سوزان و لوسی پیاده میشن پشت سرشون بی تی اس پیاده میشن. بی تی اس از تعجب شاخ در میارن 😳 شوگا : من اشتباه میبینم یا واقعا اونا لیموزین دارن. من فکر نمی کردم تا این حد پولدار باشن. بعد لیموزین بی تی اس میاد. جیهوپ :جیمین کلید های خونه رو میدی. جیمین : بچه ها 😱 😱 😱 😱
کلید ها رو جا گذاشتم. بی تی اس :نهههههههه جیمین 😡😡😡😡😡 این وقت شب ما کجا بریم. لوسی صداشون میشنوه و میگه: اگه دوست دارین با ما بیاین چون ما کلید خونمون هست الان هم که نصف شبه فردا بیدارشین و برین کلید سازی براتون کلید درست کنه. ا/ت :این چه کاری بود کردی لوسی:گناه دارن طفلکی ها تازه من طرفدار شونم خونمم بهشون میدم اونم مجانی. ا/ت :وای از دست تو لوسی.
بی تی اس دارن با هم مشورت می کنن :نامجون :بچه ها این دختره نظر بدی نداد بیاین بریم جین :راست میگه من خستم کوک :منکه حرفی ندارم موافقم نامجون پس بریم. شوگا :باشه بریم، جیهوپ تو بهشون بگو. جیهوپ : ما تصمیم گرفتیم بیایم سوزان و لوسی : هوراااااااااااااااااااااااااااا 😁 😃 پس دنبالمون بیاین. اونا به سمت عمارت پدرشون حرکت می کنن و پشت سرشون بی تی ای میان. ا/ت. سه ساعت سر دوستاش داشت قر قر می کرد ولی اونا خیلی خوشحال بود (دوستای ا/ت با اینکه طرفدارای دو آتیششونن ولی نمیچسبن بهشون امضا بگیرن و با شخصیت رفتار می کنن) که بالاخره رسیدیدن.
بی تی اس نگاهی به عمارت انداختن جیهوپ: چه جای قشنگیه اینجا 😍 وقتی پیاده میشن داخل خونه میشن. توی خونشون داخل اتاق نشیمن فقط رنگ های طلایی و سفید و مشکیه و 17 تا اتاق داره که هر کدوم یک رنگی هستن و وسایل داخل اتاق هم همان رنگی هست داخل آشپز خونه رنگ بنفش اتاق پذیرایی هم بنفش. ا/ت : خیلی خوش اومدین به خونه ی ما، راحت باشین اینجا رو مثل خونه خودتون بدونید، بفرمایید داخل. هر اتاقی که دوست دارین انتخاب کنید. تهیونگ اتاق سبز، جیمین اتاق طلایی، کوک اتاق نارنجی، نامجون اتاق آبی، شوگا اتاق بنفش، جیهوپ اتاق قرمز و جین اتاق سفید مشکی. کارت های اتاق ها روی جا کفشی کنار اتاق ها بودن. بچه ها در اتاق هاشونو باز می کنن و میرن تو اتاق و وسایلشونو میزارن. ا/ت و دوستاش هم میرن تو اتاق خودشون تا حاضر بشن. ا/ت یک هودي بنفش روشن و یک شلوار لی که قد 90 میپوشه دوستاش هم همین طور فقط رنگ هودي هاشون فرق می کنه. و ا/ت یک ماسک ابي کمرنگ می زنه و سوزان و لوسی آرایش می کنند. ا/ت موهاش دم اسبی می بنده و میره پایین و کفش های خوشگلی می پوشه که مخصوص روی فرش و زیباش دخترا تقریبا مثل همدیگه حاضر میشن. پسرا هم لباس می پوشن و میان پایین. ا/ت قلاده ی ملسا رو براش باز می کنه تا توی خونه راحت باشه (راستی ملسا یک خونه مخصوص و خوشگل داره و بزرگ هست که توش همه چیز هست و خدمتکار مخصوص هر رو اینجا رو میاد تمیز می کنه)
بچه ها وقتی اومدن پایین میشینن رو کاناپه و تلویزیون و روشن می کنند. جیهوپ میگه فیلم ندارین بزاریم. سوزان میگه چه نوع فیلمی. جیهوپ میگه :نمی دونم خنده دار یا ترسناک نصفی میگن خنده دار نصفی میگن ترسناک حالا از ا/ت می پرسن کدوم فیلم. ا/ت :خب من که نمی خوام فیلم نگاه کنم تازه چرا اینقدر مختون و به کار نمی اندازید ما یک تلویزیون دیگه داریم به اونایی که می خوان فیلم ترسناک ببینن عینک سه بعدی بده و به اونایی که می خوان فیلم خنده دار ببینن ذرت بو داده می دم البته به هر دو گروه میدم اون تلویزیون فیلم ترسناک اون یکی دیگه فیلم خنده دار به همین راحتی. همه دهنشون دو متر باز میشه 😮😮😮😮😮 و همین طوری میشه که بچه ها همین کار و می کنند. لوسی :ا/ت ا/ت:بله لوسی:من گشنمه ا/ت:باشه، آقایون ببخشین شما گشنتون می خوام یک شام ساده درست کنم. جیمین و کوک و تهیونگ و نامجون وشوگا و جیهوپ : دستت درد نکنه اگه زحمتی نیست. جین:پس منم کمک می کنم. ا/ت:نه من اصلا به کمک نیاز ندارم. جین : ولی من دستپختم عالیه ا/ت : نه ممنون. و میره به سمت آشپز خونه فوری 50 تا سوشی با یک سالاد مخصوص با دسر حاضر میکنه در یک ساعت بعد سس و حاضر میکنه. سفره رو میچینه و شمع روشن می کنه و گلدون وسط میز و گل میزاره خیلی خوشگل. ا/ت :بفرمایید سر میز. همه میان میشنن. ا/ت فقط سالاد و سوشي ها رو آورده و دسر رو نیاورده. شوگا:چقدر سفره رو قشنگ چیدی. ا/ت:ممنونم ❤️ ته ته :راستی ما هنوز اسم شما رو هم نمی دونیم. ا/ت: می تونین ما رو هرچی که می خواین صدا کنید. جیمین : شما چرا هر 3 تا تون همیشه ماسک دارین. سوزان : دلایل شخسی خودمونو داریم نمی تونیم بگیم. لوسی:راستی شما فردا کنسرت و فن ساین دارین. کوک : آره
لوسی:وای نمی دونین ما فردا می خواستیم بیایم کنسرت شما البته ا/ت رو مطمئنن باید با زور میآوردیم. 😂😂😂 و دوتایی شروع می کنن به خنده ا/ت:یک چش قره میره و میگه من حصاب شما رو دارم 😒😡😡😡 جیمین :شما طرفدارای ما هستین. لوسی سوزان:بله ما دو آتیشه ایم ولی ا/ت فقط میشناستتون. جین:چه جالب چون کسی نیست که مارو دوست نداشته باشه. سوزان : ا/ت به خاطر یک چیزی هیچ پسری رو.... ا/ت:لوسی، سوزان بسه. 😡 لطفا شروع کنین😊 و شروع می کنن به خوردن سوشی ها جین : واو 🤩 🤩 🤩 🤩 چقدر خوشمزس کوک :واقعا عالیه شوگا :دستت درد نکنه. نامجون : اگه اینا غذای سادس پس غذا های دیگه چطوریه. جیهوپ:حرف نداره دختر. ا/ت:خیلی ممنون 🌺 🌺 🌺 شام تموم میشه می خوان ظرف ها رو جمع کنن که ا/ت میگه لطفا از سر جاتون بلند نشین، خودش همرو جمع می کنه و دسر میاره همه (حتی دخترا) واو 🤩 کی فرصت کردی غذا درست کنی. ا/ت:😊ما اینیم دیگه.
همه به سمت اتاق هاشون میرن و می خوابن تا برای فردا صبح آماده باشن. خوب دوستان این پارت هم تموم شد در قسمت های بعد اتفاقات جالبی قراره بیفته این دفعه وسطش قطع نکردم خیلی ممنون 🌺 🌺 🌺 لطفا کامنت فراموش نشه 💟💟💟💟💟💝💝💝💝💖💖💖💖💖💗💗💗💗💗💗💞💞💞💞💞
میدونی از جمله اینکه اینجور چیزای فرا طبیعی باحالن بلکه هیجان انگیز هستن و هیجان داستان و میبرن بالا
بنظرم داستانت خیلی خوبه و مشکلی نداره منتظر پارت های بعد هستم💜✨
سلام من داستان اتو دنبال می کنم خوشحالم که خوشت اومده
عالی بود من خیلی خوشم اومد
منتظر پارت بعدم🤩🥰😊😁
✌💖💖💖💖💖💖💖💖💖🌈💜💜💜💜💜👍👍👍💖💖💖💖عالی منتظر بعدیم
خب دو ستان پارت 3 منتشر شده حتما نگاه کنید فقط عکسش فرق داره
حرف نداره فیکت عاشقشم . لطفا کاری کن هر چه زودتر بی تی اس از قدرت ات باخبر بشه
من عاشق این جور چیزای فرا طبیعی هستم خیلی باحاله🙂🤩
نگران نباش خبر دارشون میکنم ولی من دوست دارم قسمت أخرش بفهمن
قشنگ بود👍
عالی مثل همیشه ادامه اش رو بزار😘😙
پارت بعدی رو هم زودتر بذار
عالی بود منتظر ادمه داستانت هستم
عالی عالی عالیییییی واقعا حرفی ندارم بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستم خیلی خوب بود
💙💙💙💙💙💙🤍🤍🤍🤍🤍🤍