رها هستم از تهران تست
دو ماه بعد 🔻🔺🔻🔻🔺🔻🔺🔺🔺🔺 از زبان مرینت:«تو راه به خونه بودم که مایورا به همراه هیولای اموکی و سنتی ماستر های زیاد و ارباب شرارت بود که داشتن با گربه ی سیاه میجنگیدند»
رفتم تو کوچه تغییر شکل دادم و رفتم کمک گربه ی سیاه ی سنتی ماستر بود که به کمک بقیه هم نوع هاش گربه ی سیاه رو گیر انداخته بود. رفتم با یویو م هیولا هارو پرت میکردم که گربه گفت: بانوی من مراقب باش
گربه ی سیاه گفت مواظب باش که مایورا زیر پایی بم زد افتادم و مایورا و هیولا ها رفتن سراغ گربه و هاک ماث منو برداشت و داشت خفه ام میکرد گربه گفت نهـــــــــــــــــــــــــــ
من مواقمت کردم وبا یویوم ستنی ماسر و هیولا هارو از برج ایفل به پایین پرت کردم مایورا با یک هیولای آموکی یک مانع برای رسیدن کت به من درست کرد و من در حالی که داشتم نفس های آخرم رو میزدم گفتم گردونه ی خوش شانسی
یک خنجر اومد دستم اومدم بزنمش به پای هاک ماث که مایورا پرتش کرد پایین و یویو ام رو شکوند گربه با پنجه ی برنده مانع رو از بین برد و اومد بگیرم که همه جا سیاه شد و هاک ماث از طبقه اخر برج ولم کرد پایین
کت گفت: شما چیکار کردید که فرار کردن داشتم به حالت عادی بر میگشتم که کت بلندم کرد رفتیم تو کوچه دوتامون تغییر شکل دادیم و منو آدرین برد بیمارستان
رفتم بیمارستان بستری شدم بعد از۳ هفته دکترگفت: متاسفانه خانم دوپن چنگ رو به بخش کما منتقل کردیم
تمام شد
تستچی قبول کن
خداحافظ
مرینت بدبخت هی باید بره بیمارستان 🤕
هی لوله گاز 🤕
چرا کلا مرینت مریضه و میره بیمارستان و داری میمیره؟؟؟
چرا تو هر قسمت باید برن بیمارستان 🤕
همین باعث میشه بین ادرین و مرینت سرد شه و هیجانی میشه