خب همون طور که میدونید داستان آجی پری منتشر نمیشه پارت های قبلی رو یکی براش گذاشت خدا رو شکر منتشر شدن حالا این دو پارت من میزارم امیدوارم منتشر بشه ( چون داشتن گم میشدن داخل کامنت ها )
_مری....مارماری پاشو غ.ل.ت.ي زدم و پتو رو تاگردنم کشيدم بالا.. اح.س.اس کردم نشست روي تخت و مشغول تکون دادنم شد. _مرینتتتت.پاشو ژاکلین 3ساعته پشت در منتظره توئه. يکي از چشامو به ز.ور باز کردم و به ادرین خي.ره شدم.. ادرین مردونه لبخند زد و گفت:ساعت 7 ها...پاشو.. سر جام نيم خي.ز شدم _چرا زودتر بيدارم نکردي.. ادرین از ل.ب.ه ي تخت بلند شد و گفت: _توالان بيدار نميشي چه برسه به ساعت 5. پتو رو کنار دادم و گفتم:گفتي کي اومده؟ _گوشات سن.گين شده ها!ژاکلین اومده..خودشو تو هال هلا.ک کرد پاشو
پاشو بلند شدم و داخل اينه دستشو.يي صورتم رو چ.ک کردم.. همه چي خو.ب بود..فقط ل.ب.م و کنارش با.د کرده بودند. صورتم شستم و موهامو شونه زدم و دم اسبي بالاي سرم بستم..اينجوري خيلي بهم ميومد..يک لباس خوب هم پوشيدم و از اتاق خارج شدم.. کسي داخل هال نبود..دوباره به اتاق برگشتم..ادرین با گوشيش مشغول بود...يکم نگا.هش کردم ولي نفهميد. _ادرین
سرشو اورد بالا و گفت:بله؟ _ژاکلین که تو هال نيست؟ _احتمالا تو اتاقشه. _اتاقش کجاست؟ با دست به سمت راست اشاره کرد و گفت:اينجا. چ.پ چ.پ نگا.هش کردم به سمت اتاق ژاکلین رفتم صداي اهنگ ميومد(حیح منم الان همینم دارم اهنگ رو.سی گوش میدم😐⭐).تقه اي به در زدم و بعد از چند لحظه سکوت،صداي ژاکلین اومد که گفت:«بياتو»
در را کمي باز کردم و داخلش سر.ک کشيدم ژاکلین روي تختي که دقيقا مقابل در بود نشسته بود. باديدن من سريع از جاش بلند شد و به سمت من اومد و گفت:سلام مری...خوبي عز.يز.م؟چه قدر خوشحالم از ديدنت و اومدنت. و شروع کرد به بوسيدنم،لبخندي زدم و شونشو گرفتم و يکم عقب بودم و گفتم:واي بزار ببينمت دختر! موهاي قهوه ای رو بالاي سرش با کليپس بسته بود .چشم هاي مشکي درشتش رو خط چشم کشيده بود و ابروهاشو که حالت کمو.ن توي صورتش را.شت رو قهوه اي کرده بود.
نگا.هي بهم کرد و گفت:چه خوشگل شدي....دلم برات خيلي تن.گ شده بود. خنديدم و گفتم:براي من يا داداشت؟ _ادرین ارزش دلتنگ شدن داره اخه؟ تو دل.م گفتم:ادرین ارزش همه چي رو داره. ژاکلین دستمو ک.شي.د و منو نشوند روي گوشه تخت.چشمم به گيتاري که روي تخت بود خورد و گفتم:گيتار ميزني؟ ژاکلین دستي روي تارهاي گيتار کشيد که صدايي توليد کرد و گفت:اوهوم
ژاکلین دستي روي تارهاي گيتار کشيد که صدايي توليد کرد و گفت:اوهوم _من هم خيلي دو.ست داشتم بزنم ولي بلد نيستم. ژاکلین دستشو برداشت و گفت:کاري نداره که...حتما خودم بعدا بهت ياد ميدم..خب چه خبرا؟ _شما چه خبرا؟نميخواي عرو.س بشي خوشگل خانم.. ژاکلین لبخندي زد و چند تار موي صافش دور انگشتش پيچيد و گفت:نه..هيچ وقت.
اروم گفتم:براي چي؟ ژاکلین ز.ل زد تو چشام و گفت:يکي با زندگيم کاري کرد که هر لحظه ارزوي مر.گم و مر.گش رو ميکنم. ژاکلین مکثي کرد و ادامه داد:
سلام من نورا هستم 12 ساله تازه اومدم تستچی چرا پارت بعد نمیاد
سلام هم اسم عزیزم من هم نورام اما ۹ سال نمیه
سلام عزیزم بالا هم گفتم این داستان من نیست داستان دوستمه یعنی اجی پری ( کاربر لیانا۲) سرچ کنی برات میاد هنوز تموم نشده
وای باورم نشد وقتی اسم تستو خوندم و دیدم نوشته پارت 82 و 83 😕😮😮😮😮🙀🙀🙀🙀
نگو میدیدم بعضی از داستانا تا پارت 30 رفتن نباید میگفتم خدایا خیلی زیاده باید میگفتم تازه کمم هس 🤣🤣🤣🤣😑😑😑😑
این داستان من نیست داستان آجی پری ( کاربر لیانا ۲ ) الان تا پارت ۹۰ رفته هنوز هم تموم نشده
🙀🙀🙀وای
الان پارت ۹۷ بیدیم😐⚡
عالی بود
عالیــــــــــ
عالیــــــــــــ
منتظرش بودم😅
عالییییییییییییییییییییییییی
وایی مرسی اجی ژونم
😘😍😘😍
اخ جون منتشرررررررر شد