این داستان درباره شما و چانیول تست خیلی زیباست امیدوارم خشتون بیاد کامنت یادتون نره اگه قشنگ بود بگین بقیشو بزارم
اسم من می سو هست ما یک اکیپ سه نفره هستیم که از مین کیا و کنیا و می سو تشکیل شده می سو:شما مین کیا:دوست صمیمی کنیا :دوست صمیمی بریم برای داستان
توی فرودگاه بودیم که پرواز سئول اعلام شد رفتیم داخل من نشستم روی صندلی که کنار کنیا بودم مین می هم اونور نشسته بود و یک صندلی کنار من خالی بود .دیدم یک پسر قد بلنده و خوش تیپ با ماسک و کلاه اومد و نشست کنارم(یک نکته شما طرفدار دو اتیشه اکسو یید و همه چی رو میدونین) اب خوردم هدفون رو گذاشتم و خوابم برد وقتی چشمام رو باز کردم دیدم هدفونم روی گوشم نیست نگاه کردم ببینم کنیا بر نداشته باشه اما دست کنیا نبود دست مین کی هم نبود نگاه کردم اینور دیدم افتاده روی زمین خم شدم برش دارم که اون پسره کنارم برام برش داشت و گفت :وقتی داری اکسو گوش میدی مواظب باش که هدفونت نیوفته زمین من متعجب بودم این از کجا فهمید اکسو گوش میدم من:میشه یک سوال بپرسم؟ گفت:اره حتما من:شما سوهو از اکسو هستید ؟؟ (نکته بایس شما چانیول بایس کنیا شیومین و بایس مین کیا سوهو ) سوهو:واقعا متوجه شدی همینطور که متعجب بودم خشکم زپه بود به خودم اومدم و گفتم:
برای اکسوالا اسونه که بفهمن رفتم تا اب بخرم داشتم با خودم فکر میکردم که هواپیما تکون بدی خورد. افتادم نمیدونم کجا افتادم وقتی چشمام رو باز کردم دیدم افتادم توی بغل یه پسر خوشتیپ من:واقعا ببخشید گفت:اشکالی نداره ماسکشو داد پایین و گفت :معلومه اکسوالی چون قاب گوشیت اکسوعه من:واووووو چانیول 💜😘😍 چانیول:بیا بریم یه جای خلوت گفت:بایست کیه من:از قاب گوشیم معلوم نیس ؟؟خب بایس من خودتی چانیول:باعث افتخارمه بیا بریم بشینیم سرجامون من:میای کنار من بشینی؟؟ گفت:اره من حلش کردم من(با خودم: اخه این از کجا منو میشناسه امکان نداره ) دیدم کنیا رفته کنار مین کی و من رو کنار سوهو و چانیول تنها گذاشته صندلیم هم که وسط بود داشتم از خجالت اب میشدم
دوباره خوابم برده بود سرم روی شونه سوهو بود خیلی سریع معذرت خواهیی کردم سوهو:اشکالی نداره اگه میخوای بخوابی بخواب دوباره خوابیدم رسیدیم توی فرودگاه سئول بودیم که
کنیا گفت:بچه ها بریم پارک مین کی:موافقم من:باشه بریم. رفتیم پارک داشتیم میخندیدیم و راه میرفتیم از اون ور نه تا پسر داشتن میومدن من که میدونستم قضیه از چه قرار خیلی بی تفاوت ایستادم
سوهو به سمتم اومد و گفت:سلام یادت میاپ همدیگه رو دیدیم وبعد ماسکشو داد پایین مین کی و کنیا :تو سوهو از اکسو رو دیدی؟ من:دخترا بعدا براتون توضیح میدم چانیول اومد جلو وگفت:منم که یادت میاد دیگه افتادی روم سهون:سوهو هیونگ این همون دختر کیوت و بانمک و خوشگلی بود که میگفتی اخه خیلی خوشگل تر از اونی که فکرش رو میکردم چن:واقعا نازه همینطور داشتم از خجالت اب میشدم که
کنیا دستم رو گرفت و من رو برد یه حای خلوت و گفت:بعدا همه اینا رو برام توضیح میدی من:باشه مین کی و کنیا هم سلام کردن کنیا:می سو من وقت ندارم مامانم داره زنگ میزنه باید برم مین کی:منم داپاشم منتظرمه باید برم خداحافظ
من دخترا صب کنین کجا میرین منم جلوی اکسو تعظیم کردم و میخواستم با مینکی برم که سوهو دستم رو گرفت و گفت:کجا میری من:انتظار نداری که باهات بیام نگاهی کرد و گفت:اوهوم دستم رو کشید و من رو بل خودشبرد به سمت ... ادا مه دارد
این پارت اول تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه
بابای
نظرات بازدیدکنندگان (1)