بریم برا داستان
منو بردن سمت یک کافه نشستیم توی کافه تنها مسی که ماسک و کلاه نداشت من بودم سهون:اسمت که می سو بود بایستم که چانیوله خب یکم از خودت بگو (خدایا اینا چقدر زود حرفا رو رد و بدل میکنن ) من:اوممم مابرای این اومدیم کره که بریم برای کار اموزی و تست بدیم برای خواننده شدن ماهر سه تامون توی ترکیه زندکی میکنیم و در اصل مره ای هستیم الان هم اومدیم کره تا بتونیم
خواننده های خوبی باشیم گوشیم زنگ خورد:الو ،بله ،باشه،الان میام،بای من:ببخشید من باید برم کمپانی برای تست چانیول:کدوم کمپانی ؟ من:کمپانی اس ام میدونم شما هم اونجا هستید سوهو:ماهم میخواستیم بریم تمرین پس بیاین باهم بریم رفتیم سمت کمپانی کنیا و مین کیا
خیلی استرس داشتن منم که تو پوست خودم نمیگنجیدم رفتیم داخل سه نفر نشسته بودن میخواستیم شروع کنیم که اعضای اکسو اومدن داخل ما همه تعجب کردیم استرسمون بیشنر شد نمیتونم بگم چه حسی داشتم واییییی اکسو اومده مارو ببینه
سعی کردم با حس خوبم شروع کنم و اهنگ رو حس کنم چون اولین نفر با صدای من شروع می شد یه صدای عالی سعی کردم بخونم اروم با یک حس خوب اهنگ رو کاملا خس میکردم کلمات شده بودن زندگیم ارامش بخش بود چشمامو بعد از خوندن باز کردم که همه با چشمای گرد و دهن باز با بهت زدگی نکامون میکردن
من:این اهنگ ما بود. امیدوارم ازش خوشتون اومده باشه 😊 همه:اووووووواووواواواواواواواواووااواواواواوواواو تعظیم کردیم و تشکر کردیم از اون موقع به مدت ۶ماه کار امموز بودیم و از اون به بعد میخواستیم فعالیتمون رو شروع کنیم سوهو:میتونین بیاین توی گروه ما اعضا یاهاش موافقن زبونم بند اومده بود ما، اکسو، چطور ممکنه امکان نداره با خوشحالی قبولش کردیم
ممنونم که خوندید پارت بعدی پر از هیجانهههههه وایییی اگه چیزی درباره کمپانی نمیدونستم ببخشید اخه اصلا این یک فیکه کامسامیدا
عالیه میشه ادامه بدی