حوصله مقدمه ندارم برید بخونید
بیل:قراره که تو سایفر طمع شی ریل:وات میگم فکر کنم اشتباه گرفتی من اصلا ژنم به سایفر طمع نمیخوره کیل:در واقع میخوره ریل:نمیخوره کیل:میخوره ریل:نمیخوره کیل:میخوره ریل:نمیخ.. بیل:خفه شید دیگه ، میخوره ریل:شما ها چه مرضی دارین کیل:یعنی چی ما مرض نداریم ریل: ها مرص ندارین یه کسی که نمیخواد یه کاری بکنه رو مجبود میکنید اون کار رو بکنه بیل:میگم ریل تو بیشتر مرض نداری ریل:هه اتفاقا تو بیشتر زر میزنی کیل:😂😂😂😌 بله دیگه بیل کلا احمقه
بیل:هوی ابرو تو نگه دار کیل کیل:مثلا میخوای چیکار کنی ( تو که کلا مرض داری کیل کیل:فدای شما نویسنده ) بیل:خب فکر کنم دیگه وقتشه ریل:میگم فکر کنم خیلی مزاحم اکسولاتل شدیم بد نام میشیم اگه اینقدر به زحمتش میدیم من میگم تو رو خدا جون پدر بزرگ سایفر بزارید من برم کیل:شما هیچ جا نمیرید برید هم جرت میدم ( بیخود کردی😐) ریل:اههه😟 کیل:هاهاها هار هار اکسولاتل بیا دیگه بیل:اینقدر با اکسولاتل چیز نباش پس فردا میاد املتمون مبکنه تموم میشیم میریما کیل:من هرجور بخام با هرکسی حرف میزنم ( شما بیا با من اینجور حرف بزن ببین چطوری جرت میدم 😏)
بیل:اومد کیل:کدوم خری اومد؟ اکسولاتل:منظورتون از خر کی بود؟ ریل:خود جد و ابادتون کیل:من از تو نمیترسم اکسولاتل ( حالا وقتی جرت داد میفهمی ) اکسولاتل:کیل بیش از حد پرو میشی بیل:اکسولاتل لطفا نفله مون نکن فقط یه توقع ازت داریم اونم اینه ریل رو به سایفر طمع کنی ( کیل با ادب بودن رو از بیل یاد بگیر ) اکسولاتل:خب باشه فقط با قدرت یا بی قدرت بیل:راستش.... کیل:اقا مگه کلم هست بی قدرت باشه خب معلومه دیگه با قدرت
اکسولاتل:باشه حالا اسمش چی باشه؟ بیل:کیبل کیل یه نگاهی به بیل میکنه انگار میخواد بکشتش کیل:کیبل؟ تو خودت میدونی میبل دشمن ماست اونوقت میخوای اسمش رو بزاری کیبل میسو:ابله کیبل با میبل فرق داره کیل:تو از کجا اومدی میسو:تمام مدت اینجا بودم کیل:اصلا ولش کن یه اسم دیگه بیل:خب آیل کیل:ما خودمون ایل داریم بیل:راست میگی میسو:بهترین گزینه مارسل هست اکسولاتل:مارسل که پسرونه ست کیل:لیل سایفر بیل:مگه ریل تو عربستان به دنیا اومده کیل:همین که گفتم
اکسولاتل:خب شروع کنم کیل:په نه په بخواب بیل:یعنی یه حرف اضافه بزنی اکسولاتل ان چنان جرت میزنه که من از تماشا لذت میبرم کیل:خفه اکسولاتل:اون گوی رو بده میسو جان کیل:میسو جان؟ بیل:خب میخواد صداش کنه به توچه؟ میسو:باشه بعد گوش رو میده به اکسولاتل، اکسولاتل هم گوی رو میشکنه و قدرت ها میره سمت ریل ولی ریل بیهوشه کیل:خب اکسولاتل:یه دونه از اون سنجاق سینه ها رو میخام بیل: بیا و بیل اون سنجاق سینه ی ابی که مال دیپر بود رو به اکسولاتل میده
و اکسولاتل سنجاق سینه رو به شنل ریل میزنه و یک کوچولو از قدرت بیل، کیل، میسو و یکم از قدرت خودش رو به ریل میده( فکر نکنید نیمه اکسولاتل هستا نیستا منم کوپی نکردم پس فردا نگید تو کامنتا کپی کردما😐 ) و وقتی کار تموم شد ریل لباس هاش ، چشماش و همه چیش به رنگ زرد در میاد کیل:اکسووووولاااااااتتتتتتتتلللللللل اون سنجاق سینه ی ابی چرا شکست الان من ضضضضعععععععییییییفففففف تر شششششددددددددممممممممم بیل: برو خدا رو شکر کن که همکار داریم الان
میسو :من که هیچی از کم شدن قدرتم احساس نمیکنم بیل:منم کیل:ولی من میکنم بیل:شما از درون داغونی برادر میسو:بسه دیگه اقایون بیل:چشم کیل:نخیر چشم کسی به من دستور نمیده میسو:بیل همچین برادرت عقل کل نیستا کیل:-من عقل کل نیستم من صد برابر تو قدرت دارم اونوقت تو فقط چند سال لایقش بودی تو چه جور جرعت میکنی اینجور به من بگی ( همون جوری که الان جرعت میکنه بهت بگه ) بیل:بسه دیگه کیل ، میسو یه غلطی کرد اکسولاتل:اگه وقت بدید من حرفم رو بزنم
اکسولاتل :ام خب لیل به هوش اومد میسو :ام میشه بگید لیل کیه بیل : همون ریل میسو:ممون اکسولاتل:خب به هوش اومد لیل:ام من کجام ؟ اینجا کجاست؟ کیل:بین چیز الکی نگو ریل تو هم ما رو میشناسی هم میدونی کجا هستی لیل:ریل کیه؟ بعد کیل یه نگاه به اکسولاتل میکنه اکسولاتل هم زیر لبی یه چیز میگه کیل:😒 بیل:😆 میسو :☺ اکسولاتل:بیا ایگو بخور لیل:این چیه اکسولاتل:بخورش فقط لیل:باشه
و بعد لیل اون رو خورد کیل:اکسولاتل یهو همه چی یادش. نیاد بعد بیاد نفله مون کنه اکسولاتل:نه حافظه ی لیل رو تغیر دادم پس نمیتونه کاری بکنه خب حالا ابنم لیل سایفر ، سایفر طمع جدید
بیل:خب حالا میتونیم نقشه مون رو عملی کنیم کیل:بریم تو کارش اکسولاتل:خل اینم از سنجاق سینه ی قرمز بعد سنجاق سینه ی قرمز رو زد به شنل لیل کیل:اکسولاتل این یکی سنجاق سینه اگر از بین بره من دیگه وجود ندارم اکسولاتل:نترس چیزی نمیشه بیل:خب راه بیوفتید بریم دیگه راستی اکسولاتل و میسو اینجا باشید تا سنجاق سینه ی ابی رو درست کنید اکسولاتل و میسو:باشه
پیش خانواده ی پاینز ویل:فورد من و دیپر جنگل رو میگردیم فورد و میبل هم برن تو شهر وندی و استن هم برن تو کوهستان و سوز هم مواظب کلبه باشه سوز:میتونی رو من حساب کنی ویل خب راه بیوفتین ........ در جنگل......... دیپر: ویل ویل:بله دیپر:چرا بیل میخواد حاکم زمین بشه؟
ویل:چون نابودی بعد خودش رو دید و دلتنگ اونجا شد (درست همون چیزی که اکسولاتل شعر میگه واقعا شعر میگه) دیپر:اونوقت چرا نمیره بعد های دیگه رو تصرف کنه؟ ویل:نمیتونه فقط دو تا کار میتونه بکنه یا بعد خودش رو درست کنه یا حاکم زمین بشه البته دوست داره حاکم زمین بشه چون همه از اون میترسن و میخواد همه بشناسنش دیپر:اهان ویل:خلاصه اخر شکست میخوره مگه نه دیپر ، دیپر؟ دیپر چرا اینجوری شدی دیپر :ووو..ییی..للل پپپ.ششش..تتت .سسسس........ررر...تتتتت ویل:چرخیدن که یهو دیدم
انچه خواهید خواند : ویل:از برادر بودنت خسته شدم بیل. لیل:خب خب جناب احساساتی خب این پارت تموم شد لطفا داستان غول کش سایه ها هم بخونید تا پارت بعد خدانگهدار
عالییی ایول ریل به جلگه طمع پیوست 😈😈
حالا قسمت اخر رو یه اتفاقی میوفته
عالی عالی عالی
املت سایفر🤣🤣
😂😂😂
من بیشتر نیمرو دوست دارم
خیلییییی قشنگ بود ولی چرا باید ریل میشد لیل؟ من خیلی ریل رو دوست داشتم😭 من واقعا از بیل بدم میاد:/
ولی واقعا عالی بود💖
ممنون
جدی جدی ریل سایفر طمع شد؟
عالی
😒
بیل به خدا نوشتم
تو بررسیه
ریل
اومده بیل😑
قهلم😑