I can feel love p3
I can feel love p3
میا : اشتباه برداشت نکنید ما فقط اینو گفتیم که وی جی بره و دیگه پیداش نشه جین هی من که میدونم شما هم دیگه رو دوست دارین 😂 جی هوپ : ای بابا چه گیری افتادیم 😫 میا : راستی بچه ها اگر مشکلی ندارید امشب خونه من دعوتید برای شام ساعت ۱۰ الان ساعت ۸ هست مشکلی که ندارید ؟ تهیونگ: نه من که مشکلی ندارم بقیه رو نمیدونم اعضا : ماهم مشکلی نداریم میا: باشه پس من برم زود تر شامو درست کنم ساعت ۱۰ میبینموتون💕 جیمین : باشه بای بای و بعد رفتن و منم رفتم تو خونم رفتم لباسام رو عوض کردم که برم بیرون خرید ( لباس میا☝) رفتم تو فرشگاه و ۱۰ تا بسته نودل خریدم و ۶ تا سیس و ۱۰ تا هم کیک ماهی ییه چند تا نوشیدنی کردم و رفتم بقیه خریدام رو کردم ساعت شده بود ۸:۴۵ خیلی دیر شده بود سریع رفتم تو خونه لباسام رو عوض کردم و لباسای قبلیم رو پوشیدم و سریع دست به کار شدم و اول سوسیس هارو خرد کردم و بعد گذاشتمشون تو یخچال بعدش رفتم سراغ بقیه غذا ها و پختمشون یکم کیمچی هم خریده بودم یکمشو ریختم تو ظرف و اماده کردم نودل هارو پختم و سسیس هارو ریختم تو شون و ظرفشو اماده کردم دیگه تقریبا همچی اماده بود همچی سر جاش بود کیک ماهی ( یه نوع غذا عه ) نودل نوشیدنی ها و... خوبه خوبه فقط باید لباسام رو عوض میکردم یه لباس ساده پوشیدم ( لباس میا☝) یه رژ کمرنک صورتی زدم و موهام رو باز کردم وای خدایا امشب بهترین شب زندگیم بود حتی اون موقع که با وی جی بهم زدم انگار تو یه دنیا دیگه بودم نشستم رو مبل که با یه عالمه پوستر از اعضا و جی هوپ برخوردم وای یادم رفت اینارو جمع کنم بلند شدم که جمع کنم که یهو صدای زنگ در اومد نههههه اومدن ، ول کن پوسترا شدم و درو باز کردم همشون کلی خوشتیپ کردن واییی خدا الان غش میکنم
میا: سلام خوش اومدیننن 😆😆😆 اعضا: سلاممممممم شوگا: وای اینجارو نگا همجا عکس ما عه و البته جی هوپ 😅😅 که خیلی خجالت کشیدم با این حرف شوگا جونگکوک : اره بابا فکر کنم رو جی هوپ کراشه جی هوپ : ول کنید مهم نیست . نامجون : بااااشه !! و اومدن تو که همه رفتیم سر میز شام نشستیم یه طرف من جی هوپ بودو یه طرف منم جین و همه شروع به غذا خوردن کردیم همه داشتیم باهم حرف میزدیم و میخندیدم بعد شام اعضا بهم کمک کردن که وسایل شام رو جمع کنم و بعدش همه باهم نشستیم رو مبلا که جیمین گفت : هی میا یه سوال دارم دلم نمیخواد فضولی کنم ولی وی جی کی بود اگر دوست داری میتونی بهمون بگی و کرنه اصلا اسرار نمیکنم . میا : نه راستش خودمم میخواستم اینو بگم ، خب وی جی د.و.س.ت.پ.س.ر.م بود منو اون باهم سه سال بود که دوست بودیم بعضی وقتا باهام واقعا بد رفتار میکرد واجلی من به روم نمیاوردم و نادیده میگرفتم ولی حالا که دارم فکر میکنم اون هیچ وقت باهام مثل یه ادم عاشق رفتار نمیکرد و فقط من بودم که خیلی دوسش داشتم ، اما امروز که کنسرت داشتین منم اومده بودم تو راه برگشت داشتم پیاده میومدم ولی دیدم وی جی با یه دختر دیگس و همو ب.غ.ل کرده بودن و خلاصه که داستان من این بود دیگه اره ☺ جی هوپ : ولش کن بابا تو لیاقتت خیلی بیشتر از این حرف هاست میا: اره خودم میدونم نامجون : اخی چه قشنگ جین : اره دیگه چقدر بد شد ولی مهم نیست خوب شد که دیگه باهاش نموندی میا: اره خوداروشکر جیمین : ببخشید دیگه ناراحتت کردم میا: نه بابا اصلا حتی یه ضره هم ناراحت نیستم بعد چند ساعت با اعضا حرف زدیم و اعضا رفتن خیلی بهم خوش گذشت باورم نمیشد یه روزی من همسایه بی تی اس بشم انگار همه چی یه رویا بود بعدش لباس خونگیم رو پوشیدم و رفتم ازشپزخونه رو مرتب کردم و ظرفارو شستم رفتم تو اتاقم دلم برای تارا تنگ شده بود ( اگه یادتون باشه تارا دوست صمیمی میا بود ) بهش یه پیام دادم و بهش گفتم دلم براش تنگ شده و باهم فردا بعد از سر کارمون بریم کافه اخه تارا توی یه شرکت مدل بود و منم توی یه شرکت مد مدیر بودم و تقریبا هر دو تامون تا ساعت ۵ سر کار میرفتیم . که بعد چند دقیقه جواب پیاممو داد تارا : سلام میا ، اره منم باشه حتما ساعت ۶ چطوره میا : عالیه تارا : باشه خیلی خوبه پس فردا ساعت ۶ میبینمت میا : باشه بای بای تارا : باییی میخواستم به تارا بگم که بی تی اس همسایمه ساعت ۱:۰۰ شب بود کم کم گرفتم خوابیدم . صبح 🌌 از خواب پاشدم ساعت ۵:۰۰ صبح بود بلند شدم هنوز دوساعت وقت داشتم رفتم یه دوش نیم ساعته گرفتم و اومدم بیرون رفتم تو اشپز خونه و صبحونه خوردم و یه لباس ساده پوشیدم ( لباس میا☝) و از خونه اومدم بیرون به ساعت نگاه کردم ساعت ۶:۳۰ بود خوبه باید راه بیوفتم دیگه کم کم بعد از نیم ساعت رسیدم فکر کنم باید برای خودم یه ماشین بخرم به لونا سلام کردم و رفتم نشستم تو اتاقم که بعد چند دقیقه در اتاقم باز شد وی جی بود ای خدا چرا این بشر ول کن نیست خودش خوبه که خیانت کرده ها !! میا: وی جی اینجا چیکار میکنی ؟ وی جی : اومدم باهات حرف بزنم
خب بچه ها تموم شد ولی لطفا اگر دوست داشتید لایک کنید کامنت بزارید 🌱🌱 ممنونم من خیلی زحمت میکشم برای این داستان 🌳🌳
نتیجه 1
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
نتیجه 2
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
نتیجه 3
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
نتیجه 4
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
نظرات بازدیدکنندگان (2)