
پارت ۱۱ در خدمت شماست😊❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ ( یه کیسه فریزر داشته باشین جهت اوق زدن😐😂😂)
از زبان کت نوار : با جیغی که لیدی باگ کشید از جا پریدم . جوری که سرمم کامل پاره شد . نگران و متعجب مثل اینایی که از هیچ جا خبر ندارن ، دور و بر و نگاه میکردم . به خودم اومدم دیدم لیدی باگ نشسته روی تخت ، اشک میریزه و نفس نفس میزنه . صورتش خیس عرق شده بود و تند تند نفس میکشید . کت : بانوی من چی شده ؟؟ / لیدی : هی...چی ! (ترجه : هیچی) / کت : یعنی چی هیچی ؟! پس چرا اینجوری گریه میکنی ؟؟ / لیدی : آخه....این.....سومین باریه که....این خواب لعنتی......تکرار شده ! / کت : کدوم خواب؟ / لیدی : م..مر..مرگ .....تو 😭(ترجمه : مرگ تو) / کت(پوفی میکشه) : ای بابا توهم با این خوابت.......بابا من خوبم به خدا اینا بیا ببین......سالمم . خوب شد ؟؟ / لیدی : آخه...... / کت : خوبم . باشه ؟! / لیدی : باشه ! // دستم رو بردم جلوی صورتش . سرش رو یکم برد عقب . اما من آدمی نیستم که تسلیم بشم😁 انگشتم رو زیر چشماش گذاشتم و اروم اشکش رو پاک کردم . // کت : صورتت وقتی میخندی خیلی قشنگ تره / لیدی : شاید / کت : وایسا ببینم ، نکنه قضیه خواب الکی بوده و فقط دلت واسه من تنگ شده بود ها شیطون بلا ؟؟😈😂 بیا بیا بانو بیا ب*غ*ل*م ما که تعارف نداریم😂 / لیدی : کت.....خیلی بی مزه ای !😒 / کت : باشه ولی حالا یه ب*غ*ل بده دیگه😁😂 / لیدی : با کمال میل......چیز...نه...منظورم اینه.....یعنی😅 // نذاشتم حرفش رو تموم کنه و محکم ب*غ*ل*ش کردم . جاتون خالی خیلی کیف داد😁😂 (اوققق ! اه اه حالم داره بد میشه........دفعه بعد من باشم به حرف شما گوش نکنم😑😂)
از زبان لیدی باگ : بعد یه چند دقیقه ای که خودمو براش لوس کردم ، از تخت بلند شدیم . کمکش کردم دست و صورتش رو بشوره . بعد هم برگشتیم تو اتاق و به سفارش شهردتر بورژوا یه صبحانه مفصل واسمون آوردن . من زیاد میل نداشتم ولی کت نوار همینجوری داشت میخورد . من موندم چرا این همه میخوره انقدر لاغر و خوش اندامه ؟؟ (د خب لیدی جان از صبح تا شب رو سقف مردمه چیکارش داری بزار بچم انرژی بگیره😑😂) // کت(با دهن پر): واسه چی نمیخوری ؟؟ / لیدی : اولا که با دهن پر حرف نمیزنن😑 دوما گشنم نیست / کت(با زحمت لقمه رو قورت میده) : بیا بخور ناز نکن بانو😉 / لیدی : نمیخوام خب میل ندارم / کت : ای بابا . نه مثل اینکه امروز از فاز لوس کردن بیدار شدی . باش من که مشکلی ندارم بیا خودم برات لقمه بگیرم😉😂 / لیدی : تشکر ولی نه نمیخورم / کت : میخوری / لیدی : نخیرم نمیخورم / که یهو کت نوار یه لقمه رو گرفت جلوی دهنم . سرم رو یکم اینور و اونور کردم ولی وقتی دیدم دست بردار نیست.......ناچار شدم لقمه رو خوردم . // کت : آها ، حالا شدی دختر خوب / لیدی : ای کت....... // که دوباره یه لقمه کرد تو دهنم . چشمکی زد و با غرور گفت : اینجوری به منم بیشتر کیف میده😌😂 / لیدی : خیلی بدجنسی...... // دوباره لقمه🙄 من بعدا دارم برات کت نوار خان . اول ، قلقلک . دوم ، اون kiss جلوی کل مردم . سوم ، این همه لقمه . بله بچرخ تا بچرخیم نوبت منم میشه😏 یهو کت نوار دست از خندیدن و شوخی برداشت و سکوت کل اتاق رو گرفت . // کت : بانوی من ؟؟ / لیدی : چی شدع ؟؟ / کت : من میخوام با گابریل حرف بزنم / لیدی : دیوونه شدی ؟؟ زده به سرت ؟؟ این یعنی رفتن تو قفس شیر و بستن در از پشت / کت : گفتم میخوام ببینمش / لیدی : اما.........اصلا به من چه چرا اینو از من میخوای ؟؟ / کت : چون تو میدونی کجاست و حواست از دور بهش هست اما من نه . / لیدی : نه..... / کت : نگو نه که همین پشت دست😐😂 / لیدی : باشه.....ولی به ظرطی که منم باهات بیام / کت : قبوله......
از زبان کت نوار : بعد از صبحانه ، لیدی باگ از اتاق رفت بیرون و بعد چند دقیقه برگشت . // لیدی : اون توی خونشه تو حبس خانگی . با دکترتم حرف زدم گفت میتونی مرخص بشی / کت : باشه پس بریم / لیدی : تو هنوزم مطمئنی ؟؟ / کت : من همیشه از تصمیماتم مطمئنم / لیدی : میخوای بهش چی بگی ؟؟ / کت : چیزی که باید خیلی وقت پیش میگفتم...... / لیدی : چی ؟؟ / کت : فعلا صبور باش باید اول جواب سوالم رو ازش بگیرم بعد باهم حرف میزنیم . باشه ؟! / لیدی : میتونی راه بری ؟؟ / کت : نه . چون قرار نیست راه بریم قراره بدوییم / لیدی : نمکدون.....پاشو بریم // بلند شدیم و رفتیم.............«جلوی خانه گابریل» :: اونجا رو کاملا پلیس ها و گارد ملی و نیروی هوایی و هزار تا کوفت دیگه محاصره کرده بودن . رفتیم نزدیک تر . // لیدی : دیوونه بازی در نمیاری فهمیدی ؟! ما از راه قانونی وارد و خارج میشیم / کت: فهمیدم // رفتیم جلوی در . از دور یه چیزی توجهم رو جلب کرد . چی بود ؟؟ یا موسی پشمام ! 😐 اطلاعیه مرگ من....یعنی ادرین بود ؟؟ پوزخندی زدم و سعی کردم لیدی باگ متوجه اون پوستر نشه . پس واسه همین تو راه کل مردم سیاه پوشیده بودن حتی دکتر ها !! به خودم اومدم دیدم با راجر پلیس چشم تو چشم شدیم . سعی کردم نگاش نکنم . // لیدی : راجر......ما باید با اقای اگراست صحبت کنیم . باشه ؟! / راجر : حتما ولی.... قبلش...... / لیدی : قبلش چی ؟؟ / راجر : من یه معذرت خواهی به جفتتون بدهکارم . به خصوص تو کت نوار . منو میبخشی ؟؟؟ / کت : البته / راجر : اوهه ممنونم ! بفرمایید داخل اون تو خونشه و همه ی وسایل رو هم زده شکونده😑 // رفتیم توی خونه.......از اتاق بالا صدای پرت کردن و شکستن و داد و فریاد میومد . ته دلم لرزید . بغضی کردم که وصف ناپذیر بود . نمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم ! // لیدی : کت....من نگرانم بیا و منصرف شو برگردیم / کت : عمرا / لیدی : خواهش میکنم / کت : نترس من مواظبتم / لیدی : لازم نکرده تو مراقب من باشی . بهت گفته باشم اگه یه فداکاری کوچولو موچولو هم بکنی تیکه بزرگت گوشته / کت : چشم😁
رفتم بالا . به لیدی باگ گفتم پشت در اتاق منتظرم بمونه . خیلی باهام کل کل کرد اما بالاخره راضی شد . در حالی که دستام میلرزید ، در رو باز کردم . با صدای قیژ قیژی باز شد . قدمی برداشتم و وارد اتاق شدم . (اتاق خودش یعنی درواقع اتاق ادرین) پدرم نشسته بود یه گوشه و انقدر وسایل رو شکونده بود دستش زخمی شده بود . تمام خرت و پرت های تتاقم داغون شده بودن . فوتبال دستی ، پیانو ، سی دی هام ، کتاب هام ، لبتابم ، تلویزیون ، مبل......حتی.....حتی عکس مادرم ! آروم قدم زدم و رفتم نزدیک پدرم . هنوز متوجه من نشده بود . دستم رو گذاشتم روی شونش . // کت : آقای آگراست ؟! / گابریل : ولم کنیننننننننننن ! / کت : آقای آگراست منم ! کت نوار ! / گابریل(آهسته و با ترس سرش رو برگردوند و به کت نگاه کرد . چشماش پر از اشک شدن) : از من چی میخوای ؟؟ اومدی عذابم رو ببینی ؟؟ دیدی ؟؟ هم پسرم رو از دست دادم ، هم شغلم ، هم زندگیم ، همچم رو از دست دادم میفهمی ؟؟ / کت : بله آقای آگراست میفهمم . و همه چیز رو هم از من گرفتید . / گابریل : این چه ربطی به تو داره ؟ / کت: گفتید ادرین مرده ، درسته ؟! / گابریل : من حتی جنازشو پیدا نکردم.....اون الان ۱۳ روزه گم شده ! هیچ خبری ازش نیستتتتت ! / کت : میخواید بهتون بگم اون کجاست ؟؟ / گابریل : منظورت چیه ؟؟؟ / کت : پسرتون زندست اون نمرده . فقط قلبش.....قلبش تیکه تیکه شده ! / گابریل : پسرم.....پسرم کجاست ؟؟؟؟؟ / کت : واقعا میخواید بدونید ؟ براتون مهمه ؟ / گابریل : پرسیدم اون کجاستتتتت ؟؟ / کت : الان میفهمید.........پلگ ، پنجه ها داخل !
لایک و کامنت فراموش نشه ها .😉😊😁 ناظر عزیزم ،😊 خوشگل من ،😊 قشنگ من ،😊 فرشته حنایی رنگ من ،😊😐😂 لطفا منتشر کن کیوتم .😊😉 تنکس هانی😊 . منتشر کنیا !😉😊 مرسیییییییییییییی مهربوننننن !!😍❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
گابریل : در حالی که چشماش از حدقه زده بیرون) : ا...اد...ادر...ادری....ادرین ؟؟؟؟؟ / ادرین : سلام پدر😔 / گابریل : این......امکان نداره.......... / ادرین : چرا...داره......من....من گربه ی سیاه هستم تمام مدت من گربه سیاه بودم . / گابریل : آدرین ! من......دلم......دلم برات تنگ شده بود...... پسرم...... / آدرین : اوههه چه جالب . واقعا دلت برام تنگ شده بود ؟؟ ولی من اصلا دلم برات تنگ نشد میدونی چرا ؟؟ چون همیشه بهم دروغ گفتی . سرکارم گذاشتی . تنهام گذاشتی . محدودم کردی ، دیگه چی بازم بگم ؟؟ / گابریل : من....... / آدرین : تو چی... ها ؟؟ حرفی نداری بزنی !! در کنار این کارهات ، من و بانوم رو ۷ روز توی اون زیرزمین کوفتی زندانی کردی . یادت میاد چه بلایی سرمون آوردی ؟؟ یادت میاد ؟؟ اون موقع فکر میکردی که داری پسرت رو شکنجه میکنی ؟؟ فکر میکردی که داری پسرت رو زیر آب خفه میکنی ؟؟ فکر میکردی که به پسرت چاقو زدی ؟؟ ها ؟؟ تو نابودم کردی.........قلبم رو تیکه تیکه کردی........زندگیم رو ازم گرفتی !! میدونی چیه ؟؟ ای کاش به جای مامان ، تو میمردی !! // از زبان گابریل : جمله آخرش نابودم کرد ! من.....من با پسرم چیکار کردم؟؟ چطور تونستم ؟؟ نه . نباید کم بیارم . اون میتونه کمکم کنه . اون کت نواره نزدیکترین فرد به لیدی باگه ! باید ازش کمک بگیرم و مادرش رو برگردونم....اگه بهش حقیقت رو بگم مطمئنم میپذیره..........(خیلی خبیثی گابریل😠😕😞) «و گابریل تمام ماجرای امیلی و هاک ماث بودن خودش و مایورا و ووو..... رو برای آدرین تعریف میکنه و آدرین هم تک تک پشماش میریزه . چند دقیقه گریه میکنه بعدشم...........»
از زبان لیدی باگ : اه.....این گربه هه چرا باز دیر کرد ؟؟ نکنه اتفاقی واسش افتاده ؟ بهتره برم تو ! نه.....گفت همینجا بمونم . حالا چیکار کنم ؟؟ تو این افکار بودم که کت نوار آروم از اتاق اومد بیرون . سرش رو پایین انداخته بود . وقتی سرش رو بالا آورد و نگام کرد ، اخم خاصی تو چهرش بود . راستش یکمی ترسیدن . اما تا خواستم حرفی بزنم ، پرید روی من و دستم رو گرفت . منم که تقلا کردم فرار کنم اما دیدم نمیتونم ، با اینکه میدونستم چقدر درد میکشه ، ولی جای زخمش رو فشار دادم . اونم ولم کرد و دستش رو روی زخمش گذاشت و دو زانه روی زمین نشست . یویوم رو درآوردم و چرخوندم // لیدی : کت ؟! تو چت شده ؟؟ اون....اون بهت چی گفت ؟؟ / کت : چرا.....اینکارو....کردی ؟؟😖 / لیدی : خب مجبور شدم دیگه.......خیلی درد داره ؟ / کت : نه.....اره.....نمیدونم😖 (تو دعوا هم به فکر همدیگن😐😂) // کت با کمک چوبش ار زمین بلند شد و گارد جنگی گرفت . اول فک کردم شوخیه ولی بعد دیدم انگار واقعا میخواد باهام بجنگه ! بهم حمله کرد . با مشت و لگد افتادیم به جون همدیگه . ولینکته عجیب این بود : هم من حواسم بود که به زخمش ضربه نزنم ، هم اون حواسش به دست زخمی من بود . نمیدونم این چه مدل دعوایه ؟؟😐😅 // لیدی : کت ما دوستیم نمیخوام باهات بجنگم . بهم بگو چیشده تا کمکت کنم / کت : هیچکسی نمیتونه به من کمک کنه . هیچکسسسسس !!! // بعد ۲۰ دقیقه جنگیدن بالاخره دست از دعوا برداشتیم . هر کدوممون یه گوشه از خونه ، نشستیم و به سقف خیره شدیم........
یهو دیدم کت داره میاد سمتم . اما توجهی نکردم چون میدونستم نمیخواد بجنگه . اومد بالا سرم // کت : بلند شو / لیدی : باشه // بلند شدم . یهو بی اطلاع دستم رو کشید و چرخوند و محکم کوبوندم به دیوار و تا خواستم تکون بخورم ، مثل تیر چراغ برق جلوم ظاهر شد . فاصله بدن هامون فقط ۱ میلی متر بود . دو تا دستاش رو این طرف و اون طرف گذاشت و با حالت خاصی بهم نگاه کرد . // کت : بانوی من ؟ / لیدی : فک کنم مخت عیب کرده . همین الان قصد کشت منو داشتی حالا میگی بانوی من ؟ من قهرم اصلا😒 / کت: غلط کردم . ببخشید / لیدی : نچ / کت : خب چیکار کنم تو بگو . / لیدی :چیرو چیکار کنی...؟؟ اصلا بگو ببینم گابریل بهت چیگفت که آتیشی شدی ؟ / کت(سرش رو انداخت پایین و بعد پیشونیش رو چسبوند به لیدی باگ) : یه سوال میپرسم دقیق جواب بده . اگه قرار باشه بین من و مادرت انتخاب کنی کدوم انتخاب میکنی ؟ / لیدی : منظورت چیه ؟ /کت : اگه قرار باشه یکیمون فدای اون یکی بشه......و کسی که باید انتخاب کنه تو باشی ، کی رو فدای اون یکی میکنی ؟ من رو یا مادرت رو ؟ / لیدی : چرا اینو میپرسی ؟ / کت : گفتم تو فقط جواب بده / لیدی : نمیخوام به سوال مسخرت جواب بدم / کت : باید بدی / لیدی : من نمیتونم انتخاب کنم . خب مادرمه من رو به دنیا آورده بزذگم کرده چطوری فداش کنم ؟؟ تو هم بهترین دوست و همکارمی و درضمن من عا*شق*تم چطور عش*قم رو فدا کنم ؟؟ / کت : و این دقیقا مشکل منه / لیدی : واضح تر بگو داری نگرانم میکنی / کت : خب من.......باید بین تو و مادذم انتخاب کنم ! / لیدی : چی ؟ چرا ؟ نمیفهمم برای چی ؟؟.....یه لحظه صبر کن....تو....تو واقعا کی هستی کت نوار ؟؟ / کت : نمیتونی حدس بزنی ؟ / لیدی : نه کت ما نباید هویت همو بدونیم . الانم ازم دورشو نفسات نمیزارن نفس بکشم / کت : وقتی اوضاع انقدر داغونه ، بازم از اهمیت اون هویت کوفتی حرف میزنی ؟ / لیدی : کت تو الان عصبانی هستی......میتونیم دوستانه حلش کنیم....... / کت : من چشمایسبز دارم و موهای طلایی . ۱۵ سال و خورده ایمه . مادرم ۲ سال پیش مرده و یکی از اقوام شدوماث ، در واقع گابریل هستم . شمشیر بازیم خوبه........زبان چینی بلدم.......هنوز نفهمیدی کی هستم ؟ / لیدی : من.....نمیدونم.....نه....یعنی.....تو......نکنه....نکنه تو........نکنه که تو........ !!!
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
غلط میکنی باید عاشقانه باشه
اجی چرا عذابم میدییییییییییییییی بیشتر بنویس
اجی خوبه دیگه😂😂
🤣😂🥲
راستی آجی میگم باشه برای تست بعد برای اوق زدن هم آمادم البته من اوق نمی زنم سکته می کنم!
باشه😁
😄😄
اگه ترسوندمت آجی شرمنده من کت نوار رو هم رد کردم دمت گرم آجی رمانت خیلی عالی بود بعد این رمان باز هم رمان بساز ماشاالله ماشاالله
نه بابا واسه چی بترسم ؟!😐😂😂
مرسی.......من خیلی خوشحالم که رمانم رو دوس دارین واقعا خوشحالم😊😍😍❤❤❤❤
خواهش می کنم
من دارم خودمو الان خفه میکنم خیلی احساسی بود نمی تونم نفس بکشم اگه مردم حلالم کنییید
عه آجو کننرل کن خودتو😐😂
حلالی آجو ولی خیلی بیجا میکنی جایی بری😐😂😂❤❤❤❤❤❤
عالی بود❤❤
تیزر جدید میراکلس فصل۴ قسمت آخر رو دیدی آجی😇😇
لیدی انگار عاشق کت شدههههه😂😍
مرسی عاجو😊😍❤❤
یا قران مجید نه ندیدم الان میرمممممم ببینم یا خداااااا😭😭😂😂😂😍😍😍😍😍😍😍
وایی آره منم دیدم این خیلی جالبه و عاشقونس هیچی ول کن دوباره سکته نکنیم صلوات😄
تازه باید به غیر از رمان سکته کننده ی آجیم باید منتظر بوس ها و صحنه های رمانتیک کت و لیدی باشیم یکم کسایی که تا مرز سکته رفتند آب بنوشند و همینطور من
تو دختری؟
البته باید بگم بعد اینکه گفتی تریزر جدید اومده رفتم دیدم ممنون
بله چطور مگه
ولی آجی تو من رو قشنگ سکته دادی با تشکر!
😂😂
بل بل من آدم های زیادی رو سکته دادم😐😂
خواهش😐😂
😄😄
سلام مرضیه من فهمیدم خونت کجاست میام و می کشمت با چاقو خونه ات هم(توی میراکلس) یوهاهاها!
شوخی کردم آجی رمانت من رو سکته داد جدی میگم چیزی نمونده بود سکته کنم و تا مرز سکته برم آجی رمانت خیلی احساسی و رمانتیک و عاشقانه بود فقط آجی یک کاری کن تو ۶ تا قسمت دیگه لیدی باگ و کت نوار هویت هم رو بفهمن یا فقط اگه بیشتر بود حداقل کمتر از ۲۰ تا قسمت دیگه هویت هم رو بفهمن فقط خواهش می کنم کاری کن آسیب نبینن لطفا
من دارم خودمو الان خفه میکنم خیلی احساسی بود نمی تونم نفس بکشم حلالم کنییید
سلام به خدا!
بسم الله الرحمن الرحیم 😰😰😨😨😨😨😨😰😰😨😨😨
به نام خداوند بخشنده مهربان😐😐😂😂😘❤
😂😂😂😂😂😂😂😍😍
مثل همیشه محشرررررر
وای کشف هویت شدددد😭😭😭😭😭😭😭🤧🤧🤧🤧
اروم باش اروم باش بالاخر باید این اتفاق می افتاد هوففففففففف🤧
وای خدا🤕
پارت بعد رو فردا میدی لطفا 🙃😁🖤
خیلی حال میده وقتی میگی پارت بعد رو دادم😍
مرسی عزیزم😊❤💜
آره آره آروم باش 😐😂😘
احتمال زیاد فردا میزارم😊❤