سلامی دوباره😆...اومدم برا پارت ۷ 😉امیدوارم خوشتون بیاد👋👋😘نظرا و حتی انتقاد ها هم برام مهمه😇😇✌
همه رفتیم دنبال جونگ کوک😉......شما:جونگ کوک اونجاس👈👈.....شوگا:اره...بریم😆....تهیونگ: جونگ کوک چیشده؟؟😮....جونگ کوک:نگار به هوش اومده😍😆......شما:من میرم پیش پرستار😇✌.........شما:ببخشید خانم پرستار میتونم برم مریضمون رو ببینم؟😊......یه چند لحظه صب کنید الان بهتون اطلاع میدم😃.......(پ.ن:بعد از چند دقیقه)شما:چیشد؟؟...❄❄پرستار:اممممم.....بله میتونید برین😊....رفتم تو... :-[
شما:سلام جیگرممم😁....به هوش اومدی؟😇.....نگار: اره خرگوشم🐇🐰......شما:نگار این چه کاری بود کردی؟....نگار:واقعا اونموقع از استرس بود😃......دست خودم نبود که😢.....شما:حالا این بحث هارو ول کن😅....جواب جونگ کوک رو چطور میخوای بدی؟؟؟؟😁😅.....نگار:امممممممم😅😄...نمیدونم😁....شما:😑😑......خل شدی دختر؟😈.....میگه نمیدونم😣....بابا جونگ کوکه هاااااا😬😬.....نگار:خب باشه... من نمیگم که اون بده😃....میگم نمیدونم من میتونم براش همسر خوبی باشم یا نه؟؟؟😉😇(پ.ن:وای ارمی منطقی رو عشق است😂😂...نگار میخواد بچمون رو خوش بخت کنه)
جونگ کوک: معلومه که میشی😘😘.....تو در هر صورت قراره برا من بهترین باشی😘😘😍 حتی زمانی که پیر میشی😅😇.....شما:فال گوش وایساده بودی؟؟؟😑😐.....جونگ کوک: نه داشتم رد میشدم😁.....شما:جون عمت 😈😣......نگار:عه...خرگوشمممممم😈😬.....شما:چیه خب 😢😡......جونگ کوک:یه سوال ازت بپرسم راسشو میگی نورا خانم؟؟😅........شما:بپرس😃......جونگ کوک: دوسش داری؟😊....شما:کیو؟؟نگارو؟؟؟😮......جونگ کوک:نه شوگا رو😐....نگار که مال منه😇😆.....نگار:جونگ کوک الان چی گفتی؟؟؟؟.....من هنو جواب ندادم به تو که منو برا خودت میکنی😉...
جونگ کوک: خب همین الان بگو😀......نگار:منفیه😊😉.....جونگ کوک:هاااااان😑...چرااا؟؟؟😢....نگار:چون من هنو نمیدونم تو شرط های منو قبول میکنی یا نه؟؟😇....جونگ کوک:خب باشه قبوله😊...نگار:وا تو که هنو نمیدونی من چی مخوام بگم!!😄.....سرمم که تموم شد و مرخص شدم باید بشینیم و باهم حرف بزنیم😅😇😃....جونگ کوک:باش😊.......راستی نورا خانم شما نگفتی که چی😊....شما:هوف..اره دوسش دارم😅😇...جونگ کوک:پس چرا اینجوری باش تا میکنی؟؟😮😄😐.....
شما:چون به ادم اهمیت نمیده😢.....جونگ کوک:کجا نداده؟؟؟....😮😮.....شما:همه جا 😢...مثلا اونجایی که پیامش دادم و الان دو روزه که جواب نداده😑😢😤......جونگ کوک:واقعا؟؟.....فک کردم میدونی😶.......شما:چیو؟😮......جونگ کوک:اینکه شوگا گوشیش صب همون روز خرد و خاکشیر شد😅.....شما:واقعا😢😢.....(ذهن شما:وات😐......چرا واقعا انقد بش بد و بیارا گفتی و از دستش عصبانی بودی؟😕)شما: .....😶...من میرم 😢....نگار: کجا خرگوشم🐇🐰؟؟...شما:من میر پیش شوگا😥...شما دو تا باهم بشینین صحبت کنین😘👋👋👋....
...........(پ.ن:شما در حال دویدن هستید تا به شوگا برسید ازش معذرت بخواید😥.......و حالا بغضتون هم گرفته😕😢)........(😅و باز هم پ.ن:نگاه کنید چقد خلاقم میخوام براتون فضا رو رمانتیک کنم😁😂پس لطفا نظر بدین😅)......شما:شوگااااااااااااااا🙋....شوگا:جااااانم؟؟؟؟...شما:ببخشید...به خاطر همه چی ببخشید😭😭.....(پ.ن:و میپرید با گریه بغل شوگولی😋.....دارم براتون توضیح میدم که تصور کنین😚...پس لطفا تصور کنین😘)...شوگا:گوگولیم گریه نکن😇...شما: ببخشید😭😭...به خاطر همه چی معذرت میخوام😥 ببخشید که باهات بد رفتار کردم😢😕......شوگا:نه اشکال نداره گوگولیم من باید زوتر بت میگفتم😇😘.... بعد....
و بعد.....(پ.ن:منحرفا بیاید که دارم برا خوراک خودتون داستان مینویسم😂😂😁.... و اینکه تروخدا پایین ده سال اینارو نخونه که....😅....اگه خوندی گناش گردن خودت😂😂).......و بعد دستا تو نو میندازین دور گردن شوگا😁...شوگا هم کم کم خودشو😁... منظورم صورتش رو به شما نزدیک میکنه و بعد(پ.ن:ببخشید باز اومدم وسط تصوراتتون اونایی که فیلم کره ای زیاد دیدن میدونن الان چی میشه😂😂)....خب ادامش...و شوگا هم شما رو ب و س میکنه 😉(پ.ن:منحرفان عزیزم حروفا رو بهم بچسبونید تکمیل میشه😂😂😅) و همینجوری این صحنه ادامه پیدا میکنه تا😅......جیمین:شوگااااااااااااااا زشته😐 مثلا اینجا وسط بیمارستانه ها😂....تا جیمین اینو گف ما هم، هم دیگه رو ول کردیم.....شما:اممممممم😅😅.....شوگا:اممممممم😅😅😕...نورا بیا بریم یجایی 😄....شما:کجا؟ ...شوگا:بت میگم😋...لباستو بپوش
شما:باش الان😘😇.......تهیونگ و جیهوپ باهم میگن:ما هم بیایم😏😉.....شوگا:نه .... اصلا😄...تهیونگ:چرا؟؟؟..شوگا:چمن میخوام خودمو عشقم تنها باشیم😁.....نامجون: اوووووووو....شوگا جون حالا که اینجور شد منم میام😉....غزل:منم میخوام بیام😇.....نسیم و تسنیم هم همینو میگن😂😂😁.....شما:منحرفا😁.....شوگا:واقعا اقد منحرف ندیده بودم😀......همه:😑😐.....شما:شوگا بریم؟؟😄....شوگا:بفرمایین گوگولیم😊
خب ...خب...امیدوارم خوشتون بیاد😊..../نظر مهمه خواهشا نظر بدین😆😧....ممنون😘
بابای لاورام👋👋👋😇