سلااااام👋🏻💜👋🏻💜....اومدم با پارت هفتم...پارتی که خیلی رمانتیک هست❤❤❤اگه پارت های قبل رو نخونید حتما بخونید چون بهم ربط دارن...کپی از داستان من ممنوع هست....نظر یادتون نره ♡💛🧡❤♡از تستچی خواهش می کنم این پارت رو هم منتشر کنه
رو به روی مرینت ایستادم...بارون هم داشت شدید می شد...ولی زیر این بارون با مرینت خیلی لذت داشت...دستای مرینت رو گرفتم. اول تعجب کرد ولی بعد با لبخند منتظر حرفم موند...گفتم:مرینت من دوسِت دارم....مرینت برای یه لحظه چشاشو برق خوشحالی زد...گفت:منم همین طور❤منم دوسِت دارم....آروم ل.ب.م رو نزدیکش کردم و اون هم اومد نزدیک و چشم هاشو بست.منم چشامو بستم و همدیگر رو ب.و.س.ی.د.ی.م...
توی اون هوای بارونی قطره های بارون آروم روی صورتمون می چکیدن و صورت و ل.ب.های منو مرینت رو خیس می کردن.
بعد از ۱ دقیقه آروم از هم جدا شدیم.از دید مرینت:وقتی دستامو گرفت، گفت:دوست دارم...منم خیلی خوشحال بودم...منم گفتم:منم دوست دارم...بعدش نزدیک هم شدیم همو ب.و.س.ی.د.ی.م....دستامو دور گردنش و اون هم دستاشو دور کمرم حلقه کردو منو به خودش چسبوند...اون لحظه بهترین حس دنیا رو داشتم....بعد از حدود ۱ دقیقه بعد آروم ل.ب.ش رو ازم جدا کرد.با لبخند بهم نگاه کرد...منم توی چشاش زل زده بودم...صورت و مو های هردومون خیس خیس بود...آروم رفتم بغلش کردم و گفتم:بیا بریم تا خشک کنم پیشی❤..گفت:با کمال میل بانوی من
بردمش داخل اتاقم و یه حوله برداشتم و موهاشو خشک کردم...یه حوله بزرگ هم دادم بهش تا بپیچده دورش تا سرما نخوره...خودمم خیس بودم رفتم یه دست لباس برداشتم و رفتم توی کمدم که یه فضای بزرگ برای عوض کردن لباس داشت،عوض کردم.وقتی پوشیدم از کمد اومدم بیرون و دیدم گربه بهم خیره شد...گفت:خیلی خوشگل شدی شدی مرینت...*مرسی پیشی☺راستی..این گل از طرف تو بود؟...دیدم گربه سیاه خندید و گفت:آره اون شب اومدم ولی خواب بودی.دلم نیومد بیدارت کنم...ولی این گل موند اینجا🥰...*واقعا ممنونم کت نوار....&خواهش می کنم😊اوه😮من دیگه باید برم مرینت🙃شب به خیر بانوی من❤دوست دارم.....*من بیشتر پیشی💞
رفتم جلوش ایستادم و روی نوک پنچه وایسادمو گونش رو ب.و.س.ی.د.م.... بهم لبخند زدو از بالکن رفت.....بعد از رفتنش روی تخت ولو شدم...انگشتم رو گذشتم روی لب هام و اون لحظه یادم اومد❤خیلی لحظه خاطر انگیزی بود......
از دید آدرین:بعد از خونه مرینت،یواشکی از پنجره خونمون رفتم توی اتاقم...روی تخت دراز کشیدم....به پلگ گفتم:پلگ...باورت میشه بالاخره.....منظورم اینکه باورم نمیشه کسی که دوسش داشتم امشب منو ب.و.س.ی.د...حتی فهمیدم اونم منو دوست داره❤وای خدا امشب بهترین شب عمرم بود❤...^آره چرا باورم نشه ولی دل لیدی باگ هنوزم شکسته یادت رفته😒....&آره می دونم پلگ.از دل اونم درمیارم نگران نباش😊
آنچه خواهید دید:....تیکی:نه نمیشه مرینت...نه😰.....مرینت:نه باید این کارو انجام بدم.....آدرین:خودشه باید همین کارو کنم😊.....پلگ:چی؟😨نه نمی تونی آدرین...امکان نداره.. نمیشه
ببخشید عزیزان اگر پارت کم بود ولی پارت قبلی رو زیاد گذاشته بودم💟....امیدوارم لذت برده باشید💙...بازم چالش داریم برید توی نتیجه ببینید😉 منتظر پارت بعدی باشید🧡💛💚
پارت بعدی رو از دست ندید😉منتظرش باشید
حالا بریم سراغ چالش😉👈🏻
ادرینت
سلام من میخوام بگم تست هات عالین و بعد
شیپ 💖مریکت 🖤 من این رو خیلی دوست دارم
شیپ🖤 لیدی نوار ❤ این شیپ عشقمه دوس دارم اینجوری شه
شیپ❤ لیدیرینی 💚 اینم خوبه بد نیست عشق دوطرفه داره توش
شیپ 💖 آدرینت 💚 من از این هم خوشم میاد نه اندازه اونکی ها مهم اینه که اینا به هم برسن
همشون عالین
کلا همه ی شیپ های یکی ان دیگه😂😂😂 من لیدی نوار رو بیشتر خوشم میاد بعد مریکت🙂
عالی بود
در حال حاضر پارت بعد رو نخوندم
اما نویسنده ی گل پارت بعدی رو که انچه خواهید دید گذاشتی واقفا ضایعست کشف هویته
مرسی که اینکارو میکنییی😂🙌🏻
هیچکدوم فقط لوکانت البته مرکت هم خوبه ببخشید مرکت نه مریکت خخخخ زورم اومد پاکش کنم
سلام من میخوام چالش رو جواب بدم من فکر میکنم همشون و کارت هم عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی هست ❤💖💝💝💗💖💖
خیلی خوب بود نگین جون💓😃😉🥰
جواب چالش:
به نظر من شیپ مریکت رمانتیک ترین شیپ هست💖
شیپ لیدرینی زیاد جالب نیست😒
شیپ لیدی نوار هم قشنگه😃
شیپ آدرینت هم خوبه🥰
پس حدس من آدرینت هست😉
ممنونم عزیزم😍😍
آره منم مریکت رو خیلیییییی دوست دارم🥰🥰🥰😍😍
اخ اخ یه دفه منو ادرین داشتیم یه ولن رو میزدیم با قدرتش به خودمون کتکلیزم زد انقد حالم بد شدد. انگار ۵ کیلو پنیرو جلوم خورده بودن😐 یهو یادم افتاد با یک صدم کتکلیزم چیکار کردم. چن هزار سال پیش داشتم گشت میزدم یه پنیر خوشمزه کشف کردم انقد نشستم خوردم که م...س...ت شدم😂 رفتم گفتم کتتتتتتکلیزم زدم هرچی جانور بودو پوکوندم😂. واسه همینه که یه مشت فسیل تو موزه ها هست یه دفه دیگه یه صاحب داشتم رفته بودیم زیر دریا یه شهر بود پر از غذا دریایی پنیر دریایی داشتن یکم خوردم انقد ادرنالین فعال شد تو بدنم زدم اون شهرو اتم کردم واسه همین میگن شهر گمشده اتلانتیس😂😂 خلاصه دلم سوخت واسشون گفتم من؟؟؟؟ اصن بم میاد ؟؟؟ نه بابا زیاد پنیر خورده بودم😂
😂😂😂😂😂چه جالب
پس آتلانتیس کاره توعه🤣🤣🤣
دوست دارم بزنم زیر گریه خیلی عالی بود ❤️❤️❤️❤️🤩🤩🤩🤩🤩😍😍😍😍😍
ممنونم عزیزمممم😘😘😘
عالی بود ممنون 😍
خواهش می کنم عزیزم❤
منتظر پارت بعدی های بعد هم باش❤
مرسی بابت نظر❤