
سلام بچه ها اسم داستان ❤❤Merichat که من در قسمت اول از شدت استرسم حرف hرو جا انداختم😅 به بزرگیتون ببخشید زیاد حرف نمیزنم بریم سراغ داستان😊😊
[بچه ها یکی در نظرات گفته بوده که لیدی کت رو دعوت کرد ولی چطور کت برج رو تزئین کرد؟ لیدی فقط میخواست با کت صحبت کنه کت هم از روی عشقی که به لیدی داره ب ج رو تزئین کرد] ادامه داستان:) کت برج ایفل رو گل کاری کرده بود. اکنم با گلهای مشکی و قرمز😍😍😍 روی میز هم کلی ماکرون، کروسان و کیک شکلاتی بود🤤🤤🤤🤤🤤🤤🤤🤤🤤🤤🤤 محو تماشای برج و زیباییش بودم اصلا به کت هم سلام نکردم😅😂 تا اینکه کت گفت:سلام و درود به بانوی من.) منم جواب سلامشو دادم و گفتم: کت برج ایفل رو چه زیبا کردی😍😍) گفت: به زیبایی تو نمیرسه بانوی من؛) لپام گل انداخت. کت به من نزدیک شد.................
بین من و کت فقط سه سانت بود. محو تماشای چشمای زیباش شده بودم. همین طور که به چشماش نگاه میکردم بدترین لحظه ی عمرم جلو چشمام نمایان شد. یاد آدرین و کاگامی افتادم.( بچه ها تو اون موقع کاگامی و آدرین داشتن همو م*ی*ب*و*س*ی*د*ن برا همین قلب مرینت شکست) دستامو رو صورتمو گذاشتم و شروع کردم به گریه کردن. کت با نگرانی گفت: بانوی من چیزی شده😧) اصلا نمیتونستم گریمو متوقف کنم. خیلی حالم بد بود. بی اختیار کت رو بغل کردم. از زبان آدرین؛) لیدی باگ خیلی حالش بد بود منم ازش میپرسیدم ولی اصلا جواب نمیداد فقط گریه میکرد. حالش خیلی بد بود. همونطور نگاهش میکردم که دیدم پرید تو بغلم. تعجب کردم. چون اون اصلا منو بغل نمیکرد............
اصلا منو بغل نمیکرد چون میگفت من عاشق یه نفره دیگه ام و نمیخوام بهش خیانت کنم. با اینکه تعجب کرده بودم ولی بغلش کردم. کم کم گریه ی لیدی باگ بند اومد. بعد از اینکه گریه ی لیدی بند اومد بهش گفتم:لیدی باگ میشه به من بگی چرا گریه می کردی؟؟؟؟) اون گفت: یادته وقتی به من پیشنهاد(بوی فرندی و گرل فرندی) میدادی و من رد می کردم؟!)گفتم: بله یادمه ولی میخوام چیزی رو بدونی من تا آخر عمرم عاشقت خواهم بود)لیدی گفت: من عشق زندگیمو از دست دادم😔 اون دیگه رفت با یکی دیگه من دیگه بجز تو کسی رو ندارم کت🥺🥺🥺) و اشکی از چشمش جاری شد. اشکشو پاک کردم........
بهش لبخندی زدم و گفتم:بوگابو من همیشه دوست خواهم داشت چون تو عشق اول منی من خیلی دوست دارم بوگابوی من😆) اون خنده ی کوچیکی کرد و گفت:ممنون عشقم) بهش گفتم: چی چی😳😳😳😳😳😳😳😳😳 دوباره بگو دوباره بگو لیدی🤩🤩🤩🤩🤩😍😍😍😍😍😍😍)اون گفت:عشقم🥰) بغلش کردم و تو هوا چرخوندمش. اون گفت:کت نکن من میترسم)بهش گفت:اوک عزیز دلم)آوردمش پایین و پیشونیشو بوسیدم. بغلم کرد و گفت:خیلی دوست دارم❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤)
از زبان مرینت؛) کت نوار خیلی آدم خوبی بود و من دوسش داشتم ولی باز جای آدرین رو نمیگیره😔😔😔😔😔من الان باید آدرین رو فراموش کنم چون واقعا اون منو نمیبینه.. صدای کت من را به خود آورد(مجبور بودم کتابی بنویسم😂) داشت صدام میکرد. بهش گفتم:اوه ببخشید عزیزم نشنیدمت میشه دوباره بگی چه چیزی ازم میخواستی؟)کت گفت: بیا بریم بشینیم بهت یکمی ماکرون بدم بخوری جون بگیری؟) گفتم:ممنون عزیزم) رفتیم روی صندلی هامون نشستیم. روی میز کلی ماکرون و کروسان بود. کلی ماکرون تو بشقایم گذاشتم و بهشون حمله کردم. سه تا ماکرون تو هر کدوم از دستام و سه تا ماکرون تو دهنم بود داشتم خفه میشدم😂😂😂😂 پیشی احوالش بهتر از من نبود.😂😂😂 بعد از نابود کردن ماکرون ها توسطم یه نگاهی به کت انداختم خودش بیشتر از من کروسان خورده بود. کت دل درد گرفته بود. بهش گفتم:...........
کت؟) کت گفت:جونم) گفتم:جونت سلامت فقط میخواستم بگم زیاد ماکروت و کروسان نخوردیم🤭🤭🤭🤭 من که دارم منفجر میشم.توهم دل درد گرفتی...)اون گفت:خب؟) گفتم:کیک شکلاتی رو چکار کنیم من که دلم نمیاد نخورمش ولی اگه خودردمش منفجر میشم) اون گفت:منم همینطور بنظرم نخوریمش چون واقعا زیاده روی کردیم) به کت گفتم: بریم یکمی پیاده روی کنیم شاید این همه دسر هایی که خوردیم. حضم بشه)اون گفت:موافقم بریم) رفتیم پیاده روی کردیم. تقریبا یه ساعتی میشد که پیاده روی کرده بودیم به آندره که رسیدیم،.....
نشستیم تا یکمی استراحت کنیم. بعد از استراحت کردن باز به کت گفتم: بریم دیگه) یه نگاهی بهش انداختم بدبخت وقتی گفتم پاشو بریم تب کرد😂😂😂بهش گفتم: به دبیرستان دوپن که رسیدیم توقف میکنیم) اونم سرشو تکون داد. ادامه دادیم تا اینکه به مدرسه رسیدیم یه نگاهی به دور و برم انداختم. جایی که آدرین و کاگامی داشتن همو م*ی*ب*و*س*ی*د*ن رو دیدم. باز حالم بد شد و کت رو بغل کردم. کت هم منو بغل کرد و گفت: درکت میکنم😔 ولی تو اینقدر خودتو ناراحت نکن عزیز دلم من همیشه پیشتم و هرموقع به من خواستی فقط پیام بده منم مثل جت میام پیشت. از بغلش در اومدم و بوسیدمش.بهش گفتم؛مرسی که پیشمی عزیزدلم) اونم منو بوسید و گفت: من دیگه باید برم.....
دوست دارم عشق زندگیم❤❤❤❤❤❤)گفتم:مواظب خودت باش عزیزم❤❤)از همدیگه خداحافظی کردیم. از بالکن وارد اتاقم شدم. تبدیل شدم و خودم رو تخت انداختم تیکی اومد و گفت: مرینت من خیلی گشنمه میشه یه ماکرون بدی؟) بهش یه ماکرون دادم. خورد و گفت:خوش گذشت؟) بهش گفتم: خیلی ولی کاش بجای کت آدری...... نه نه من باید فراموشش کنم. امروز بهترین روز زندگیم بود امیدوارم کت نوار منو ترک نکنه)تیکی بهم یه لبخندی زد و گفت: باور کن کت نوار هیچگاه ترکت نمیکنه. یادته چقدر بهش جواب رد میدادی ولی اون تا حالا عاشقته. پس این یک نشونه ایه که کت نوار هیچگاه ترکت نمیکنه.)به تیکی گفتم:امیدوارم اینطور باشه.... شب خوش تیکی) و خوابیدم.....
از زبان آدرین:از پنجره اتاقم وارد شدم. خداروشکر همه خواب بودن. تبدیل به خودم شدم. پلگ گفت:پنی.....)قبل از اینکه حرفشو تموم کنه پنیرو گذاشتم تو دهنش و بهش گفتم:پلللگ من خیلی خوشحال 🤩🤩🤩🤩..امروز بهترین روز زندگیمه🤩🤩🤩🤩🤩🤩 لیدی بلاخره عاشقم شد🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩خیلی خوش......) که یهو یکی در زد. خودمو جمع و جور کردم و گفتم: بفرمایید)ناتالی بود. گفت:آقای آدرین یادتون نره فردا کلاس شمشیر زنی دارید) بهش گفتم:یادم رفته بود.ممنون که یادآوری کردی ناتالی)گفت:خواهش میکنم شبتون خوش) و درو بست گفتم :وااای من الان کاگامی رو چکار کنم😐😐😐باید یجوری از شرش خلاص شم)پلگ در اومد و گفت: آدرین خان نمیخوای بخوابی؟ساعت ۱۱ است تو هم کلی کار داریا) یه نگاهی به ساعت انداختم دیدم پلگ راست میگه. بهش گفتم: اوک پس من میرم بخوابم. شبت خوش پلگ) و خوابیدم..
امیدوارم لذت برده باشید.😊😊😊😊 خدانگهدارتون
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عااالی بود
چالس هم:اممم...یا مریکت یا لیدی نوار.نمیتونم بین این دوتا انتخاب کنم🤩🤷♀️
سلام عزیزانم
پارت بعد منتشر شد🥳🥳🥳🥳 امیدوارم لذت ببرید....
عالیه نپصمممممممممممممممممممم خیلییییی خوب وبدددددددد❤️❤️❤️🌸🌸🌸🌸
ممنون آجی مارگاریتا❤❤❤
عاالی بودکوثر😘😘😘
برای جواب چالش هم باید بکم شیپ لیدی نوار و مریکت و ادرینت
ممنون که خوندی عزیزم😊😊
سلام عزیزای دلم😊
من کوثرم این اکانت جدید من هست. از این به بعد ادامه ی داستان رو تو این اکانت مینویسم😊(ببخشید اگه اذیت میشید/ شدید) براستی قسمت سوم بررسیه شاید سه روز دیگه بیاد😊
خدانگهدار
بله از اون حسابم متاسفانه خارج شدم
سلام بچه ها
امیدوارم حالتون خوب باشه😊😊 من پارت سوم رو نوشتم و درحال بررسی هست. بچه ها من میخوام این اکانت حذف کنم و ادامه ی داستان رو با یک اکانت جدید بنویسم...
چون ایمیل مادرمه و من میخوام با ایمیلم وارد بشم... اها راستی چیزی تغییر نمیکنه یعنی نه پروفایلم تغییر میکنه و نه اسمم من هم حتما پس از اینکه با اکانت جدیدم وارد شدم خبرتون میکنم..😊😊😊(ببخشید اگر اذیت میشید یا کلا شدید.)
دوستون دارم
خدانگهدار💖💖💖
(تستچی جان لطفا نظرم رو منتشر کن لطفا)
سلام کوثر جون عالی بووووووووووووووووووووود
جواب چالش:۱-لیدی نواری ۲-مریکت ۳-آدرینت
پارت بعدی لطفا😁😁
ممنون عزیزم😊😊🥰
میگم امی بشیم اسم من آیلار ۱۳ سال
یک میراکولر و یک برونی🦄🦄
حتما آیلار جون😊😊😊😊😊🥰
عالی بود کوثر جونم😍😍😍❤جواب چالش:من عاشق شیپ مریکت هستم😍بعدشتم لیدی نوار😻😙
منم😊😊😊😊😊 ممنون که خوندی گلم
لایک 😐😐👊👊👊👊بلیط پاریست رایگان😂😂
ام من قول دادم واسه همه بلیط بگیرم ۱ ادیبهشت اگه انتشار نکردن فصل۴ را بریم با تانک و اینا استودیو زگ را خراب کنیم
واسه لیدی نواری ها هتل دوازده ستاره و بلیط مجانی بگیرم 🤣🤣
موافقم آیلار😆😆😆😆😆
اوو منم میام آیلار جون😅❤😍
منم با آیلار جون میرم🤣
سلام بچه ها
قسمت سوم رو وارد سایت کردم. امیدوارم بزودی منتشر بشه. خب خدا نگهدارتون😊😊😊🥰