سلام عزیزان. به ایستگاه چهارم سفر خوش اومدین. در این پست قراره با دیالوگ و مونولوگ که از اصلیترین ستونهای نوشته هست، آشنایی پیدا کنیم.
🌱مونولوگ: اولین مبحث این پست، مونولوگ هست؛ اما اصلا مونولوگ چی هست؟ مونولوگ از دو کلمه یونانی *Mono* به معنای تنها و *Logos* به معنای سخن، ریشه گرفته شده. در سادهترین تعریف، مونولوگ یعنی تکگویی. یعنی یک شخصیت واحد، بدون وقفه یا جواب مستقیم از سوی شخص دیگری، به مدت قابل توجهی صحبت میکنه. وقتی یک کتاب میخونید با دو بخش مواجه میشید، صحبتهای بین شخصیتها و نوشتههایی که حالات و افکار شخصیتها رو توضیح میده و درواقع مونولوگها همون نوشتهها هستن. 🍀نکته: همیشه مونولوگ از دیالوگ بیشتره.
🍀چرا از مونولوگ استفاده میکنیم؟ 📍نفوذ عمیق به ذهن: درواقع مونولوگ، تنها راه مستقیم نویسنده برای نشون دادن تفکر خام و منطق درونی یک کاراکتره. درست مثل فیلم برداری از ذهن و وجود کارکتر. 📍تغییر جهت: یک مونولوگ عالی باید در نهایت منجر به تصمیمگیری و یا تغییر دیدگاه شخصیت بشه. اگه کاراکتر صد کلمه حرف زد و آخرش همون آدمی بود که اول بود، قطعا مونولوگت بیخود بوده. 📍ارائه اطلاعات حیاتی: گاهی باید گذشتهای از شخصیتی رو توضیح بدیم؛ اما این توضیح نباید شبیه گزارش کار باشه.
🍀خلاصهای از سخنان والا مقام شبدر دارچینی در رابطه با مونولوگ مونولوگ یا باید کاراکتر رو تغییر بده یا داستان رو به جلو هدایت کنه. در غیر این صورت، اون مونولوگ فقط صدای اضافه است. 📍راستی مونولوگها بهترین فرصت برای نشوندن آرایهها به روی متن شماست. هرچی از آرایههای بیشتری استفاده کنید مونولوگ شما زیباتر و اثرتون به یاد موندنیتر میشه؛ اما حواستون باشه هر چیزی زیادشم خوب نیست و باید آرایه به متن بخوره.
🌱دیالوگ: دومین موردی که میخوام درموردش صحبت کنم، دیالوگ هست. اما اصلا دیالوگ چیه؟ دیالوگ از *Dia* به معنای از طریق یا متقابل و *Logos* که به معنی کلام هست، ریشه گرفته شده. یعنی گفتگو یا کلام متقابل بین دو یا چند نفر. 🍀چرا از دیالوگ استفاده میکنیم؟ 📍ایجاد کنش و درگیری: دیالوگ خوب مبارزهای بین ارادههاست. هر کسی تلاش میکنه نیت خودش رو به دیگران تحمیل کنه. اگه همه با هم موافق باشن، ما یه سمینار داریم، نه یه داستان! 📍نمایش رابطه: لحن، طول جملات و کلماتی که یک شخصیت برای دوستش، مدیرش یا دشمنش استفاده میکنه، ماهیت اون رابطه رو به ما نشون میده. 📍پیشبرد سریع: دیالوگها معمولاً موتور محرکه داستان در زمان حال هستن. 🍀خلاصهای از سخنان والا مقام شبدر دارچینی: دیالوگ، مبارزهای بین اون چیزی که شخصیتها میگن و اون چیزی که واقعاً میخوانه.
🌱 تقویت مونولوگ حالا که فهمیدیم دیالوگ و مونولگ چی هستن، باید بفهمیم که چطور میتونیم مونولوگها رو از حالت کسل کننده خارج کنیم. 🍀سه سبک طلایی مونولوگ: 📍سولیلویی (فکر کردن با صدای بلند): مثل هملت. مخاطب اصلی، خود کاراکتره. این سبک برای لحظات بحرانی که شخصیت در حال دوراهی مرگ و زندگیه عالیه. در این سبک مونولوگ نویسی باید نشون بدیم که این جملات، تلاشی آشفته برای منطقساز موقعیته. 📍مونولوگ آدرسدار: شخصیت داره با شخصی حرف میزنه که حضور فیزیکی نداره. مثل روح مامان و یا حتی یک عکس روی میز. این سبک به کارکتر اجازه میده حرفهایی رو به زبون بیاره که اگر طرف مقابل زنده بود، جرأت نمیکرد بگه. معمولا هم پر از اعتراف و انتقامهای کلامی هستن. 📍مونولوگ روایی: در این نوع مونولوگ گذشته توضیح داده میشه و بزرگترین تلهای که وجود داره در این سبک مونولوگ، ممکنن تبدیل به گزارش بشه. یکی از روشهایی که برای نوشتن مونولوگ ضد گزارش هست، این هست که هر جمله باید با یک حس معاصر همراه باشه. مثلا * از زمانی که اون رو ترک کردم، تا حالا که پشت این دیوارها زندونی شدم، مزه تلخ اون قهوهای که ریختم تو لیوانش، زیر زبونم هست.* 🍀نکته: هر مونولوگ باید با یک "بله" یا "نه" بزرگ درونی به پایان برسه. اگه کاراکتر به یک نتیجه نرسه، خواننده احساس اتلاف وقت میکنه و این یعنی فاجعه!
🌱تسلط بر دیالوگ دیالوگ فقط حرف نیست. درواقع دیالوگ، نشون دادنه و نشون دادن به قدرتمندترین شکل، از طریق پنهانکاری رخ میده. 📍زیرمتن: جایی که درام زندگی میکنه زیرمتن چیه؟ اون چیزی که شخصیتها به زبون نمیارن؛ اما منظور واقعی اونهاست. به این فاصله بین اون چیزی که گفته میشه و اون چیزی که واقعاً در ذهنه، زیر متن میگن. چند تا مثال کلاسیک رو این زیر نوشتم: دیالوگ ظاهری: عزیزم، لطفا در رو ببند. صدای خیابون میاد. زیرمتن زن: من از دست این رفتارهای بیملاحظهات خسته شدم؛ اما نمیخوام دعوا کنم، پس یه چیز پیشپا افتاده رو بهونه میکنم. زیرمتن مرد: من حواسم پرت کارهای خودمه و نمیخوام حرفت رو بپذیرم؛ پس با یه حرکت ساده نشون میدم که نظرت برام مهم نیست.
🍀هفت دستورالعمل دیالوگنویسی 📍صدای منحصر به فرد: یعنی اگه اسمها رو برداری و به یه شخصیت دیگه بدی و یا بدون نام برد شخصیت دیالوگ رو بنویسی، قبل از اینکه مونولوگ و یا دیالوگ بعدی اشارهای بکنه، خواننده بتونه بفهمه کی این حرف رو زده. این یعنی هر شخصیتی باید دیالوگهاش ویژگیهای به خصوصی داشته باشه که چند مورد رو این زیر نوشتم: ✨دایره لغات: آیا از لغات تخصصی، عامیانه و یا کلمات قدیمی استفاده میکنه؟ ✨طول جمله: کوتاه و بریده بریده و یا طولانی و جملهبندی شده صحبت میکنه؟ ✨ریتم: آیا سریع و پر انرژیه و یا کُند و محتاط؟
📍دیالوگهای اطلاعاتی ممنوع: هرگز برای توضیح دنیا یا گذشته به کاراکترها زور نگو که اطلاعات بدن. 🍃جایگزین: شخصیت میتونه اطلاعات رو در حین درگیری بده. مثلاً صغرا نباید به صغراگل بگه” بابا همیشه میگفت باید از رئیسمون دوری کنیم.“ باید بگه” تو هیچ وقت درس عبرت نمیگیری؟ اون دفعه بابا گفت نزدیک رئیس نشو؛ اما تو گوش نکردی و اون فاجعه رو بار اوردی. الان هم داری همون کار رو تکرار میکنی!“ الان اطلاعات اومد و درگیری هم حفظ شد.
📍سکوت مؤثر: سکوت باید وزن داشته باشه. سکوتی که بعد از یه توهین بزرگ میاد، با سکوتی که بعد از شنیدن یه خبر خوب میاد، فرق داره. همیشه به سکوتت دلیل بده.
📍از فعل استفاده کن نه قید: اینجا نباید بنویسی اکبرمراد با عصبانیت فریاد زد؛ چون این علاوه بر اینکه حالت مونولوگی داره، خیلی ابتدایی و پیش افتادس و واقعا مزخرفه. اینجا باید یه دیالوگی بنویسی که نشان بده فریاد اکبرمراد عصبانیت داره. 📌دیالوگهای خوب، گفتگو نیستن، بلکه درگیریهای ظریف هستن.
🌱دیالوگ در ژانرهای مختلف: تغییر مود و تمپو ژانر، موسیقی متن دیالوگ توئه. ما ژانرهای مختلفی داریم و باید بدونیم با توجه به دیالوگهای مختلف موسیقی مناسب رو انتخاب کنیم. یعنی وقتی داری یکیو تهدید به مرگ میکنی نیای بنویسی: به چَشمان مهلایت سوگند ای عشق دیرینه، من تو را در حمامی از مذاب، به دشتی از گل بابونه خونین دل در قلب آسمان میفرستم. البته مثلا وقتی قاتل تازه از پای منقل بلند شده طبیعیه این رو بگه و کامل مناسبه؛ اما در حالت عادی بهتره چیزی بنویسید که به یه قاتل زنجیری با پنجاه سال سابقه و بیست تا قتل و صورت زخمی و سه من ریش و چهار متر قد بیاد.
🌱قاتلان خاموش دیالوگ اینها مواردی هستن که کاراکترهات رو شبیه رباتهای آموزشدیده تلویزیونی میکنن. 📍دیالوگ (مستقیم و رو): وقتی کاراکترها دقیقاً همون چیزی رو میگن که دارن حس میکنن. مثال بد: من از اینکه بهم خیانت کردی خیلی عصبانی هستم! راه حل: اون رو با زیرمتن پوشش بده. بذار عصبانیتش در قالب یه رفتار فیزیکی یا یه حرف بیربط دیگه نمود پیدا کنه.
📍مونولوگهای نمایشی: وقتی یه شخصیت یه سخنرانی طولانی میکنه تا نویسنده بتونه اطلاعات رو بده، و بقیه شخصیتها فقط مثل یه مجسمه گوش میدن. راه حل: سخنرانی رو بین شخصیتها تقسیم کن یا اجازه بده قبل از پایانش، یه نفر با یه حرکت ناگهانی (مثلاً شکستن لیوان) سخنرانی رو قطع کنه. 📍بیش از حد مودب بودن! مردم در بحرانهای شدید، از ادبیات رسمی دوری میکنن. اگه شخصیتت در حال فراره، نباید بگه: ای همکار عزیز، اجازه بده تقاضای تسریع در امر خروج را بنمایم. در این حالت شخصیت باید بگه: د بیا دیگه فلان فلان شده! الان میبینتمون و کافیه کسی ببینتمون اون وقته که با در و دهنت باید خداحافظی کنی.
🌱تمرینهای عملی خوب حالا وقتشه تمام این نکات رو با هم ترکیب کنی و دست به قلم ببری. من یه سری موقعیت براتون شرح میدم و شما با استفاده از اونها آزاد نویسی کنید. یعنی بدون فکر بنویسید. بعد از یه استراحت کوتاه. میاید و نوشتههاتون رو ویرایشش میکنید. بعضی مواقع یه متنی نوشته میشه که به اندازه هزاران کلمه ارزش دارن و شما میتونید با تغییرات کوچیکی در موقعیت مناسب استفاده کنید. البته این رو فراموش نکنید که اینا فقط تمرینن و اگه دیالوگ یا مونولوگ خوبی ندیدید هیچ مشکلی نیست و درواقع پیدا کردنش فقط یه خوششانسی کوچیکه.
🍀دیالوگ با محدودیت: یک صحنه مبارزه اراده بین دو نفر بنویس. برای هر نفر فقط دو کلمه در هر نوبت صحبت کردن مجازه. این باعث میشه مجبور بشی از قویترین کلمات ممکن استفاده کنی و از حشو دوری کنی. 🍀مونولوگ به دیالوگ تبدیل شده یه مونولوگ دراماتیک از یه فیلم یا کتاب مورد علاقهات رو انتخاب کن. حالا اون رو بازنویسی کن: 🍃شخصیت الف مونولوگ رو نگه داره. 🍃شخصیت ب (که قبلاً حضور نداشته) با موضعی کاملاً مخالف وارد بشه و دیالوگ رو به یه جنگ واقعی تبدیل کنه. 🍀حذف آداب معاشرت مصنوعی یه مکالمه دو نفره طولانی بنویس. حالا برگرد و تمام کلماتی که در زندگی روزمره معمولاً گفته نمیشن رو حذف کن: سلام. خوبی؟ خداحافظ. لطفاً. (مگه در موارد استثنایی) و... . ببین چطور بدون این کلمات هم میتونی فوراً وارد بحث اصلی بشی.
واااای پست گذاشتی
عللیع
فرصت کاکتوسی🌵
بهبه خسته نباشیی🎀