آدرین: دیگه هوا تاریک شده بدو و ما کلییی لب ساحل به هم آب پروندیم. مرینت: داشتم میرفتم خونه یه متر با آدرین فاصله داشتم که یه ماشین سیاه جلوم پیچید در جلویی که جایی بود که فردی بخل راننده میشینه سمت من بود دیوید از اون د اومد و گفت سوار شوووووو! . جوری داد زد که می لرزیدم گفت این چیه تنت. مرینت:این خب.. ًخب دیوید.... این ام... دیوید: نگو این هودی رو اون پسره ی کله زرد داده بهت(آدرین: کله ی من چه گناهی کرده) مرینت: خ... خب. آدرین : صدای یه مرد که با مرینت دعوا داشت و شنیدم
آدرین: است مرینت و کشیدم و گفتم آره این و من دادم. دیوید: به چه منظوری. آدرین: شاید عاش/قشم. مرینت : دیوید زد تو گوش آدرین سریع سرش برگشت اما دوباره با دیوید چشم تو چشم شد . دیوید: خواستم یه کی دیگه بخوابونم که..... مرینت: رفتم جلوی آدرین رو به دیوید گفتم او آسییییب دیده نباید بهش فشار وارد بشه. دیوید: به من چه خودش خواسته
مرینت: دیوید اون فقط بیمار منه وقتی آسیب هاش خوب شد مرخص میشه. دیوید: تو ً .تو تا حالا تو روی من نوایسادی. دستم و بردم بالا تا بخوابونم تو گوش مرینت وقتی زدم فقط باد بود اون دیو مرینت کشیده بود تو بغلش . آدرین: تو اصلا چی کاره اشی دیوید: نم. زادش. مرینت: آدرین دستششول شد. گفتم دیوید چرت نگو ٔ دیوید: می خوای پنهان کنی. آدرین نه نه نمیشه دروغه
عذر میخوام
لایک و کامنت یادتون نره ف=ف
بای دوستان
محشر بود آجی😍😍😍😍
ولی کم کو دارم شک میکنم داداش داری
ممنونم داداشی
میدانی تو خیلی لوسی
😐
عالییییی بود عزیزم
یکی از بهترین نویسنده هایی هستی که تاحالا دیدم
اینو بدون که من بزرگترین طرفدارتم😊
میگماااا اجی میشی؟
من فرنوشا هستم ۱۳سالمه
مرسییییییی گلم
معلومه آجی میشم 👭🏻
ثنا هستم ۱۱ ساله 🫂💐
عالی بود
مرسی گلم 😘