بچه ها زود به زود تست میزارم
جیمین:امروز که خیلی هوا گرمه دارم هلاک میشم چرااا چرا اینقدر گرمی تو این روز من(نویا اسم شناسناممه😅) پریسا:نویا اوردیمون تو کشور قریب بعد زر زرم میکنی بخدا اگه رسم رفاقت ارزش نداشت نمیومدم .نویا:ویییی پریسا زر زر نکن حوصلتو ندارم خواستی بگی نمیخوام بیام راحتمون میکردی اصلا حوصلتو ندارما پریسا:خفه شو دو دقیقه مامانم زنگ زد.م پریسا(مامان پریسا)دخترم امروز چطور بود خوش گذشت نهار چی خوردی نویا حالش خوبه چطوره.پریسا:مامان خوبیم همه عالین ن دارم نودل سوپ خوردیم نویا:خاله جون من خوبم مامان ۱پریسا:خدارو شکر میخواستم حالتونو بپرسم بای نویا:خاک تو سرت کنن ....همین که میخواستم حرفمو ادامه بدم بی تی اسو دیدم 😐💔پریسا:میخواست داد بزنه که جلو دهنش و گرفتم پریسا:دیدی بی تی اس بود نویا:خفه شو اونا با لباس مردمی آمدن نمیخوان ما بشناسیمشون آروم کنارشون را میریم پریسا:باشه
جیمین :اون دوتا دختر و میبینی وی:اره نامجون:مشکوک بنظر میان جین:فکر کنم فهمیدن ما بی تی اسدهستیم شوگا:نه اگه میفهمیدن جیغ میزدن جی هوپ:نزدن یهو پریسا:وایی ما داریم از کنار بی تی اس رد میشیم نویا:خفه شو الان میفهمن داشتم آهسته رد میشدم که پام گیر کرد به پای جیمین🤐یا خدا افتادم رو پریسا پام بد جور پیچ خورده بود جمین دستمو گرفتم دید داره از پام خون میاد پریسا نمیدونست چی بگه هر دوتامون ساکت بودیم تو ماشین خیلی معذب بودن جمین :وی اینا خیلی زیبا و سنگینن وی :اره خیلی دخترای خوبین
نامجون :شما هم انگار خیلی ازشون خوشت اومده😃😃 جین:باید براشون آستین بالا بزنیم😂😂پریسا:من حرفاشونو میشنوم نویا: چی میگن پریسا: میخوان برا جیمین زن بگیرن😂نویا:ما که نیستیم😐💔 پریسا:نه بابا ما کجام.ن به جیمین رسیدیم نویا رو بردم پیش دکتر گفتش شیشه خورده رفته تو پاش😐❤️من گفتم شیشه اصلا اونجا شیشه نبود بعد گفتش باسد عمل بشه که شیشه رو در بیاریم منم گفتم باش جیمین:چش شد حالشون خوبه پریسا:اره عمل بشه حالی خوبه
دو ساعت بعد......
جیمین آقای دکتر من چیکار کنم من عاشق این دختر شدم نمیدونم چه کنم میشه یه چی بگین این دختره از من خوشش بیاد؟؟
پریسا :میگما این پسر مو قرمزه خیلی جذابه نویا برام در نظر بگیرش😐🙌 نویا:میگما پریسا میتونی خفه شی الان مامانت زنگ میزنم میگه بچه ها خوبین چیزی کمو کس ندارین واییییی از دست مامانت اعصبانی شدم خو دارم میمیرم اینم رو مخه میگم این جیمینه خیلی این دور و ورا میادا حواست بهش باشه😐🙌 پریسا:میگما جیمین بدبخت ک خیلی دنبال کارای توسعه بجای تشکرته!😐💔 نویا:تشکر ازش نخواستم از همین میترسم ک بعد سرمون منت بزاره یا بخواد ک رل بزنیم 😐🙌
پریسا:از خدایان باشه تو ک داری میترشی دیگ شوهر ب این خوشگلی ایدل ب این خوبی میگما مگه تو آرمی نبودی ؟؟😂 نویا:(با خودم حرف میزنم)خدایا من دارم زر می نم من خیلی جیمینو میخوام ولی از ی چی میترسم نمیدونم چی ولی تو بهم بگو پریسا:چیع یک ساعتها داری ب اونا مینگری😐🙌 نویا:هیچ چی داشتم با خودم حرف میزدم اعععع جیمین اومد بگو هنوز ب هوش نیومده خوب !😐💔 پریسا: باش 😂💦
جیمین:ببخشید خانمه؟؟؟؟ پریسا:پریسا هستم جیمین:آها هنوز خواهرتون ب هوش نیومده؟ پریسا:ن متاسفانه جیمین :ببخشید یک دقیقه میرین بیرون من باهاشون حرف خصوصی دارم پریسا : چشم جیمین:اعععع نویا خانم ببخشید یه چیزی هست ک چند روزه میخواستم بهتون بگم میدونیم امممممممم من خیلی خیلی دوست دارم با هم تو رابطه باشیم و می ونم ک اینجا جایی هست ک وقت این حرفا نیست ولی من واقعا از صمیم قلب دارم میگم ک واقعا میشه؟؟ نویا:(دارم با خودم میحرفم) وایییی الان خودمو بزنم ب هوش آمدن یا زوده ...... یع دوسه دقیقه ی دیگه نویا :اممممم جیمین جیمین:جوابتو میگی بهم؟ نویا:جوابم پارت بعد (θ‿θ)(θ‿θ)
خوب دیگه تو کامنت ها هر چی میتونین فحش بارم نکنین 😂😐 این دیگه چیزی بود ک داخل پارت اول از دستم بر میومد
😐😂💔بای تا پارت بعدی خداحافظظظ پارت بعدی رو مینویسم دیگه کاری نداشته باشین ب کی شما فقط بنگرین😐🙌