بچه ها من چندبار پارت 7 این داستانو گذاشتم تو بررسی ولی هنوز بررسی نشده....اگه خواستید میتونید برید تو اون یکی اکانتم بخونید.......اسم اون یکی اکانتم همینه ک الان هس پروفم هم همینه.......پارت 10......
صبح با صدای دراکو بیدار شدم. دراکو با مهربونی : کاترین!! کاترین خانم . من با صدای خوابالودی : هاااا خوابم میاد بزا بخوابم. دراکو : پاشو بیب. من با شدت از جام بلند شدم : بله😠 دفه آخرت باشه به من میگی بیب فهمیدی😠 دراکو با خنده گفت : باشه بابا باشه . آروم باش😂 حالا نمیخوای پاشی. من با خوابالودگی : ساعت چنده ؟ دراکو : ۷:۳۰ . من : با کی کلاس داریم ؟ دراکو : تریلانی . بعد یهو خودمو پرت کردم رو تختو گفتم : وااااای. حوصله یه پیش بینی دیگه رو ندارم، دراکو : پاشو بابا تنبل و منو بلند کرد و هل داد سمت پرده
بالاخره من آماده شدم و رفتیم. تو راهرو هری هرمی و رون و دیدیم و باهم رفتیم سر کلاس. تریلانی اوند سر کلاس و همون اول کاری پرسید : خانم کالن. من : بله پروفسور. تریلانی : پیش بینی من از آینده درست بود؟؟؟ من یه نگاهی به دراکو کردم دیدم داره لبخند میزنه بعد به هرمی که یهو دیدم تریلانی دوباره پرسید: درست بود؟؟ من : بله. تریلانی رو به بچه ها گفت : دیدین. اگه از همون روشی که بهتون گفتم برین پیش بینیتون درست در میاد. خب حالا من میخوام یه روش دیگه هم برای پیش بینی آینده بهتون بگم. و بعد شروع به حرف زدن کرد. وسط حرفاش یهو گفت : خانم کالن شما آماده اید. من با تعجب گفتم: م....من . تریلانی : بله. دستتو بده من دخترم. و دوباره با ترس دستمو بردم جلو.
( چراااااااااا همششش به من میگههههههه مگهههه فقط من تو این کلاسم😠😠😠😠😠😠) تریلانی: به زودی یکی از کسایی که براتو مهمن رو از دست میدید ولی نه از اون نظری که شما فکر میکنید. خب این جلسه هم تموم شد. جلسه بعدی امتحان داریم. خوب بخونید. من : هرمی من میترسم هرمی : چرا من : اگه تریلانی درست بگه چی . هرمی : ناراحت نباش بابا . کل هاگوارتز میگن که اون دیوونس . من : نمیدونم والا. و بعد دراکو اومد و گفت : بچه ها من اونروز برنامه جنگل ممنوعتونو خراب کردم . میخواین الان بریم؟؟ هری : ما که دیگه کلاس نداریم من : ماهم نداریم. رون : من پایه ام . هرمی : منم هستم. من : خب پس بریم. هری: بچه ها همه باهم : هااا هری : میشه بگیم جینی هم بیاد؟؟؟ رون : خواهر من چرا باید بیاد؟؟؟؟؟؟ هرمی : آره چرا که نه. من : آره خیلی خوب میشه. جینی!!!! و بعد بدو بدو رفتم پیشش. جینی : جانم کاری داشتی؟؟ من : آره . من و بچه ها میخوایم بریم جنگل ممنوعه استراحت کنیم . توهم میای؟ جینی : خب..... راستش..... من : اول اینو به من بگو الان کاری داری؟؟؟؟ جینی : نه..... ولی....من : خب پس بیا بریم و دستشو گرفتم و بردم پیش بقیه
* تو جنگل ممنوعه* هر کدوم رفتیم و رو زمین نشستیم و به درختا تکیه دادیم. دراکو اومد و پامو با دستاش دراز کردو سرشو گذاشت رو پام (😍😍😍😍😍😍) . هرمی : واییی چقد هوا خوبه😃😃😃 رون: آره. یهو دیدیم هری بلند شد و رفت سمت جینی و پیشش نشست. رون : هی😠آقای پاتر😠بیا کارت دارم. اما هری هیچ توجهی نکرد. رون داشت بلند میشد بره پیش هری که .........
این پارت یکم کم بود. ببخشید حوصله تایپ کردن نداشتم . شاید پارت بعدو فردا بزارم❤ لایک و کامنت یادت نره آهان راستی....... برو بعدی بهت بگم👉👉👉
تو که تا اینجا اومدی تا آخر برو بازدیدت ثبت شه😉
نتیجه 1
اااااای لایک و کامنت ضایم نکنیدا دیگه حداقل کامنتو بزار😃
نتیجه 2
اااااای لایک و کامنت ضایم نکنیدا دیگه حداقل کامنتو بزار😃
نتیجه 3
اااااای لایک و کامنت ضایم نکنیدا دیگه حداقل کامنتو بزار😃
نتیجه 4
اااااای لایک و کامنت ضایم نکنیدا دیگه حداقل کامنتو بزار😃
عالیییی اجی میشی؟
مرسی
آره
مهسا ۱۴
منم مایام 14 خوشبختم🙂
نه کامنتو گذاشتن نه لایک 😂😂👏👏
اصلا حمایت نمیشه😞😞😞
آخی خودم همایت کردم دیگه😅