اول که این اولین رمان منه و بگم که شخصیت اصلیش خودمم پس اسمشو ا. ت نمیزارم که فکر نکنین شمایین و بگم که داستان مربوط به کل کیپاپ و ام وارم خوشتون بیاد:/ ♡
اول معرفی بالا رو بخون👆 بعد فالو و لایک ❤️ کن و بعد برو بعدی
قبل از شروع باید بدونیم که جونگ کوک تو دوران دبستان عاشق یکی از دخترای مدرسشون بوده و از اونجایی که اسم و سنشو نمیدونیم خودمون میسازیم. شروعع
از زبون نیا:(از وقتی که به این مدرسه جدید اومدم حس عجیبی دارم. احساس میکنم که غریبم شاید به خاطر نگاه هایی که بهم میکنن باشه. از وقتی که وارد مدرسه شده بودم یه پسر سال هفتمی هی بهم نگاه میکرد ولی احساس میکردم نگاه اون با بقیه فرق داره. یه روز زنگ تفریح بود و من از کلاس بیرون اومدم. میخواستم برم از اون پسره بپرسم کلاس چندمه و چرا همش به من نگاه میکنه. )
رفتم و اسمشو ازش پرسیدم.) از زبون کوک:(یهو دیدم اون دختره که هی نگاهش میکردم اومد سمتم. وانمود کردم نفهمیدم اون اومده که یهو ازم اسممو پرسید. ا.. اسم من ج.. جئون جونگ کوکه. تعجب کرده بودم یهو چطور تصمیم گرفت با من حرف بزنه. اونم گفت که اسمش نیا ئه و کلاس هشتمه. عجیبه دقیقا تیپ ایده آل من بود.) نیا:(پسره خیلی خوشتیپ و ناز بود. با خودم فکر کردم شاید بد نباشه با هم دوست بشیم و بعدش همینو بلند بیان کردم. اولش فکر نمیکردم قبول کنه ولی کرد.)
کوک:(ناخواسته قبول کردم البته همچینم ناخواسته نبود. مثل اینکه اونم از من خوشش میومد.) چند روز بعد با هم بیرون رفتیم و به هم نزدیک شدیم. خونه های هم میرفتیم و با هم کلی بازی و شوخی میکردیم. نیا:(متاسفانه بعد از یک سال پدر و مادرم به خاطر شرایط مالی نامساعد مجبور شدن مدرسه من رو عوض کنم و ما دیگه همدیگه رو ندیدیم. دقیقا همون سال بود که پدر و مادرم به خاطر استعدادم تو رقص و خوانندگی و ویژوال خوبم اسم من رو در اودیشن کمپانی جی وای پی ثبت نام کردن و به صورت معجزه آسایی نفر دومی بودم که قبول شده بود و مجبور بودم که برای دوره کارآموزی، یه مدت طولانی از خانوادم جدا بشم و این برام خیلی سخت بود.)
کوک:(بعد از یه سال که دوستیمون به اوج رسیده بود نیا از مدرسه ما رفت و دیگه ندیدمش. این قضیه روی روحیه و درسم خیلی تاثیر گذاشت و فکر میکنم که اون دوستی و علاقه تبدیل به عشق شده بود. اما سعی کردم این قضیه رو پشت سر بزارم و موفق هم شدم. من به کسی نگفته بودم اما وقتی 10 یا 11 سالم بود برای اودیشن به کمپانی بیگ هیت رفته بودم و قبول شده بودم و به مدت 4 سال به علاوه درس خوندن کارآموزی هم کردم. این 4 سال کمی سخت گذشت تا اینکه در 15 سالگی تونستم با موفقیت به عنوان عضوی از گروه 7 نفره بی تی اس دبیو کنم.)..... پایان
نتیجه 1
اگه میخواید پارت بعدی رو بزارم لطفا فالو و لایک کنید چون تازه داره به قسمتای باحالش میرسه. 😉💜
نتیجه 2
اگه میخواید پارت بعدی رو بزارم لطفا فالو و لایک کنید چون تازه داره به قسمتای باحالش میرسه. 😉💜
نتیجه 3
اگه میخواید پارت بعدی رو بزارم لطفا فالو و لایک کنید چون تازه داره به قسمتای باحالش میرسه. 😉💜
نتیجه 4
اگه میخواید پارت بعدی رو بزارم لطفا فالو و لایک کنید چون تازه داره به قسمتای باحالش میرسه. 😉💜
های بود فالویی بفالو 🤗❤️
عالی بووووووووووووووددددددددددددددددددددددددددد
ممنون❤️ منتظر پارت بعدی باش😊